*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > افق پارسایی > افق پارسایی 9 


افق پارسایی 9 شماره خبر: ٣٧٤٧٥٥ ١٣:٢٢ - 1394/12/24   شیـــوه پــدرانــه حــاج‏ آقــا رحیــــم اربــــاب‌ قدس‌سره در ارشــــاد جــــوانــــــان ارسال به دوست نسخه چاپي


شیـــوه پــدرانــه حــاج‏ آقــا رحیــــم اربــــاب‌ قدس‌سره در ارشــــاد جــــوانــــــان

شیـــوه پــدرانــه حــاج‏ آقــا رحیــــم اربــــاب‌ قدس‌سره در ارشــــاد جــــوانــــــان


مرحوم دکتر محمدجواد شریعت، (پژوهشگر، استاد دانشگاه و مؤلف بیش‌از چهل کتاب و هشتاد مقاله، از جمله کتاب‌هاى درسى دوره راهنمایی آموزش و پرورش)، می‌گوید: .....

 مرحوم دکتر محمدجواد شریعت، (پژوهشگر، استاد دانشگاه و مؤلف بیشاز چهل کتاب و هشتاد مقاله، از جمله کتابهاى درسى دوره راهنمایی آموزش و پرورش)، میگوید:

حکیم فرزانه، فقیه بزرگوار و معلم اخلاق، حضرت آیةالله حاج‏ آقا رحیم ارباب قدس‌سره از علماى بزرگ اصفهان و استادى مسلم در تمام علوم اسلامى متداول از جمله فقه و اصول، حکمت، ادبیات، تفسیر، کلام، هیئت، ریاضى و... بودند.

آن بزرگوار علاوه بر دانش سرشار، فردى عارف، پرکار، مؤدب، متواضع و در مجموع الگو و نمونه‏اى از یک انسان کامل بودند، و رفتار و برخوردهاى ایشان با مردم، زبانزد خاص و عام است.

 سال 1332 شمسى بود، من و عده‏اى از جوانان پرشور آن روزگار، پساز تبادل ‏نظر و بحث و مشاجره به این نتیجه رسیده بودیم که، چه دلیلى دارد ما نماز را به عربى بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانیم؟! و عاقبت تصمیم گرفتیم، نماز را به فارسى بخوانیم و همین‏ کار را هم کردیم!

والدین، کم‏ کم از این موضوع آگاهى یافتند و به فکر چاره افتادند.

آنها پساز تبادل‏ نظر با یکدیگر تصمیم گرفتند، اول خودشان با نصیحت کردن ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راه دیگرى برگزینند. چون پند دادن آنها مؤثر نیفتاد، عاقبت یکى از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیةالله حاج ‏آقا رحیم ارباب قدس‌سره ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. در روز موعود ما را که تقریباً پانزده نفر مى‏شدیم، به محضر مبارک ایشان بردند.

در همان لحظه اول، چهره نورانى و لبان خندان ایشان، ما را مجذوب خود ساخت و آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم، با شخصیتى استثنایى مواجه هستیم.

ایشان در آغاز دستور پذیرایى از همه ما را صادر فرمودند؛ سپس رو به والدین ما کردند و فرمودند: شما که نماز را به فارسى نمى‏خوانید! فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید.

وقتى آنها رفتند، حضرت آیةالله ارباب، رو به ما کردند و فرمودند: بهتر است شما یکى‏ یکى خودتان را به من معرفى کنید و هر کدام بگویید که در چه سطح تحصیلى هستید و در چه رشته‏اى درس مى‏خوانید.

پساز آنکه امر ایشان را اطاعت کردیم، به تناسب رشته و کلاس هر کدام از ما، پرسشهاى علمى طرح کردند و از درسهایى از قبیل جبر، مثلثات، فیزیک، شیمى و علوم طبیعى مسایلى پرسیدند که پاسخ اغلب آنها از عهده درسهاى نیم‌‌بندى که ما خوانده بودیم خارج بود، اما ایشان با لحن پدرانه‏اى پاسخ درست آن پرسشها را خودشان مىفرمودند.

اکنون ما مى‏فهمیم، ایشان با طرح این سئوالات قصد داشتند ما را خلع سلاح کنند و به ما بفهمانند، آن دروس جدیدى را که شما مى‏خوانید، من بهترش را مى‏دانم، ولى به آنها مغرور نشده‏ام. پساز اینکه همه ما را خلع سلاح کردند، به موضوع اصلى پرداختند و فرمودند: والدین شما، نگران شدهاند که شما نمازتان را به فارسى مى‏خوانید. آنها نمى‏دانند من کسانى را مى‏شناسم که نعوذبالله، اصلاً نماز نمى‏خوانند!

شما جوانان پاکاعتقادى هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانى مى‏خواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم اما، مشکلاتى پیش آمد که نتوانستم به این خواسته جامه عمل بپوشم. اکنون شما به خواسته دوران جوانى من لباس عمل پوشانیده‏اید؛ آفرین به همت شما! اما من در آن روزگار به اولین مشکلى که برخوردم، ترجمه صحیح سوره حمد بود؛ که لابد شما آن مشکل را حل کردهاید. اکنون یک نفر از شما که از دیگران بیشتر مسلط است، به من جواب دهد که «بسم ‏الله الرحمن الرحیم» را چگونه ترجمه کرده است؟

 یکى از ما، به عادت محصلین دستش را بالا گرفت و داوطلب پاسخ به آیةالله ارباب شد.

