جمعه ٢٢ آذر ١٣٩٨
افق خانواده
 

جهت دانلود pdf افق خانواده

شماره 222 روی تصویر کلیک کنید


افق خانواده  
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام
اخبار > ای بنده‎ گریزان! از خدا فرار می‌کنی؟


سیره خوبان شماره خبر: ٤٠٤٣٧٦ ١٢:٣٥ - 1397/09/27   ای بنده‎ گریزان! از خدا فرار می‌کنی؟سیره خوبان ارسال به دوست نسخه چاپي


ای بنده‎ گریزان! از خدا فرار می‌کنی؟سیره خوبان

ای بنده‎ گریزان! از خدا فرار می‌کنی؟


بدون هیچ توجهی از کنار او گذشت. این بی‌توجهی آخوند بر عبد فرار سخت گران آمد. از جای خود حرکت کرد تا این شیخ پیر را تنبیه کند. دوید و راه را بر او سد کرد و با لحنی بی‌ادبانه گفت: هی! آشیخ! چرا به من سلام نکردی؟! عارف همدانی ایستاد و گفت: مگر تو کیستی که من باید حتماً به تو سلام می‌کردم؟ گفت: من عبد فرارم...



Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

 

مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ؛ فرقان/۷۰

کسانى که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل مى‏کند.

 بدون هیچ توجهی از کنار او گذشت. این بیتوجهی آخوند بر عبد فرار سخت گران آمد. از جای خود حرکت کرد تا این شیخ پیر را تنبیه کند. دوید و راه را بر او سد کرد و با لحنی بیادبانه گفت: هی! آشیخ! چرا به من سلام نکردی؟!

عارف همدانی ایستاد و گفت: مگر تو کیستی که من باید حتماً به تو سلام میکردم؟

گفت: من عبد فرارم.

آخوند ملاحسینقلی همدانی به او گفت: عبد فرار! افررتَ من الله، ام من رسوله؟ تو از خدا فرار کردهای یا از رسول خدا؟

و سپس راهش را گرفت و رفت.

فردا صبح، آخوند ملاحسینقلی همدانی درس را تمام کرده، رو به شاگردان نمود و گفت: امروز یکی از بندگان خدا فوت کرده هر کس مایل باشد به تشییع جنازه او برویم.

عدهای از شاگردان آخوند به همراه ایشان برای تشییع حرکت کردند. ولی با کمال تعجب دیدند آخوند به خانه عبد فرار رفت. آری او از دنیا رفته بود. عجبا! این همان یاغی معروف است که آخوند از او بهعنوان بنده خدا یاد کرد و در تشییع جنازه او حاضر شد؟! به هر حال تشییع جنازه تمام شد.

یکی از شاگردان آخوند به نزد همسر عبد فرار رفته و از او سؤال کرد: چطور شد که او فوت کرد؟

همسرش گفت: نمیدانم چه شد؟ او هر شب دیروقت با حال غیرعادی و از خود بیخود منزل میآمد، ولی دیشب حدود یک ساعت بعداز اذان مغرب و عشا به منزل آمد و در فکر فرو رفته بود و تا صبح نخوابید و در حیاط قدم میزد و در حالی که گریه میکرد، با خود تکرار میکرد: عبد فرار تو از خدا فرار کردهای یا از رسول خدا؟!

منبع: منبرک، اصل داستان از کتاب:

شرح حال حکیم فرزانه حاج علیمحمد نجفآبادی، صفحه ۲۷

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




ساعت
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 266786
 بازدید امروز : 4795
 کل بازدید : 51406689
 بازدیدکنندگان آنلاين : 42
 زمان بازدید : 0/8580