*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > جهاد اقتصادی 


جهاد اقتصادی شماره خبر: ٤٠٠٤٤١ ١٦:١٦ - 1397/03/06   مجاهده اقتصادی  در اندیشه و سیره عالمان شیعه در تاریخ معاصر ایران ارسال به دوست نسخه چاپي


مجاهده اقتصادی  در اندیشه و سیره عالمان شیعه در تاریخ معاصر ایران

مجاهده اقتصادی در اندیشه و سیره عالمان شیعه در تاریخ معاصر ایران


علمای شیعه، همواره بر اساس وظیفه‌ای که برعهده دارند (هدایت و رهبری جامعه اسلامی در دوران غیبت، در راستای احکام اسلام و موازین شرع)، اقداماتی گوناگون انجام داده‌اند؛ اما ذهنیت عمومی جامعه ما این است که وظیفه و اقدامات عملی عالمان، بیشتر در مباحث خاص دینی (مانند وعظ و خطابه، امامت جماعت، برپایی مراسم‌ دینی، پاسخ‌گویی به پرسش‌ها و شبهات اعتقادی و شرعی مردم) بوده است...

علمای شیعه، همواره بر اساس وظیفهای که برعهده دارند (هدایت و رهبری جامعه اسلامی در دوران غیبت، در راستای احکام اسلام و موازین شرع)، اقداماتی گوناگون انجام دادهاند؛ اما ذهنیت عمومی جامعه ما این است که وظیفه و اقدامات عملی عالمان، بیشتر در مباحث خاص دینی (مانند وعظ و خطابه، امامت جماعت، برپایی مراسم دینی، پاسخگویی به پرسشها و شبهات اعتقادی و شرعی مردم) بوده است، بنابراین فعالیتهای علمای شعیه در زمینههای خاص اقتصادی، سیاسی، بینالمللی و فرهنگ اجتماعی، چندان مورد توجه نبود، و کمتر بیان شده است؛ اما علمای اسلام و فقهای شیعه با بصیرت کامل سیاسی و تعهد به وظایف دینی خود در هر زمان، ضمن شناخت برنامهها و اقدامات دشمن، نسبت به همه مسائل جامعه اسلامی -حتی مسائل اقتصادی و سیاسی- حساس بوده، برای رشد و بالندگی جامعه، اقدامات لازم و مناسب را انجام دادهاند، آنها مانند برخی دینداران خشک مقدس، وظیفه خود را در تدریس و بیان اخلاق، معارف و صرف حضور در مسجد و مدرسه منحصر ندانستهاند، بلکه در جریان همه رخدادهای سیاسی ـ اجتماعی به روز بوده و در برابر هر کدام، موضعی خاص گرفتهاند. برخلاف عموم روشنفکران غربگرای ایرانی که کارگزار استعمار در ایران بودهاند و با دادن منابع ملی کشور به آنها راه حضورشان را هموار کردهاند، علمای شیعه عموماً از حضور و چیرگی استعمارگران جلوگیری کرده و از منابع و سرمایههای ملی کشور حفاظت کردهاند. بر این اساس رهبر معظم انقلاب اسلامی، سال 1397هـ.ش را سال حمایت از کالای ایرانی اعلام کردند، و لذا این اقدام را اصلیترین گزینه برای عبور از مقطع حساس و سرنوشتساز کنونی دانستند. پیش از این نیز بارها اعلام کردهاند که «اقتصاد مقاومتی» یک شعار نیست؛ بلکه واقعیتی است که باید محقق شود.

• مؤلفههای اقتصاد مقاومتی از منظر مقام معظم رهبری

مؤلفهها و الزامات اقتصاد مقاومتی از دیدگاه مقام معظم رهبری شامل استفاده از کالای داخلی و پرهیز از کالای خارجی، کارآفرینی و حمایت از تولید داخلی، مردمی کردن اقتصاد، قناعت و پرهیز از تجملگرایی، جلوگیری از خروج سرمایه ملی و افزایش ثروت و سرمایه داخلی هستند؛ چراکه همواره سلطه اقتصادی پیشزمینه سلطه سیاسی و سرانجام استعمار ملتها بوده است. نمونهای از این قاعده کلی را میتوان در کشور هندوستان یافت. کمپانی هند شرقی که نخست به منظور تجارت با هندوستان وارد این کشور شد، با بهدست گرفتن شریانهای اقتصادی این کشور، زمینه را برای سلطه اقتصادی و سپس سلطه سیاسی و سرانجام استعمار هندوستان فراهم کرد؛ اما جنبش استقلالطلبانه هند به رهبری مهاتما گاندی، امپراتوری بریتانیا را از کشور بیرون کرد. یکی از فعالیتهای مهم این جنبش مردمی، تحریم کالاهای خارجی و تشویق مردم برای حمایت از کالای ملی و داخلی بود که با استقبال همه مردم هندوستان، این طرح ملی به سرانجام رسید؛ تا جایی که هماکنون بیشتر کشورهای دنیا از محصولات هندی استفاده میکنند؛ اما در همان ایام در کشور ایران، اوضاع بهگونهای دیگر بود. استعمار بریتانیا با استفاده از تجربه خود در هندوستان، بهصورت غیرمستقیم در بدنه جامعه ایران نفوذ کرد و توانست با این شیوه، اهداف استعماریاش را به سود منافع امپراتوری خود هدایت کند. وابسته کردن رجال دربار و حاکمان وقت، تعلیم و تربیت نسل شبهروشنفکر از راه تشکیل مراکز علمی و فرهنگی و تأسیس لژهای فراماسونری و جذب نخبههای علمی، فرهنگی،دینی و رجال سیاسی و تأثیرگذار در کانونهای حساس تصمیمگیری، از جمله فعالیتهای شوم استعمار پیر بود.

• کلام امام، کلام راهگشا

دشمنان اسلام از فقه و اجتهاد در هراساند. کینه غرب با جهان اسلام پایان ندارد. امام خمینی قدس سره در نامهای که به علما، مراجع، اساتید، طلاب و امامان جمعه و جماعت برای تعیین راهبرد نظام جمهورى اسلامى ایران و رسالت حوزه‏هاى علمیه نگاشتند، چنین میفرمایند: «ما باید بدون توجه به غرب حیله‏گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسى حاکم بر جهان در صدد تحقق فقه عملى اسلام برآییم؛ والا مادامى که فقه در کتابها و سینه علما مستور بماند، ضررى متوجه جهانخواران نیست و روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمى‏تواند درک کند که اجتهاد مصطلح براى اداره جامعه کافى نیست. حوزه‏ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیاى عکسالعمل مناسب باشند. چهبسا شیوه‏هاى رایج اداره امور مردم در سالهاى آینده تغییر کند و جوامع بشرى براى حل مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کند. علماى بزرگوار اسلام از هم‏اکنون باید براى این موضوع فکرى کنند.»

آری! روحانیت اصیل و آگاه، همواره در صحنه و خط مقدم مبارزه ضد استکبار و استعمار و از پیشتازان نهضتها و انقلابها در تاریخ ایران معاصر بوده است؛ هرچند مستکبران برای نفوذ به بدنه روحانیت، بسیار کوشیدند؛ اما نتوانستند به اهداف خود برسند. با این حال برخی بازیخوردههای نادان، مسیر این خیانت را هموار میکردند. امام خمینی قدس سره در ادامه همان نامه بیان داشتهاند که: «استکبار وقتى که از نابودى مطلق روحانیت و حوزه‏ها مأیوس شد، دو راه براى ضربه زدن انتخاب نمود؛ یکى راه ارعاب و زور و دیگرى، راه خدعه و نفوذ در قرن معاصر. وقتى حربه ارعاب و تهدید چندان کارگر نشد، راههاى نفوذ تقویت گردید... . واقعاً روحانیت اصیل، در تنهایى و اسارت، خون مى‏گریست که چگونه آمریکا و نوکرش پهلوى مى‏خواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عده‏اى روحانى مقدسنماى ناآگاه بازىخورده و عده‏اى وابسته که چهره‏شان بعد از پیروزى روشن گشت، مسیر این خیانت بزرگ را هموار مى‏نمودند. آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانى‏نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است. نمونه بارز آن، مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین علیه السلام که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه‏ها را بیش از این تلخ نکنم؛ ولى طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه، همچنان باز است و شیوه مقدس‏مآبى و دینفروشى عوض شده است. شکستخوردگان دیروز، سیاستبازان امروز شده‏اند.»

• استعمارگران و شگردهای نفوذ

نفوذ استعمار، روشهای گوناگون دارد. از مهمترین و راهبردیترین این روشها، تغییر در بدنه فرهنگی کشور است. اصطلاح هجوم فرهنگی، یکی از اصلیترین کلیدواژهای مقام معظم رهبری برای آگاهی بخشیدن به سیاستمداران کشور و بهطور کلی عموم جامعه است.

یکی از مصادیق هجوم فرهنگی، ترویج کالاهای خارجی و تبلیغ آنها در سطح جامعه است. توجه به این نکته میتواند برای خنثیسازی این ترفند کارگشا باشد. داریوش شایگان در کتاب زیر آسمان جهان مینویسد: «با آغاز اشغال ایران توسط قوای متفقین، همه چیز از امروز به فردا عوض شد. چهره کشور بهسرعت تغییر یافت. چیزی که از همه بیشتر تازگی داشت، آمریکاییها بودند. قبل از ورود آنها، همه ما با تصویرهای ساخت کارخانههای رؤیاسازی آمریکایی تغذیه شده و شکل گرفته بودیم. قهرمان ما فلان هنرپیشه هالیوود بود. به تقلید از آنها رفتار میکردیم و لباس میپوشیدیم. پدیده تقلید در تمام سطوح عمل میکرد. شاید در ناخودآگاه خود، آمریکایی شده بودیم. محصولات آمریکایی در تمام سطوح جامعه رواج داشت. بدینسان پس از ورود نیروهای آمریکایی، احساس کردیم که آنها را میشناسیم...».

علما و روحانیت با درک این مسئله و بصیرت تاریخی و با کمک، همکاری و همیاری توده مردم، بارها در برابر سلطه اقتصادی و سیاسی بیگانگان ایستادهاند که «قیام تحریم تنباکو» و مخالفت با «قرارداد رژی» یکی از آنهاست. توجه به این نکته لازم است که مخالفت روحانیت با مظاهر نوگرایی به سبب بیاعتمادی به بیگانه و جلوگیری از نفوذ اندیشههای مادی و سلطهطلبانه بوده است. امام خمینی قدس سره در اینباره میفرمایند: «مخالفت روحانیون با بعضى از مظاهر تمدن در گذشته، صرفاً به جهت ترس از نفوذ اجانب بوده است. احساس خطر از گسترش فرهنگ اجنبى ـ خصوصاً فرهنگ مبتذل غرب ـ موجب شده بود که آنان با اختراعات و پدیده‏ها برخورد احتیاط‏آمیز کنند. علماى راستین از بس که دروغ و فریب از جهانخواران دیده بودند، بههیچ چیزى اطمینان نمى‏کردند و ابزارى از قبیل رادیو و تلویزیون در نزدشان، مقدمه ورود استعمار بود؛ لذا گاهى حکم به منع استفاده از آنها را مى‏دادند. آیا رادیو و تلویزیون در کشورهایى چون ایران، وسایلى نبودند تا فرهنگ غرب را به ارمغان آورند؟ و آیا رژیم گذشته از رادیو و تلویزیون براى بى‏اعتبار کردن عقاید مذهبى و نادیده گرفتن آداب و رسوم ملى استفاده نمى‏نمود؟ به هر حال خصوصیات بزرگى چون قناعت و شجاعت، صبر، زهد و طلب علم و عدم وابستگى به قدرتها و مهمتر از همه، احساس مسئولیت در برابر توده‏ها، روحانیت را زنده و پایدار و محبوب ساخته است و چه عزتى بالاتر از اینکه روحانیت با کمى امکانات، تفکر اسلام ناب را بر سرزمین افکار و اندیشه مسلمانان جارى ساخته است و نهال مقدس فقاهت در گلستان حیات و معنویت هزاران محقق به شکوفه نشسته است.»