جناب ایشان با لبخند فرمودند: خوب شد که طرف مباحثه ما یک نفر است، زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمى‏آمدم!

بعد رو به آن جوان کردند و فرمودند: خوب بفرمایید که بسم‏الله را چگونه ترجمه کردهاید؟ آن جوان گفت: «بسم‏الله الرحمن الرحیم» را طبق عادت جارى ترجمه کرده‏ایم: «به نام خداوند بخشنده مهربان.»

 مرحوم ارباب با لبخندى فرمودند: گمان نکنم که ترجمه درست «بسمالله» چنین باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به ‏نام» عیبى ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نیست، زیرا اسم عَلَم (=خاص) است براى خدا؛ و اسم عَلَم را نمى‏توان ترجمه کرد. مثلاً اگر اسم کسى «حسن» باشد، نمى‏توان به او گفت «زیبا»! درست است که ترجمه «حسن» زیباست، اما اگر به آقاى حسن بگوییم آقاى زیبا، حتماً خوشش نمى‏آید! کلمه «الله» اسم خاص است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مى‏کنند، همان‏گونه که یهود خداى متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» مى‏گویند. بنابراین، نمى‏توان «الله» را ترجمه کرد، بلکه باید همان لفظ جلاله را به کار برد. خوب، «رحمن» را چگونه ترجمه کرده‏اید؟

رفیق ما پاسخ داد که «رحمن» را «بخشنده» معنى کرده‏ایم.

مرحوم ارباب فرمودند: این ترجمه بد نیست، ولى کامل هم نیست؛ زیرا «رحمن» یکى از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگى او را مى‏رساند و این شمول در کلمه «بخشنده» نیست؛ یعنى در حقیقت، «رحمن» یعنى خدایى که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم مى‏کند و همه را در کنف لطف و بخشندگى خود قرار مى‏دهد، از جمله آن که، نعمت رزق و سلامت جسم و امثال آن عطا مى‏فرماید. در هر حال، ترجمه «بخشنده» براى «رحمن»، در حد کمال ترجمه نیست. خوب، «رحیم» را چطور ترجمه کرده‏اید؟

رفیق ما جواب داد: «رحیم» را به «مهربان» ترجمه کرده‏ایم.

آیةالله ارباب فرمودند: اگر مقصودتان از «رحیم»، من بودم (چون نام مبارک ایشان رحیم بود) بدم نمى‏آمد که اسم مرا به «مهربان» برگردانید؛ اما چون «رحیم» کلمه‏اى قرآنى و نام پروردگار است، باید آنرا غلط معنى نکنیم. بازهم اگر آنرا به «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهى به دهى مى‏برد، زیرا «رحیم» یعنى خدایى که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو مى‏کند؛ و صفت «بخشایندگى» تا حدودى این معنى را مى‏رساند. بنا بر آنچه گفته شد، معلوم شد که آنچه در ترجمه «بسم‏الله» آورده‏اید، بد نیست، ولى کامل نیست؛ و از جهتى نیز در آن اشتباهاتى هست؛ من هم در دوران جوانى که چنین قصدى را داشتم، به همین مشکلات برخورد کردم و از خواندن نماز به فارسى منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به بقیه آیات بپردازیم، موضوع خیلى غامض‏تر از این خواهد شد. اما من عقیده دارم، شما اگر بازهم به این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن به فارسى بر ندارید، زیرا خواندنش بهتر از نخواندن نماز به‏ طور کلى است.

در اینجا، همگى شرمنده و منفعل و شکست‏خورده، به حال عجز و التماس، از حضرت ایشان عذرخواهى ‏کردیم و قول ‏دادیم که دیگر نمازمان را به فارسى نخوانیم و نمازهاى گذشته را نیز اعاده کنیم. اما ایشان ‏فرمودند: من فقط مشکلات این کار را براى شما شرح دادم.

حضرت آیةالله ارباب قدس‌سره ، با تعارف میوه و شیرینى، مجلس را به پایان بردند و ما همگى دست مبارک ایشان را بوسیدیم و در حالیکه تا دم در ما را بدرقه مى‏کردند، از ایشان خداحافظى کردیم و در دل به عظمت شخصیت ایشان آفرین مى‏گفتیم و خوشحال بودیم افتخارى چنین نصیب ما شد که با چنین شخصیتى ملاقات کنیم. نمازها را اعاده کردیم و دست از کار جاهلانه خود برداشتیم. بنده، از آن به بعد، گاهگاهى به حضور آنجناب مى‏رسیدم و از خرمن علم و فضیلت ایشان خوشه‌‌ها برمى‏چیدم.

منبع: پایگاه اینترنتی صالحین

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA


خروج




شنبه ١٦ فروردين ١٣٩٩
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام