شنبه ١٦ آذر ١٣٩٨
افق خانواده
 

جهت دانلود pdf افق خانواده

شماره 222 روی تصویر کلیک کنید


افق خانواده  
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام
اخبار > بنّایی که واسطه حضرت امیر علیه السلام و علامه امینی شد


سیره خوبان شماره خبر: ٤٠٤٣٩٧ ١٤:٠٨ - 1397/09/27   سیره خوبان ارسال به دوست نسخه چاپي


سیره خوبان

بنّایی که واسطه حضرت امیر علیه السلام و علامه امینی شد


مشکلات و مصائب همواره در زندگی وجود داشته، دارند و خواهند داشت، اما آن‌که بتواند در مشکلات و سختی‌ها آرامش و طمأنینه خود را حفظ نماید و مضطرب و پریشان نگردد، به مقام عظیم صبر رسیده است که این مقام، مقدمه رسیدن به ایمان تام است. خداوند در قرآن مجید می فرماید: وَٱصْبِرْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِینَ؛ هود/115 و صبر کن که خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‌کند...

مشکلات و مصائب همواره در زندگی وجود داشته، دارند و خواهند داشت، اما آنکه بتواند در مشکلات و سختیها آرامش و طمأنینه خود را حفظ نماید و مضطرب و پریشان نگردد، به مقام عظیم صبر رسیده است که این مقام، مقدمه رسیدن به ایمان تام است. خداوند در قرآن مجید می فرماید:

وَٱصْبِرْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِینَ؛ هود/115

و صبر کن که خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمىکند.

▪ حکایت

حجتالاسلام سیدمحمد نوری که در کتابخانه نجف اشرف، ملازم علامه امینی بود، گفته است: علامه امینی میفرمود: در یک شب جمعه، زائر حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و مشغول زیارت و دعا بودم، از خدا میخواستم بهخاطر حضرت امیر علیه السلام کتاب «درالسمطین» را که در آن زمان کمیاب بود و در تکمیل مباحث کتاب الغدیر به آن نیاز داشتم، برای من مهیا کند.

در این هنگام، یک عرب ساده و بیآلایش برای زیارت حضرت مشرف شد و از حضرت میخواست که حاجت او را برآورده کند و گاوش را که مریض بود شفا دهد، یک هفته گذشت ولی کتاب را پیدا نکردم؛ بعداز آن، دوباره برای زیارت مشرف شدم، از حسن اتفاق در وقتیکه مشغول زیارت بودم، دیدم همان مرد به حرم مشرف شد و از حضرت تشکر کرد که حاجت او را برآورده کرده است. وقتی من کلام آن مرد را شنیدم، محزون شدم، چون دیدم امام، حاجت او را برآورده کرده، ولی حاجت مرا برآورده نکرده است.

 خطاب به حضرت علیه السلام عرضه داشتم: جواب این مرد را دادی و حاجتش را برآورده کردی! اما من مدتی است به خدا متوسل میشوم و شما را شفیع قرار میدهم که آن کتاب را برای من مهیا کنید ولی آن کتاب مهیا نشده، آیا من کتاب را برای خودم میخواهم، یا به خاطر شما؟

آنگاه گریه برایم مستولی شد و با حالت ناراحتی از حرم بیرون آمدم، آن شب از ناراحتی چیزی نخوردم و خوابیدم، در عالم خواب دیدم که مشرف به خدمت حضرت امیر علیه السلام شدهام و حضرت در آن حال، به من فرمود: آن مرد، ضعیف الایمان بود و نمیتوانست صبر کند ولی تو باید صبر داشته باشی.

از خواب بیدار شدم، صبح سر سفره بودم که در زده شد، در را باز کردم، دیدم همسایهای که شغلش بنّایی بود، داخل شد و سلام کرد و گفت: من خانه جدیدی خریدهام که بزرگتر از این خانه است، بیشتر اثاث خانه را به آنجا منتقل کردهام و این کتاب را در گوشه آن خانه پیدا کردم، خانمم گفت: این کتاب به درد تو نمیخورد، آن را به شیخ عبدالحسین امینی هدیه کن، شاید او استفاده کند. من کتاب را گرفتم، غبــــارش را پاک کــــردم و دیـــدم همان کتاب خطی «درّ السمطین» است که دنبالش بودم. در این هنگام، بر این نعمت، سجده شکر کردم.(1)

سخن دارم ز استادم، نخواهد رفت از یادم

که گفتا حل شود مشکل، ولی آهسته آهسته (2)

..................................................................

پینوشت:

1. با اقتباس و ویراست از کتاب علامه امینی جرعه نوش غدیر

2. علامه حسنزاده آملی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




ساعت
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 265764
 بازدید امروز : 28063
 کل بازدید : 51271916
 بازدیدکنندگان آنلاين : 25
 زمان بازدید : 0/5772