• قاعده نفی سبیل در آرای فقهی

در تاریخ معاصر ایران که دوره هجوم نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی غرب به این کشور است، همواره شاهد حضور زیرکانه و مؤثر علمای شیعه در برخورد با این تهاجم بودهایم. فقهای شیعه، «قاعده نفی سبیل» را که از قواعد ثانویه فقهی است، بهعنوان یک اصل فقهی و راهبردی تبیین میکنند که نقشی پایدار و تأثیرگذار بر رفتار، تصمیمها و سیاستهای کلان نظام اسلامی و نیز نفی ظلم و ستم بر مردم مسلمان و حفظ استقلال و نفی وابستگی به بیگانگان دارد. این قاعده، یکی از مهمترین اصولی است که پایههای اقتصاد مقاومتی بر آن نهاده شده است.

برای درک معنای این اصل و قاعده مهم فقهی، نخست باید معنای واژه «سبیل» روشن شود. سبیل در لغت به معنای «راه» است، اما گاهی به معنای شریعت و قانون نیز به کار میرود. مراد از «سبیل» در اینجا، همان معنای اصطلاحی و دوم (قانون و شریعت)، است. فقیه متتبع معاصر، صاحب کتاب القواعدالفقهیه نیز، آن را چنین معنا کرده است.

واژه «نفی» نیز در اینجا به معنای بسته شدن است؛ پس مفهوم و معنای قاعده نفی سبیل کافران بر مسلمانان چنین است: خداوند متعال در قوانین و شریعت اسلام، هیچگونه راه نفوذ و تسلط کفار بر مسلمانان را باز نگذارده و هرگونه راه تسلط کافران بر مسلمانان را بسته است؛ پس کافر در هیچ زمینهای، شرعاً نمیتواند بر مسلمانان مسلط شود.

انجام هرگونه رابطه و کاری که به برتری کافران بر مسلمانان بیانجامد، بر مسلمانان حرام است. با قاطعیت میتوان گفت: قاعده نفی سبیل در روابط خارجی اسلام و مسلمانان، بهاصطلاح «حق وتو» دارد. اگر یک قرارداد سیاسی و اقتصادی، گفتوگوی نظامی و حتی فرهنگی، مقدمه و زمینهساز تسلط کفار بر مسلمانان باشد، قاعده نفی سبیل، آن قرارداد و گفتوگو را باطل میکند.

قاعده نفی سبیل کافران بر مسلمانان، از نظر مدرک و سند، بسیار معتبر و محکم است. این اعتبار و استناد از چهار چیز سرچشمه میگیرد:

الف) آیه ۱۴۱ سوره نساء؛ «وَ لَن یَجعل الله لِلکافِرینَ علَی المُؤمِنینَ سَبیلاً، هرگز خداوند (نه در گذشته و نه در آینده) برای کافران، راه تسلط بر اهل ایمان را باز نگذاشته است».

ب) حدیث مشهور نبوی (حدیث اعتلا): این حدیث، در کتاب من لا یحضره الفقیه، جلد ۴، باب «میراث اهل الملل» از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده که متن آن چنین است: «اَلإِسلام یعلو و لا یُعلی عَلیه وَ الکفّارِ بِمنزلَة الَموتی لا یحجُبون وَ لا یُورِثون، اسلام همیشه نسبت به مکتبهای ملتهای دیگر، برتر است و هیچ چیزی بر آن برتری ندارد؛ کافران به منزله مردهها هستند که نه مانع ارث میشوند و نه ارث میبرند».

ج) اجماع فقها: اجماع محصل و قطعی فقها بر این مطلب است که در اسلام، هیچگونه قانونی وجود ندارد که سبب تسلط کافر بر مسلمان شود؛ بلکه همه احکام و قوانین شریعت اسلام، بر اساس علو و آزادی مسلمان از سلطه غیرمسلمان است. این مسئله، شواهد و نمونههای زیادی دارد؛ مانند عدم جواز تزویج زن مسلمان با مرد کافر، عدم صحت ولی و قیم قرار دادن کافر بر مسلمان و... . (1)

د) مناسبت حکم با موضوع: مراد این است که شرافت و اصالت اسلام و ماهیت توحیدی آن که تنها باید برای خدا بندگی و خاکساری کرد، خود به خود اقتضا میکند که خداوند متعال، قانونی را جعل و تشریع نکند که سبب حقارت، پستی و ذلت مسلمان در برابر غیر مسلمان باشد؛ چراکه این مسئله با اهداف عالیه اسلام مطابقت ندارد. خداوند خود در قرآن مجید میفرماید: «و لله العزة ولرسوله و للمؤمنین ولکن المنافقین لا یعلمون، (2) عزت، ویژه خداوند و پیامبرش و مؤمنان است». بر اساس این آیه شریفه، عزت به خدا، پیامبر و مؤمنان منحصر است. بنابراین باید راه هر گونه تسلط، نفوذ و برتری تشریعی کفار بر مسلمانان نفی شود و یکی از نشانههای کامل بودن دین نیز، میتواند همین باشد.

امام خمینی قدس سره در اینباره میفرماید: «اگر خطر تسلط سیاسی و اقتصادی دشمن بر جامعه اسلامی تا جایی باشد که بیم آن رود دشمن جامعه را به اسارت سیاسی و اقتصادی خود بکشاند، موجب تحقیر و توهین اسلام و مسلمین شود و آنان را تضعیف نماید، در این صورت بر مسلمین واجب است با وسایلی شبیه آنچه دشمن دارد، از خود دفاع کنند و دیگر اینکه مقاومت و مبارزه منفی نمایند؛ مثلاً تحریم اجناس دشمن و استعمال نکردن آن و قطع رابطه تجارتی با دشمن و ترک معاشرت با آنها.

اگر روابط تجارتی با کفار، موجب ترس بر حوزه اسلام شود، ترک این روابط بر تمام مسلمانان واجب میشود. در اینجا فرقی میان استیلای سیاسی یا فرهنگی و معنوی دشمن وجود ندارد.

اگر روابط سیاسی که بین دولتهای اسلامی و دُول بیگانه بسته و برقرار میشود، موجب تسلط کفار بر نفوس و بلاد و اموال مسلمانان شود یا باعث اسارت سیاسی اینها گردد، برقراری روابط، حرام و پیمانهایی که بسته میشود، باطل است. بر همه مسلمین واجب است که زمامداران را راهنمایی کنند و وادارشان نمایند بر ترک روابط سیاسی اینچنینی؛ هر چند بهوسیله مبارزه منفی باشد.» (3)

• نمونههایی از اقدامات عملی در اجرای قاعده نفی سبیل

با توجه به نکات گفته شده، یکی از راهبردهای علمای شیعه در مقابله با هجوم اقتصادی غرب، تقویت اقتصاد داخلی است. از مهمترین اقدامات در این زمینه، تشویق، حمایت و تأسیس شرکت اسلامیه اصفهان در سال 1316ق. است. این شرکت با همت دو مجتهد بزرگ اصفهان، مرحوم آیتالله آقانجفی اصفهانی و برادرشان، شهید حاج آقا نورالله اصفهانی با کمک علما و بازرگانان شهرهای اصفهان، کاشان و شیراز در دوران مشروطه تأسیس شده و هدف آن تأمین منسوجات مورد نیاز مردم ایران و مقابله با وابستگی به خارج با درک خطر از بین رفتن اقتصاد ملی و استقلال سیاسی کشور بود. این شرکت سهامی با استقبال چشمگیر مردم روبرو شد و سهام آن و محصولاتش که بیشتر منسوجات بود، با حمایت عالمان دیگر، مورد پذیرش مردم قرار گرفت. این شرکت چندان گسترش یافت که توانست در لندن، کلکته، مسکو، باکو و... شعبههایی تأسیس کند.

همچنین آیتالله آقا نجفی اصفهانی قدس سره در اقدامی دیگر با همراهی سیزده نفر از علمای طراز اول اصفهان، تعهدنامه زیر را امضا کردند: «این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکنالملک، متعهد و ملتزم شرعی شدهایم که مهماامکن بعد ذلک تخلف ننماییم؛ فعلاً پنج فقره است:

اولاً، قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمینویسیم. قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضا نمینماییم. حرام نیست کاغذ غیرایرانی و کسی را مانع نمیشویم؛ ماها به این روش متعهدیم.

 ثانیاً: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه دیگر غیرایرانی باشد، متعهد شدهایم برآن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگر برای اقامه صلاة بر آن میت بخواهند؛ ماها را معاف دارند.

ثالثاً، ملبوس مردانه جدید که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده میشود، قرار دادیم مهما امکن، هرچه بدلی در ایران یافت میشود، لباس خودمان را از آن منسوخ نماییم و منسوخ غیرایرانی را نپوشیم و احتیاط نمیکنیم و حرام نمیدانیم لباسهای غیرایرانی را؛ اما ماها ملتزم شدهایم حتیالمقدور بعد از این تاریخ، ملبوس خود را از منسوج ایرانی بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک و متخلف، توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از سابق پوشیده و داریم و دوختهایم، ممنوع نیست استعمال آن.

رابعاً، مهمانیها بعد ذلک ـ ولو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه ـ باید مختصر باشد. یک پلو و یک چلو و خورشت و یک افشره. اگر زائد بر این تکلیف، احدی ما را به محضر خود وعده نگیرد. خودمان نیز به همین روش مهمانی مینماییم؛ هرچه کمتر و مختصرتر از این تکلیف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.

خامساً، وافوری اهل وافور را احترام نمیکنیم و به منزل او نمیرویم؛ زیرا که آیات باهره: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیاطِینِ» (4)، «وَلَا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لَا یحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»(5) و «وَلَا تُلْقُوا بِأَیدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَة»(6) و حدیث «لاضرر و لاضرار»، ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن محسوس و سرّی است و خانوادهها و ممالک را به باد داده. بعد از این، هر که را فهمیدیم وافوری، به نظر توهین و خفت مینگریم».

اسامی امضاکنندگان: حجتالاسلام آقا نجفی اصفهانی، ثقةالاسلام حاج آقا نورالله، الاحقر حسینبن جعفر فشارکی، آقا شیخ مرتضی ریزی، جناب رکنالملک، آقا میرزا محمدتقی مدرس، حاجی سیدمحمدباقر بروجردی، حاجی میرزا محمدمهدی جویبارهای، السیدابوالقاسم الدهکردی، حاجی سیدابوالقاسم زنجانی و آقامحمدجواد قزوینی.

پساز صدور این تعهدنامه، تحریم منسوج فرنگی و کاربرد پارچههای بافندگان وطنی (در قالب شرکت اسلامیه) کمکم یک جریان و حرکت عمومی در سراسر کشور شد و موج آن به نجف اشرف رسیده؛ بهگونهای که مراجع بزرگ شیعه به حمایت عملی از آن برخاستند.

 پس از گسترش اقدامات شرکت اسلامیه و رسیدن منسوجاتش به نجف اشرف، آنجا را نیز شور و هیجانی فرا گرفت و به ترویج آن پرداختند. بهگونهای که با برپایی مجالس جشن و سرور و سخنرانی، پارچههای شرکت نیز عرضه میشد و مردم از آن بسیار استقبال میکردند.

• نمونههایی از مکتوبات علما در حمایت از شرکت اسلامیه

در این بخش، نمونه‏هایی از مکتوبات علمای اعلام در زمینه شرکت اسلامیه را بیان میکنیم تا فراگیری حوزه عمل شرکت و تأیید و حمایت بزرگان اسلام از آن، بیشتر مشخص شود.

1. آیت‏الله‏العظمی آخوند ملا محمدکاظم خراسانی در نامه‏ای به شاه، از او دعوت کرد تا از شرکت اسلامیه حمایت کند:

«بسماللهالرحمنالرحیم. چه بسیار شایسته است که اعلیحضرت شاهنشاه اسلامیان پناه خلدالله ملکه، بذل مراحم ملوکانه در مشیت این شرکت اسلامیه که خشنودی حضرت امام عصر ـ ارواح العالمین له الفداء ـ و ترویج ملت بیضا و تقویت دولت عظمی و اسباب آسایش عموم عباد و ترقیات عامه قاطبین بلاد محروسه ایران است، خواهند فرمود. خود آن وجود اقدس به شخصه‏الشخیص و عز نصره، در لبس البسه مصنوعه اسلامیه مقدم و به صدور امر ملوکانه در مساعدت این مطلب مهم وزرای عظام و اولیای فخام دولت ابدمدت را مفتخر فرمایند و بر عموم رعایا و قاطبه مسلمین لازم و به مقتضای «الناس علی دین ملوکهم» تأسی و متابعت نمایند و خلع لباس ذلت را از خود بلبس لباس عزت البسه اسلامیه، صاحب شرع را خشنود دارند.

کهن جامه خویش پیراستن

 به از جامه عاریت خواستن

(الحقیر الجانی محمدکاظم الخراسانی)

2. آیت‏اللهالعظمی آقای ‏سیدمحمدکاظم ‏حجت‏الاسلام ‏یزدی (صاحب کتاب فقهی عروةالوثقی)

بسماللهالرحمنالرحیم

الحمدلله علی ما انعم وله الشکر بما الهم وصلی الله علی سیدنا محمد و آله و سلم. فواید و منافع و عواید این انتظام، کمال وضوح دارد. حسن این نظم از بیان مستغنی است. بسی شایسته و مناسب و به موقع و محل است که عموم مؤمنین و کافه متدینین از هر صنف و هر نوع هر یک به قدر مقدور و بودجه میسور در تشیید اساس و ترویج این امر مهم، اهتمام تمام و بذل جهد و صرف همت نمایند. و مهما امکن از البسه و اقمشه خارجه متحرز باشند، بلکه سزاوار این است که در سایر جهات حرکات و سکنات و کیفیات لباس و طعام و شراب و گفتار و کردار، از وضع و طرز کفار، خود را برحذر و برکنار دارند.

قال الصادق صلواتاللهعلیه: «اوحی الله تعالی الی نبی من انبیائه، قل للمؤمنین لاتلبسوا لباس اعدایی ولا تطعموا مطاعم اعدایی ولا تسلکوا مسالک اعدایی فتکونوا اعدایی و کماهم اعدایی» (7) «ان الله لایغیّر ما بقوم حتی یغیّروا ما بانفسهم». (8)

حررهالاحقر محمدکاظم الطباطبائی

3. آیت‏اللهالعظمی حاجی میرزا حسین، نجل حاجی میرزا خلیل، مقیم نجف

بسماللهالرحمنالرحیم

«تعاونوا علی البر و التقوی فان الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون». (9)

فعلی هذا بسیار شایسته است که عموم رؤسای ملت و دولت در ترویج این شرکت خیریه اسلامیه بذل جهد نمایند. البته بسیار کار بهموقع است. الراجی غفر ربه الجلیل نجل المرحوم میرزا خلیل.

4. مرحوم آیت‏اللهالعظمی شربیانی، مقیم نجف

بسماللهالرحمنالرحیم

امری که مصالح دینیه و دنیویه و رفاهت حال عموم مسلمین و ایادی ممالک محروسه ایران و زیادتی آبروی ملت اسلامیه و ترقی دولت قاهره علیه در آن باشد، بهتر ازین شرکت نافعه اسلامیه به ‏نظر نمیآید. معلوم است تکلیف متمکنین در ترویج این مقصد و تشویق اهل این مطلب و امداد آنها به مال و جان، زیاده از دیگران است. سیما اعلیحضرت اقدس، ذات شاهنشاهانه ایدالله تعالی ملکه و سلطانه که منظور نظر مبارک ایشان، دائماً آسایش رعیت و آبادی مملکت است؛ البته اقدام تام و اصدار احکام در انجام این امور عظام و اکرام و انعام در حق متصدعین آنها، بلکه تلبس نفس نفیسشان به این البسه که شرکت تشویقات است، خواهند فرمود، زیرا که «الناس علی دین ملوکهم» والسلام علی اخواننا المؤمنین.

من الاحقر الجانی محمد الغروی الشربیانی

5. آیتالله‏العظمی ملا محمدحسن مامقانی مقیم نجف

بسماللهالرحمنالرحیم

بحمدالله تعالی فراهم شدن اسباب تداول منسوجات اسلامیه و سد ابواب حوایج مسلمین از ممالک خارجه از نعم عظیمه این عصر بابرکت است. چقدر شایسته است که عموم مسلمین با کمال شوق و اتحاد کلمه، در رواج آن و هجر منسوجات ممالک خارجه که سبب اختلال امور کافه مسلمین شده، جد و جهد نموده، اسلام را رونقی تازه داده و با اتفاق کلمه اسلامیه، مسلمین را آسوده نمایند. رجاء واثق امنای دول علیه از منافع عمومی دینی و ملکی آن غفلت نداشته باشند. انشاءالله تعالی در تقویت و اعانت در نشر این امر مهم عظیم و اهتمام تام خواهند فرمود.

این سنت سنیه را از فواید عظیمه این عصر خواهند شمرد. والله المستعان و منه التوفیق.

من الاقل محمدحسن المامقانی

6. حضرت شریعتمدار آیت‏اللهالعظمی آقای شریعت مقیم نجف

بسماللهالرحمنالرحیم

عمارت دیار و آبادی امصار پس از معدلت سلاطین با اقتدار و امرای فرمانگذار منوط به رواج تجارت است و رونق ملک و دولت و ترقی صنایع اهل صنعت. نان خود بر سفره مردم خوردن به نعمت خویش، منت از دیگری بردن و خانه همسایه سوختن و چراغ اجانب برافروختن و جامه خویش دریدن و کلاه بیگان دوختن، نه کار عقلاست. گفته‏اند ملک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزکاران کمال پذیرد؛ پس امری که جامع خردمندی و پرهیزکاری و دارای دیانت و دنیا، دارای کمال ملت و جمال دولت باشد، البته اهتمام در او فریضه همت بزرگان خواهد بود. سیما شاهنشاه جم اقتدار که همیشه منظور انظار معدلتمدارشان، ترویج ملت و آسایش رعیت و آبادی مملکت است. معلوم است تساهل و تسامح در ترویج این مقصد را به هیچگونه روا نخواهند داشت.

 حرره الجانی، میرزا فتحالله شیراز الاصفهانی المدعو به شریعتمدار

7. آیت‏اللهالعظمی ملا عبدالله مازندرانی مقیم نجف

بسماللهالرحمنالرحیم

اولاً، تورع از شبهات از مستحسنات عقلیه و شرعیه است. ثانیاً، ترویج و همراهی و همدستی و یکجهتی نمودن در رواج این شرکت اسلامیه، هر دو مقصد حاصل است. خداوند عالم تأیید و مدد و یاری نماید کسانی که به قدرت مالی و لسانی، ترویج این شرکت اسلامیه ادا امهارب البریه می‏نمایند.

حرره الاحقر، عبدالله الجیلانی المازندرانی

........................................................................

• پینوشتها:

1ـ القواعد الفقیهه/ج۱/ص159

2ـ منافقون/8

3ـ تحریرالوسیله/ج۱۴۸۵/مسائل ۴ و ۵ و 6

4ـ اسراء/27

5ـ اعراف/31

6ـ بقره/195

7ـ عللالشرایع/ح2/ص348

8ـ رعد/11

9ـ مائده/2

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




شنبه ٠٢ شهريور ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام