*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > جهاد اقتصادی 


جهاد اقتصادی شماره خبر: ٤٠٠٤٣١ ١٥:٤٩ - 1397/03/06   گفت‌وگو با دکتر سهیل اسعد اندیشمند و مبلغ آرژانتینیکالا و تأثیر آن در انتقال فرهنگ به‌عنوان یک ظرفیت تبلیغی ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌وگو با دکتر سهیل اسعد اندیشمند و مبلغ آرژانتینیکالا و تأثیر آن در انتقال فرهنگ به‌عنوان یک ظرفیت تبلیغی

گفت‌وگو با دکتر سهیل اسعد اندیشمند و مبلغ آرژانتینی


اصل تبلیغ، انتقال پیام است و در روش تبلیغ سنتی، انتقال پیام همراه با سخنرانی و خطابه بوده، اما این روش زمانی موثر واقع می‌شود که یک مبلغ بتواند کلام را به خوبی منتقل کند. طبیعتاً انتقال پیام از طریق خطابه برای برخی افراد مشکلی ندارد، اما با وسعت جمعیت و نقاط زندگی بشر، انتقال پیام با کلام سخت خواهد بود. در کشورهایی که جمعیت زیادی دارند، یک مبلغ برای تبلیغ باید تمام‌وقت و انرژی خود را صرف تبلیغ لسانی و سفر به مناطق مختلف کند. اگر تبلیغ را به‌عنوان یک فرآیند وسیع نگاه کنیم، می‌توانیم به‌وسیله صنعت و با تولید کالاهای خاصی، کار تبلیغی انجام بدهیم...

اصل تبلیغ، انتقال پیام است و در روش تبلیغ سنتی، انتقال پیام همراه با سخنرانی و خطابه بوده، اما این روش زمانی موثر واقع میشود که یک مبلغ بتواند کلام را به خوبی منتقل کند. طبیعتاً انتقال پیام از طریق خطابه برای برخی افراد مشکلی ندارد، اما با وسعت جمعیت و نقاط زندگی بشر، انتقال پیام با کلام سخت خواهد بود. در کشورهایی که جمعیت زیادی دارند، یک مبلغ برای تبلیغ باید تماموقت و انرژی خود را صرف تبلیغ لسانی و سفر به مناطق مختلف کند. اگر تبلیغ را بهعنوان یک فرآیند وسیع نگاه کنیم، میتوانیم بهوسیله صنعت و با تولید کالاهای خاصی، کار تبلیغی انجام بدهیم و عملاً ادیان تا حدودی این کار را شروع کردهاند تا بهوسیله کالاها مسائل ایدئولوژیک را منتقل کنند. بنابراین در روند تبلیغی مطلوب، انتقال پیام به هر نحو ممکن است، مراکز و سازمانها در این فرآیند تمام ابزارهایی را که از لحاظ علمی، تکنولوژی، صنعتی، ورزشی و هنری در اختیار دارند را بهعنوان ابزارهای تبلیغی قرار دادهاند تا پیام مورد نظر در ابعاد مختلف منتقل شود؛ چراکه اصل، تحقق هدف و انتقال پیام است و به هر نحو ممکن میتواند این کار انجام گیرد. هفتهنامه افق حوزه در گفتوگویی اختصاصی با دکتر سهیل اسعد اندیشمند و مبلغ آرژانتینی به بررسی نقش کالا بهعنوان روش نوین تبلیغی در جوامع مختلف پرداخته است.

• کالا یا محتوای تبلیغی باید امروزی و ملموس باشد

یکی از اشکالات وارد بر روش سنتی تبلیغ این است که ما نتوانستهایم دین را برای افراد جامعه ملموس جلوه دهیم، در حالیکه پروتستانها، تمام کشیشهای امروزی خودشان را مقدس میدانند و همه آنها را صاحب کرامات معرفی میکنند. آنها در بحث هنر و کرامات شخصیتهای دینی و مذهبیشان و نیز بحث کالاهای مذهبی مقدس، مسائل ملموسی را بهوجود آوردهاند. آنها هیچوقت کتابی راجع به شخصیتهای مقدس تاریخی نمینویسند، بلکه بیماری را به کلیسا میآورند و شخصیت مقدسی را هم میآورند که او را شفا میدهد و هزاران کانال تلویزیونی هم این صحنه را پخش میکنند و با این روش دین را بهصورت ملموس به مردم معرفی میکنند. در این فرآیند کالاها میتواند پل ارتباطی با ایدئولوژی، فرهنگ، تمدن، فکر و جهانبینی باشد. یکی از برنامههای غرب برای جذب، خلق شخصیتهای جذاب برای جوانان است که در کنار آن شخصیت، کالاهای مربوط به آن شخصیت را تولید میکنند، مثلاً خوانندهای را با شلوار و عینک و کلاه خاصی مطرح میکنند و سپس شرکتهایی در چین و آمریکا و دیگر کشورها کلاهها، عینکها و شلوارهای آن خواننده را تولید میکنند. این شرکتها در ادامه این روند تبلیغی، کافهای بهنام Hard Rock تأسیس کردند که هر کشوری حق دارد یک Hard Rock داشته باشد و لذا زنجیرهای از کافههای Hard Rock در اکثر پایتختهای جهان تأسیس شد و لباسها و پوشش و مسائل دیگر متعلق به این شخصیتها مشهور را در Hard Rock به فروش میرسانند.

• تأثیر کالا بر روی احساسات

پروژه اصلی پروتستانها در کل دنیا، دفاع از اسرائیل است، آنها تاریخ مسیحیت را به سمت زمین مقدس و بیت لحم و محل تولد حضرت عیسی میبرند تا با این روش به حقانیت اسرائیل و جایگاه آن و اهمیت دوستی با یهودیان برسند. در این راستا اینها مستقیماً از اسرائیل دفاع نمیکنند، بلکه کالاهای مذهبی را مخصوص اسرائیل تولید کردهاند و در کل کلیساهای دنیا بهعنوان ارتباط با خدا پخش میکنند، مثلاً آب را تحت عنوان آب مقدس از اسرائیل میآورند یا تربتی را تحت عنوان تربت میعادگاه حضرت عیسی از اسرائیل میآورند، در این فرآیند کانالهای ماهوارهای را برای ترویج چنین کارهایی ایجاد کردهاند و کشیشهای آنها دائماً این را ترویج میکنند که آبی را بخورید که پاهای عیسی در آن بوده است، آبی که بنی اسرائیل را شفا داد. شبکههای ماهوارهای را مخصوص فروش این کالاها ایجاد کردهاند که خیلی هم جواب میدهد؛ چراکه دین را ملموس کردهاند. بر این اساس کالاهایی را تولید میکنند که احساس را تحریک میکند، آمریکاییها از کالاهایی استفاده میکنند که روی احساسات اثرگذار است؛ چراکه احساسات عامل تغییر و تحول در فرهنگ و آداب و رسوم هستند. در کشور ایران فرصتهای زیادی در این زمینه وجود دارد که از آنها استفاده نشده است، بنده نمونههای متفاوتی عرض میکنم که مطلب روشن بشود: ترکیه بهعنوان یک کشور اسلامی که از لحاظ جغرافیایی شبیه یا نزدیک ایران است، توانسته مدل لباسی را برای خانمها و تا حدی آقایان پخش کند و تمامی زنان مسلمان در جهان عرب و غیر عرب مانند اندونزی بهدنبال لباس ترکیهای هستند که نمونهای موفق از تولید و صادرات کالای محلی یک کشور است. یکی از روشهای انتقال فرهنگ، انتقال زبان یک ملت است و ترکها به خوبی از این موضوع استفاده کردهاند و به روشهای گوناگون از جمله آموزشگاههای زبان ترکی در سراسر دنیا تأسیس شده است به این صورت که دانشجویانی را به کشورهای دنیا میفرستند، و آنها در ضمن تحصیل، مرکزی ترکی را تأسیس میکنند که در آن مسائل مربوط به ترکیه مانند زبان، فرهنگ، موسیقی، غذا و... را عرضه میکنند.

• ارتباط مستقیم کالا با مسائل فکری و تبلیغی

در کشورهای غربی، مراکز و سازمانهای تبلیغی، روشهای خود را با مسائل جذاب شروع میکنند تا در پایان به مسائلی منتهی شوند که هدف اصلی آنهاست، مثلا ابتدا آب و تربت اسرائیل را میآورند و در انتها کالایی تولید میکنند که با پرچم اسرائیل همراه باشد و در نهایت مخاطب به تقدس یا اهمیت اسرائیل خواهد رسید. شخص وقتی به آب مقدس و تربت اسرائیل متعلق شد مجبور میشود اسرائیلی بشود و در نهایت عاشق اسرائیل خواهد شد و لذا دوست دارد مانند آنها فکر و زندگی کند. در این راستا هندوئیزم هم از روش کالا برای جذب مخاطب و تبلیغ هندوئیزم استفاده میکند، در حال حاضر لباس، عطر، سنگ، موسیقی هندی، کتابهای مربوط به مدیتیشن، یوگا، بخور و عود در فروشگاههای کالاهای هندی عرضه میشود که این فروشگاهها در تمام دنیا معروف هستند. در اروپا، آمریکا، استرالیا و کانادا این فروشگاهها وجود دارند و اجناس مرغوبی هم عرضه میکنند و حتی گاهی سود هم نمیبرند و فقط میخواهند این کالاها را پخش کنند! مخاطب درکی صحیح از اهداف پشت پرده عرضه این محصولات ندارد و غربیها هم خیلی عاشق مسائل شرقی و شرقیات هستند. مسئله غالب دنیای غرب بحث سلامتی است، همه میخواهند کالاهایی بخرند، در این راستا هندیها رستورانهای مخصوص گیاهخواران ایجاد کردند که محصولات خود را بفروش میرسانند، آنها این کار را بدون هیچ تبلیغ تلویزیونی یا تبلیغ در جراید انجام میدهند، فقط فروشگاه احداث میکنند، اما آنقدر تعداد این فروشگاهها زیاد است که خود بدل به تبلیغ میشود که بسیار موفق عمل کردهاند. مصریها هم همین حالت را دارند و فروشگاههای عرضه کالاهای مربوط به تاریخ مصر، در تمام دنیا معروف هست و بنده این فروشگاهها را در آمریکای لاتین و لبنان و کره و دیگر کشورها دیدهام، در این مراکز تجاری، هند به معنای هند باستانی و نه هند امروزی و مصر هم به معنای تاریخ تمدن معرفی میشوند. در ایران تقابلی بین اسلام و تاریخ باستان ایران وجود دارد و لذا مسائل مربوط به تاریخ باستان ایران برجستهسازی نشده است، در حالیکه مصریها این کار را انجام دادند و موفق عمل کردند، البته مسائلی در جهان اسلام شروع شده است، مثلاً بعد از شهادت عماد مغنیه کلاه ایشان بسیار مشهور شد و حتی در ایران هم شناخته شد. این به این معنی است که ما قدرت این کار را داریم.

• تأثیر کالاها بر سبک زندگی

در بحث صنعت دو نظریه نسبت به ارتباط انسان با اشیاء وجود دارد که آیا انسان بر اشیاء مؤثر است یا اشیاء بر انسان مؤثر هستند؟ به عبارت دیگر، آیا انسان بر صنعت حاکمیت دارد یا صنعت بر انسان حاکمیت دارد؟ ظاهراً به غیر از افراد متفکر و نخبگان و کسانی که اهل ارزشها و مبانی فکری هستند، صنعت بر عموم مردم حاکمیت دارد؛ یعنی مردم عوام محکوم صنعت و تکنولوژی هستند و صنعت و تکنولوژی میتواند فرهنگ یک کشور را تغییر بدهد و این اثر کالا بر فرهنگ است. تفاوت روش ایالات متحده و انگلستان این است که ایالات متحده در تسلط بر اذهان مردم از روش صنعتی و تولید کالا زیاد استفاده میکند، ملتی را مجبور به استفاده از کالایی میکنند که این کالا در طول زمان و بهصورت تدریجی در تغییر فرهنگ مردم اثرگذار خواهد بود و ایالات متحده از این روش خیلی استفاده میکند و در برخی کشورها و مناطق هم خیلی موفق بودهاند، مثلاً در آمریکای لاتین دیگر موسیقی محلی شنیده نمیشود و فقط ترانهها و موسیقیهای آمریکایی شنیده میشود، در سینما، قهوهخانه و دیگر مراکز، فقط موسیقی آمریکایی شنیده میشود و مردم هم پساز مقاومت ابتدایی آرام آرام انس پیدا کردند و حتی تبدیل به مدافع موسیقی آمریکایی شدهاند. ایالات متحده روی کالاهای هنری و مسائل مربوط به هنر خیلی کار میکند؛ چراکه با عواطف و احساسات ارتباط مستقیم دارد و در موضوعات فرهنگی، احساسات و عواطف مقدم بر عقل است. ما مسلمانها در خطابمان دائماً بر عقل تکیه داریم و میخواهیم با استفاده از عقل، فرهنگ را دگرگون کنیم؛ در حالیکه اینها با احساسات و عواطف سر و کار دارند و کالاها این قدرت را دارند.

• رابطه صنعت توریسم و تبلیغ کالا

یکی از کشورهایی که باید بهعنوان هدف گردشگری مردم در جهان غرب باشد ایران است، ولی شرایط اینطور نیست. از جمله کشورهایی که سفر به آنها در غرب مد شده، مصر، مراکش و ترکیه هست. در اروپا، کانادا و استرالیا جذابترین سفر توریستی مصر، مراکش و ترکیه هستند، چراکه آنها عاشق مسائل رازگونهاند؛ یعنی مسائلی که هم شرقی و هم باستانی و هم اسرارآمیز است را دوست دارند؛ ضمن اینکه این کشورها زیبا هستند، مثلاً مراکش در ساحل دریای مدیترانه است و مردمش به نشست و برخاست با مردم غرب عادت دارند، آنها شهرهای قدیمی دارند که هنوز به همان قدمت مانده و آنها را بهصورت جذابی درآوردهاند. در مورد غذا هم همینطور است، رستورانهای هندی و ترکیهای و چینی در تمام دنیا حضور دارند، اما بنده در لبنان هر چقدر گشتم که یک رستوران ایرانی پیدا کنم موفق نشدم، شاید هم بوده و من ندیدم. ما با خودمان فکر میکنیم که اگر بخواهیم یک رستوران ایرانی تأسیس کنیم آیا مخاطبی داریم؟ اما اینها به این مسائل فکر نمیکنند و کار را انجام میدهند؛ چراکه در یک رویکرد فرهنگی باید کار را انجام داد تا روزی برسد که مثلاً غذای ایرانی در کل دنیا مشهور شود. الان اسرائیل فلافل را به خودش اختصاص داده و در تمام پایتختهای دنیا فلافل را بهعنوان یک غذای اسرائیلی میشناسند. در همه جای دنیا غذاهای ترکیهای پیدا میشود، همینطور هندی و چینی و این سه کشور خیلی روی غذا کار کردهاند، ایران هم غذاهای بسیار خوشمزهای دارد. بنده بهعنوان یک مسلمان از کشور آرژانتین عرض میکنم که ما مسلمانان آرژانتین خیلی به انتظار روز عید میماندیم تا سفارت ایران ما را دعوت کند و با غذاهای ایرانی از ما پذیرایی کند. غذاهای ایرانی برای ذائقه ما بسیار خوشمزه بود و مزه جدید آنها برای ما جالب بود، آن زمان سن من خیلی کم بود. یادم هست که حلوای ایرانی را خیلی دوست داشتم، چراکه حلوا یک غذای ایرانی است و جای دیگری آن را ندارند، یا پسته و رطب ایرانی برایمان بسیار جالب بود، باید از این فرصتها استفاده کنند. کشورهای دیگر غذاهای بسیار سادهتری دارند، ولی داستان خاصی برای آنها درست میکنند، مثل فلافل که یک غذای بسیار ساده است، اما در کل دنیا فلافل را میشناسند. رستوران جایی است که شما فقط در آن غذا میخورید، اما یک فرآیند تبلیغی تدریجی دارد، بعدها رستوران را به نام کشور شما میشناسند. کشورهای دنیا، ابتدا رستورانی ایجاد میکنند و بعد از مدتی گروه نوازندگی موسیقی خودشان را به آنجا میفرستند، بعد توسط مجلات، تبلیغات توریستی میکنند و به تدریج جلو میروند و حرکت فرهنگی را کامل میکنند. ایران در این زمینهها کار نکرده و مردم دنیا نمیدانند که ایران مکان مناسبی برای گردش است، تمام کشورها مشغول تبلیغ در این زمینه هستند، اما ایران خیلی کمرنگ وارد این عرصه شده است.

• کالا بهعنوان یک ظرفیت تبلیغی

کشورها جهت نفوذ فرهنگی در جهان از بازاریابی کالاها با رویکرد بینالمللی استفاده کردهاند؛ مثلاً در اروپا بعد از غرق شدن در ماتریالیسم و مادیگری، امواج جدیدی پیش آمد که مردم غرب قصد بازگشت به تاریخ را داشتند. به این ترتیب فلسفه، عرفان و مکاتب سنتی و ادیان شرقی مانند هندوئیزم دوباره احیا شدند که برای اروپاییها لذت خاصی دارد. در اسپانیا حرکتهایی برای بازگشت به دوران اندلس بهعنوان بهترین نمونه تمدنی اسپانیا در طول تاریخ آغاز شده است. مثلاً توریسم اندلس را خیلی برجسته کردند و شمایل شهرهایی مانند قرطبه و گرانادا و مالاگا و منطقه اندلسیا که جنوب اسپانیاست را بهوسیله هتلها و رستورانها بهگونهای طراحی کردند که ابعاد تاریخی آنها را نشان میدهد. فروشگاههای فروش سوغاتی برای توریستها، نوشتههایی به زبان عربی اندلس و عباراتی مانند لاغالب الا الله را میفروشند و این عبارت در کاخ ملوک آن زمان نوشته میشده است. ایران میتواند بهخوبی از این فرصت استفاده کند؛ چراکه در بعد بینالمللی، تاریخ و تمدن ایران بسیار محبوب است و نمونههایی از افراد و شخصیتها و حکومتها وجود دارند که میتوانند محصولات زیادی را در این فضا تولید کنند.

• هفت نکته روانشناسی تبلیغ برای خرید کالا

معمولاً علت اصلی خرید کالا توسط انسان، تحریک احساسات است؛ یعنی خیلی کم پیش میآید که کسی با منطق و بهواسطه تفکر و عقل، کالایی را بخرد و لذا محرک ما در خرید احساسات است، یا این احساسات داخلی میباشد و یا همراه با لذتهای جسمی. سازمانها در تبلیغات از هفت نکته که در تحریک احساسات خریدار مؤثر هستند، استفاده میکنند:

الف) محرک اول برای خرید یک کالا حالت رغبتها و شهوات است، یعنی کالاهایی که به شما قول لذتهای شهوانی را میدهد.

ب) محرک دوم حالت عرفانی یا ماورایی است، یکی از ابعاد درونی روان انسان این است که به مسائل مرموز و متافیزیکی علاقه دارد، مسائل مجهول یا محجوب تحت عنوان بعد عرفانی مطرح میشوند.

ج) محرک سوم زنگ خطر است، یعنی کالایی ایجاد میکنند که مسائلی که برای انسان تهدید تلقی میشود را رفع میکند، مثلاً از بیماریها برای فروش دارو استفاده میکنند، آن بیماری را بهعنوان یک تهدید جدی مطرح میکنند و تبلیغات زیادی میکنند که این بیماری بسیار کشنده و در حال گسترش است و بعد وارد بحث دارو و درمان میشوند، یا از روش روز آخر فروش استفاده میکنند، مثلاً درباره یک کالای نامرغوبی دائماً میگویند: امروز یا فردا روز آخر فروش است و این را تکرار میکنند و لذا شما احساس خطر و نیاز شدید میکنید که الان باید آن کالا را خریداری کنید. این روش همان روش زنگ خطر است.

د) محرک چهارم شخصیت، اعتبار و نفوذ اجتماعی است. اکثر انسانها حاضر هستند که بهخاطر وجهه و منزلت اجتماعیشان پول خرج کنند، مثلاً خیال میکنند که ساعت سوئیسی دارای کلاس اجتماعی است. در این روش از کالاهای کاملاً لوکس تبلیغ میشود.

ه) محرک پنجم قدرت و سلطه است، انسانها معمولاً بهدنبال قدرت و سلطه هستند و شرکتها برای فروش کالاها خیلی از این مفهوم استفاده میکنند، یعنی تلقین میکنند که این کالا به شما سلطه و قدرت میدهد و شما یک ابرقدرت میشوید. در فروش ویتامینها و تغذیه و همچنین در مسائل مالی از این روش تبلیغی استفاده میشود.

و) محرک ششم امنیت است، یعنی کالایی را میخریم که خیال ما را راحت میکند و به ما آرامش و سکون میدهد، مانند کالاهایی که خلأهای امنیتی و اضطراب ما را حذف میکند و به ما امنیت روانی و جسمی میدهد.

ز) محرک هفتم مربوط به کالاهای ممنوعه است که از قاعده «کل محجوب مرغوب» استفاده میکنند. کالایی که در هر جایی یافت نمیشود و یا خیلی حالت خاصی دارد و خرید آن طبیعی نیست و ما بهوسیله فروش آن میتوانیم وارد آن حریم ممنوعیت شویم مثلاً مواد مخدر که علاوه بر لذت کاذب حالت ممنوعیت را هم دارد.

• کارکرد هنر ناب ایرانی اسلامی در بی اثر کردن تحریمها

از کارهای صنایع دستی ایران مانند مینیاتور خیلی کم تبلیغ شده است، در حالیکه کارهای بسیار زیبایی است. بنده که سفرهای زیادی رفتهام، به نظر من در مقایسه با کشورهای مختلف جهان هنر ایرانی هنر بسیار عجیبی است. محصولاتی که در بازار اصفهان وجود دارد، اگر با یک استراتژی تبلیغاتی خوب در دنیا مطرح شود غوغا خواهد کرد؛ همانطور که فرش ایران در بازار بینالمللی معروف است و خیلی هم گران فروخته میشود و در این زمینه حتی تحریمها بیاثر هستند. یک نکته اینکه حمام سنتی و خزینه در ایران مسئلهای است که برای اروپاییان بسیار جذاب است؛ چراکه آنها چنین چیزی ندارند. بعد از چند قرن خودشان چیزی شبیه به حمام سنتی ایران ایجاد کردهاند که در کنار سالنهای ورزشی و پرورش اندام و بهصورت مستقل ایجاد شد؛ و امروزه در مجلات تمام شرکتهای هواپیمایی اروپا همیشه چند تبلیغ از این نوع حمام ها وجود دارد، این در حالی است که وقتی مردم در اروپا آب نداشتند در اندلس حمام وجود داشت. امروزه این حمامها در اروپا و ترکیه وجود دارد و تبدیل به جاذبههای توریستی شده است.

• افزایش هزینه تمام شده برای تولید کننده

مشکل جدی دیگر این است که امکانات و تسهیلات در اختیار تولیدکنندگان داخلی قرار نمیگیرد و در نتیجه قیمت تمام شده کالاهای تولید داخل، بیشتر از کالای مشابه خارجی است، مثلاً قیمت تمام شده یک میز یا صندلی داخلی بیشتر از مشابه خارجی آن میشود؛ چراکه در این کشورها وقتی به تولیدکننده سفارش تولید داده میشود، ابتدا مقداری از وجه را بهعنوان پیش پرداخت به او پرداخت میکنند و سپس به او تسهیلات ارزان قیمت، مانند تسهیلات صفر درصد میدهند تا توان تولید داشته باشد. این تولیدکننده با وجود نقدینگی، کالا را در زمان کمی تولید کرده و تحویل مشتری میدهد، اما در ایران تولید به این صورت نیست. متأسفانه وقتی کارفرما یا سفارشدهنده که دولت است سفارش کالایی، مانند یک کمپرسور را میدهد، خبری از پیش پرداخت نیست و تسهیلات هم در بهترین شرایط، برای صنعت 17 درصد و در حوزه کشاورزی 14 درصد است. تولیدکننده شروع به تولید میکند و به دلیل عدم وجود نقدینگی تولید زمانبر میشود و اگر تولید، مطابق میل بود، کالا را بدون پرداخت وجه آن تحویل میگیرند و گاهی هم تا چند سال پرداخت پول طول میکشد. آقای دکتر عباس علیآبادی که در شرکت مپنا با ما جلسه داشت، گفت: ما میتوانیم تمام نیازهای پارس جنوبی را تأمین کنیم و با وجود اینکه چندین هزار میلیارد تومان کار کردهایم، طلب ما را نمیدهند، در حالیکه ما برای ابزار و تجهیزات و نیروها هزینه کردهایم. هر چقدر تولید زمانبر باشد، به هزینه تولید اضافه میشود. از طرف دیگر وقتی پرداخت پول تولیدکننده به تأخیر بیفتد، دیگر نمیتواند ادامه بدهد. اینکه یکسال بعد از تحویل کالا پول آن را بپردازیم، برای تولیدکننده خیلی پرهزینه است، و در کشورهای خارجی از این اتفاقات رخ نمیدهد.

• عدم رقابت بین تولیدکنندگان و پایین بودن کیفیت تولیدات داخلی

کیفیت تولید خودرو در کشور ایران پایین است و در رابطه با ارتقاء آن دو نظر وجود دارد: برخی میگویند: ما راه را باز کنیم تا خودروهای خارجی وارد کشور شوند تا تولیدکنندگان ما با تولیدکنندگان خارج از کشور رقابت کنند، اما برخی میگویند: ما شرایط رقابت را در داخل کشور بهوجود بیاوریم؛ یعنی تعدد صنعت بهوجود بیاید که صنایع داخلی، با هم رقابت کنند. این حرف درست است؛ زیرا شرایط داخلی با شرایط خارج از کشور یکسان نیست و قدرت رقابت نخواهیم داشت، ماشینهای خارجی هر چقدر هم که گرانتر باشند نسبت به خودرو تولید داخل شرایط یکسانی ندارند، اگر رقابت در داخل کشور وجود داشته باشد روی کیفیت اثر میگذارد که در تولید مسئله مهمی است،

• نیازشناسی جامعه و هدفگذاری دو مؤلفه تولید

در بحث تولید، مهمترین چیزی که مغفول واقع شده، نیازشناسی جامعه نسبت به کالاست، یعنی ما باید چه کالایی را تولید کنیم که نیاز واقعی امروز مردم است؟ متأسفانه تولیدات ما هدفگذاری نشده و هدفمند نیست؛ مثلاً در کالایی مانند صندلی، باید در نظر داشته باشیم که کودکان و سالمندان و جوانان هر کدام، به نوعی از صندلی نیاز دارند، یا در خودرو باید نیاز جوانان یا خودرو مورد پسند بانوان را هم در نظر بگیریم، و لذا در تولید باید نیازسنجی کنیم.

• خام فروشی مهمترین مانع برای تقویت تولید ملی

ما در بحث تولید داخلی به آقایان گفتیم که هر کشوری دوست دارد تولیدات صنایع بالادست را خریداری کند، و شما که صنایع بالادست پتروشمی را میتوانید تولید کنید، پس آن، را به صنایع پایین دست بدهید، یعنی خوراک پتروشیمی را به پتروشیمی بعدی بدهید و همینطور زنجیره را کامل کنید تا اولاً کالای شما خام فروشی نشود و ارزش افزوده بیشتری پیدا کند و ثانیاً ضریب اشتغال بالا میرود و همچنین باعث رونق اقتصادی میشود؛ چراکه این محصولات پتروشیمی، به انواع محصولات تبدیل میشود که باعث رونق خرید و فروش و رونق اقتصادی میشود. در بحث تولید ملی، باید کالایی که در صنعت بالادستی تولید میشود، صنایع پایین دست آن هم تا انتها ایجاد شود، تا محصولی را که مجبوریم از جای دیگر وارد کنیم، خودمان تولید کنیم.

قاچاق کالا، ضربه به اقتصاد مقاومتی و تولید داخلی

در زمینه قاچاق کالا، مجلس ورود پیدا نکرده و حداقل در 24 سال اخیر مصوبهای نداشته است. از قبل از انقلاب، مجلس قوانین را ارسال میکند، اما در رابطه با قاچاق بیشتر در حد ابلاغیه و دستورالعملهاست و قانونی که بتواند قاچاق را کاهش بدهد نداشته است. در حال حاضر قاچاق به اقتصاد مقاومتی ضربه میزند و منظور از قاچاق کانتینرهای آنچنانی است. مقام معظم رهبری فرمودند که من گفتم کالای قاچاق را هر جا گرفتید آتش بزنید، اما این کار را نکردند. وقتی کالای قاچاق وارد کشور شد، حتی اگر آن را بهطور مجانی به جایی بدهید تأثیر خودش را دارد، چراکه اگر این کالای قاچاق نباشد، از کالای داخلی استفاده خواهد شد. متأسفانه سیاستگذاران، توجیهشان این است که این اصراف است؛ در حالیکه قاچاق به اشتغال ضربه میزند. در بحث قاچاق مشکل ما جدی است و این امر از ناحیه مردم نیست، چه تعداد از مردم به خارج از کشور و شرکتهای خارجی دسترسی دارند که از آنها خرید کنند، واردکنندگان ما افرادی مانند فلان آقازاده هستند که اجناس خارجی را وارد میکنند. کسانی که اجناس خارجی وارد میکنند افرادی هستند که هم از طریق واردات و هم از طریق قاچاق کالا و هم از توزیع آنها به منافع زیادی میرسند. باید تعرفههای واردات بالا رفته و تعرفه صادرات پایین بیاید و همچنین باید زمینه برای ایجاد ارزش افزوده در داخل فراهم شود و فضا را باید مهیا کنیم، مخصوصاً باید شهرکهای صنعتی ایجاد شود، البته بخشی از نظام شهرکهای صنعتی، نظام سرمایهداری است.

• نقش اسلام و پیوست فرهنگی در اقتصاد و تأسیس شهرکهای صنعتی

شهرکهای صنعتی فاصله زیادی از محل زندگی و شهرها دارند و لذا افرادی که در این شهرکها کار میکنند عمدتاً برای مدتی از خانواده خود دور میمانند، مثلاً دو هفته سر کار هستند و دو هفته به خانواده خود بر میگردند. این فاصله مکانی، اولاً باعث تفاوتهای فرهنگی می شود، دوماً اینکه باعث دوری افراد از خانواده است و در این مدت تعامل بین مرد با سایر اعضای خانواده اعم از زن و فرزند کاهش مییابد. اینجا مبانی ارزش خانواده در نظر گرفته نشده است و باعث انحرافات و باعث بداخلاقیها و ناهنجاریهای اجتماعی میشود؛ زیرا نظام سرمایهداری، اعتقادی به اخلاق، خانواده و نقش فرد در جامعه ندارد و فقط به فعال شدن صنعت و سود فکر میکند. نظام سرمایهداری معتقد است که برای یک ریال سرمایهگذاری باید سه ریال سود بهدست بیاورد، اما ما میگوییم صنعت ما باید پیوست اخلاقی، و دینی و اجتماعی داشته باشد و اینها باید دیده شود. حضرت آقا فرمودند: «فرهنگ هویت یک ملت است، ارزشهای فرهنگی، روح و معنای حقیقی یک ملت است و همه چیز مترتب بر فرهنگ است. فرهنگ حاشیه و ذیل اقتصاد نیست، حاشیه و ذیل سیاست نیست، اقتصاد و سیاست، حاشیه و ذیل فرهنگاند؛ باید توجه کرد. گاهی اوقات انسان در یک کاری وارد میشود و یک کار اقتصادی انجام میدهد، لوازم و تبعات فرهنگی آن را توجه ندارد. بله، کار، کار اقتصادی بزرگی است، منتها بر آن مترتب میشود لوازمی و تبعاتی که برای کشور ضرر دارد؛ فرهنگ اینگونه است. باید در همه مسائل آن نکته فرهنگی را در نظر داشت و نگذاریم که این از یاد برود.» (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی 19/۰۹/1392) و ما در رابطه با پیوست فرهنگی در بخشهای صنعتی، ایجاد کتابخانه و یا مسجد را بهعنوان پیوست فرهنگی ارائه کردیم و متأسفانه این فهم ما از پیوست فرهنگی مورد نظر حضرت آقا در صنعت بود. پیوست فرهنگی صنعت، یعنی اینکه صنایع ما چقدر حیطه پیرامونی خودشان را تحت شعاع حوزه اخلاق و رفتارهای اجتماعی، فرهنگی و دینی قرار داده است و افرادی که در این صنعت کار میکنند، چقدر تأثیر گذارند. اگر فهم ما از پیوست فرهنگی صنعت، در حد ایجاد مسجد و کتابخانه باشد، فهم ما از اقتصاد مقاومتی و تولید داخلی و حمایت از کالای ایرانی هم در همین حد خواهد بود که آیا این کالا ایرانی هست یا خیر؟ ما باید به سمتی برویم که ارادهها و ذائقهها را تغییر بدهیم، وقتی مطالبات عمومی و گفتمان غالب این باشد، کارفرما و مراکز تولیدی هم برای این داستان فکری میکنند و بهدنبال کیفیتسازی میروند. تمام شاخص استفاده از کالای ایرانی این است که اولاً قیمت کالا چقدر باشد و دوم اینکه چه امکانات و گزینههایی دارد، یعنی کسی که مثلاً خودرو ایرانی میخرد آیا به دلیل قیمت آن است و یا کسی که خودرو خارجی میخرد بهدلیل امکانات آن است؟ اینها شاخص خرید ما هستند. کسی که پول ندارد، بهدنبال خودرو ارزان قیمت با هر کیفیتی است، اما کسی که پول دارد بهدنبال خودرویی است که امکانات و یا کیفیت بیشتر داشته باشد، اگر ما این دو مورد را درست کنیم موفق خواهیم بود.

• سخن پایانی

کالایی که در داخل تولید و وارد زندگی مردم میشود، باید شاخصهایی داشته باشد که شخص باید بتواند تا مدتی از آن استفاده کند. این بخش را باید صنعت انجام بدهد و ما هم باید به این سمت برویم که از کالای داخلی استفاده کنیم و این باید به یک فرهنگ تبدیل شود. اگر چه امروزه وضعیت تولید در کشور بهتر شده است، اما تا زمانی که خرید جنس ایرانی، تبدیل به ارزش نشود، استفاده از تولید داخل بهصورت غالب امکانپذیر نیست و این اراده باقی خواهد ماند.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




شنبه ٠٢ شهريور ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام