*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > علامه طباطبایی 


علامه طباطبایی, علامه طباطبایی شماره خبر: ٤٠٠٤٧٥ ١٥:٣٧ - 1397/03/07   یادداشتی از حجة‌الاسلام ‌والمسلمین دکتر نصرالله سخاوتی اندیشه سیاسی علامه طباطبایی ارسال به دوست نسخه چاپي


یادداشتی از حجة‌الاسلام ‌والمسلمین دکتر نصرالله سخاوتی اندیشه سیاسی علامه طباطبایی

یادداشتی از حجة‌الاسلام ‌والمسلمین دکتر نصرالله سخاوتی


اندیشه سیاسی علامه طباطبایی‌ قدس‌سره هم‌چون اندیشه اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی و...، همگی برخاسته از یک منشأ یعنی؛ «توحید» و وحدانیت خدای متعال و اسلام اصیل است که منظومه فکری ایشان را شکل می‌دهند. مکتب حیات‌بخش اسلام، به‌منزله سیستم واحد و یک کل منسجم است که اعضای آن به شکل اندام‌واره همدیگر را پوشش می‌دهند. مراد از اندیشه و منظومه فکری، مجموعه‌ نظام‌مند و متشکل از اجزاء و عناصر مرتبط و هدفمند با محوریت هسته مرکزی در عرصه نظام بینشی، ارزشی و کنشی است (فون برتالانفی، 1396، 44). در این سطورِ اندک، تنها به آن بعد فکری و اندیشه‌ای علامه اشاره می‌رود که برخاسته از نگاه‌های سیاسی ایشان به انسان و جامعه است...

 

استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، دانشیار جامعةالمصطفی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم العالمیه

و مدیر گروه اندیشه سیاسی و انقلاب اسلامی پژوهشگاه بینالمللی جامعةالمصطفی العالمیه

 

اندیشه سیاسی علامه طباطبایی قدس‌سره همچون اندیشه اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی و...، همگی برخاسته از یک منشأ یعنی؛ «توحید» و وحدانیت خدای متعال و اسلام اصیل است که منظومه فکری ایشان را شکل میدهند. مکتب حیاتبخش اسلام، بهمنزله سیستم واحد و یک کل منسجم است که اعضای آن به شکل اندامواره همدیگر را پوشش میدهند. مراد از اندیشه و منظومه فکری، مجموعه نظاممند و متشکل از اجزاء و عناصر مرتبط و هدفمند با محوریت هسته مرکزی در عرصه نظام بینشی، ارزشی و کنشی است (فون برتالانفی، 1396، 44). در این سطورِ اندک، تنها به آن بعد فکری و اندیشهای علامه اشاره میرود که برخاسته از نگاههای سیاسی ایشان به انسان و جامعه است.

علامه طباطبایی قدس‌سره در تفسیر شریف المیزان و دیگر آثار خود، جامعه را از نگاه «هدایتمحوری» بررسی میکند. انسان در این جامعه زمانی به کمالات خود دست مییازد که هدایت یافته و بتواند سیاست و عرفان را در خود جمع نماید. در این راستا اصل «ولایت» برای «هدایت»، امری گریزناپذیر خواهد بود. از آنجا که هدایت بهسوی خدا برای کمال انسان گریزناپذیر است ولایت نیز یک امر فطری است که ریشه در ذات انسان دارد (علامه طباطبایی، 1340، 169). اینجاست که اصل نبوت و امامت نیز بر همین پایه قرارگرفته، یک امر فطری قلمداد میشوند و حتی اصل ولایتفقیه نیز در ذیل بحث امامت، ریشهای فطری اتخاذ مینماید. جایگاه بحث ولایتفقیه در این اندیشه بهخوبی نمایان است. امام خمینی قدس‌سره (امام خمینی، کتاب البیع/2/465)، علامه طباطبایی قدس‌سره (همان)، آیةالله‌‌العظمی خامنهای و برخی از اندیشمندان اسلامی بر این باور هستند که جایگاه ولایتفقیه، درست ذیل بحث امامت و زیرمجموعه اصول دین است. در برابر این اندیشه، کسانی بر این باور هستند که ولایتفقیه تنها یک فرع فقهی است و نه چیزی بیش از آن!

در اندیشه سیاسی علامه طباطبایی قدس‌سره «آزادی» نیز یک امر فطری است لکن، نه به معنای لجامگسیختگی؛ زیرا اگر آزادی بشر را به معنای حداکثر بهرهبرداری از مادیات و لذایذ دنیوی معنا کنیم، آنگاه انسان را تا سر حد حیوانات تنزل دادهایم و مقامات واقعی و معنوی انسان را فرو کاستهایم و با ناموس خلقت در مورد تکامل انسان مخالفت ورزیدهایم. مفهوم آزادی در افق دید توحیدی و با نگاه فطری، همان آزادی از قید بندگی غیر خداست. بله البته در اسلام استمتاع و بهرهبرداری از همه نعمتهای الهی بهصورت مشروع، مانعی ندارد (ترجمه المیزان، ج 4، ص 49). روشن است که نیاز انسان به جامعه و از طرفی آزادی هدایتشده انسان میطلبد پای هدایتکنندهای در میان باشد. این هدایتگر در اصل خداوند متعال است که در شرایط زمانی و مکانی مختلف هدایت خود را از طریق انبیاء و اوصیاء به بشر میرساند. برای تحقق این منظور، جامعه پیوسته نیازمند پیامبر، امام و یا احبار و رهبانیون و درنهایت ولیفقیه است؛ بنابراین اصل ضرورت جامعه و جامعهپذیری انسان، ولایت، هدایت، آزادی و امثال این واژگان سیاسی در فطرت انسان نهادینه گردیدهاند.

از دیدگاه این استاد فقید، هرچند دین مبین اسلام دارای احکام ثابت و متغیر است و احکام متغیر آن در برخی از شرایط دستخوش تغییر و قبض و بسط قرار میگیرند اما، احکام ثابت آن هرگز قابلتغییر و قبض و بسط نیستند (علامه، 1340، ص170). احکام متغیر که شامل احکام حکومتی و یا احکام ثانویه هستند به احکام ثابت بازمیگردند در عین حال به دلیل نوسانات موجود در جامعه میتوانند ثابت نباشند. اصل ولایت از احکام ثابت و غیر قابل تغییر و به دور از نسخ است. این مسئله سبب میشود تا جامعه اسلامی را در رأس حکومتهای پیشرفته قرار دهد. «در مقررات ثابت اسلام، واضع قوانین و مقنن اصلی خداست، درحالیکه مقررات ثابت در سایر روشها و سیستمهای اجتماعی، مولود افکار تعدادی از انسانها، یا نظر جمعی اکثریت ملت است. همچنین در مقررات قابل تغییر در روشها و (سیستمهای) غربی یا شرقی پایه اصلی اراده و خواست اکثریت افراد ملت است، بهطوری که همیشه آزادی یا بهعبارت دیگر شعور و اراده اقلیت (نصف منهای یک) فدای خواست و پسند اکثریت (نصف بهعلاوه یک) میباشد، چه خواستههایشان حق باشد چه نباشد. ولی در مقررات قابل تغییر در جامعه اسلامی با اینکه نتیجه (منطبق با نظر) شورای مردم است (ولی) پایه اصلی آنها (بر اساس) حق است، نه خواست اکثریت و (نیز) روی واقعبینی استوار است، نه (بر) روی امیال و عواطف (انسانها و دور از حق)» (ترجمه المیزان، ج 19، ص 141). در اندیشه سیاسی این حکیم متأله هرچند پذیرش و خواست اکثریت در مقبولیت مردمی و کارآمدی نظام قابل انکار نیست لکن، بیتردید خواست اکثریت معلول نوع تعلیم و تربیت عمومی است؛ بنابراین محیط و تربیتی که اسلام در جامعه خود به وجود میآورد، دارای آنچنان شرایطی است که هرگز اکثریت آن، عقل سلیم را تابع هوا و هوس و حق و حقیقت را فدای دلخواه خود نمیکند. (همان)

نقد دموکراسی

در هر صورت نقد نظامهای دموکراتیک معمول دنیا از نگاه سیاسی علامه طباطبایی دور نمانده مینویسد: «چرا جهان پس از جنگهای جهانی اول شاهد دو جریان وسیع درزمینه پیاده کردن دموکراسی گردید و دموکراسی هر روز سنگری را از دست داد و کار بهجایی رسید که نیمی از کره زمین از دموکراسی روگردان و به شیوههای مارکسیستی پناه بردند؟» (ترجمه المیزان، ج 7، ص 182). ایشان در یک جمله زیبا هم نظامهای دموکراسی را به باد نقد گرفته و هم نظامهای کمونیستی را و با یک تیر، دو نشانه را هدف قرار میدهد: «جالبتر آنکه کمونیسم که خود را مرحله تکامل دموکراسی مینامد، با وجود تفاوتی که در نحوه جهان خواری دارند، علیرغم ادعای خود، بدون آنکه جامعهای مراحل قبلی را پیموده باشد، حتی در مراحل ابتدایی مدنیت، آن را زیر یوغ میگیرد و عقبماندهترین کشورها، زودتر به استقبال کمونیسم میشتابند. اگر چنین تحولی جهش است، پس چرا قوانین فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک که در مورد جهش سخن میگوید با اصول خود منطبق نیست؟!» (همان)

نظام سیاسی در عصر غیبت       

به عقیده علامه، اولاً حکم فطرت به لزوم مقام ولایت در جامعه بر اساس حفظ مصالح عالیه آن جامعه مبتنی است، ثانیاً اسلام پابهپای فطرت پیش میرود؛ نتیجه این دو مقدمه آن است که فردی که در تقوی، تدبیر، آگاهی به احکام الهی و موضوعات از دیگران جلوتر است، برای این مقام، متعین است (ترجمه المیزان، ج 18، ص 42). پس باید اولیای حکومت پیوسته زبدهترین و برجستهترین افراد جامعه باشند. به نظر میرسد این بهترین بیان برای بحث «ولایت مطلقه فقیه» است.

ایشان نسبت به دلایل عقلی بحث ولایتفقیه نیز ساکت نمانده، بر این باور است که امام معصوم علیه‌السلام دارای دو شخصیت حقیقی و حقوقی است. زمانی که معصوم علیه‌السلام دار دنیا را وداع گوید و یا بنا به دلایلی از انظار مردم غایب شود، تنها و تنها شخصیت حقیقی او از این دنیا کوچ کرده یا از دیدگان پنهان گشته است اما، شخصیت حقوقی آن بزرگوار در جامعه وجود دارد. اکنون باید دید این شخصیت حقوقی به چه کسی میرسد؛ به هرکس و ناکس، به هیچکس یا به کسی که از همه به او نزدیکتر است؟ عقل سلیم بهویژه آنکه در مکتب اسلام و تشیع تربیت گشته باشد هرگز گزینههای اول و دوم را برنمیتابد! بنابراین تنها گزینه صحیح همان است که ایشان در فراز قبلی نتیجه گرفت و آن اینکه جامعه باید همواره به دنبال کسی باشد که بتواند منافع معنوی و مادیاش را به بهترین وجه تأمین نماید. (همان)

نتیجهگیری

نتیجه آنکه منظومه فکری علامه محمدحسین طباطبایی قدس‌سره، یک کل به همپیوسته و منسجم است. چنانچه انسان به هر بخش از این مجموعه وارد شود با بخشهای دیگر نظامات فکری ایشان نیز بیگانه نخواهد بود. او فیلسوف، حکیم، متأله، فقیه، مفسر و اندیشمندی بود که هنوز از منزل و مأوایش بوی غار حرا به مشام میرسد. به قول علامه شهید مرتضی مطهری قرنها باید بگذرد تا قدر و منزلت یکی از کارهای این بزرگمرد یعنی تفسیر شریف المیزان نمایان شود.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




يکشنبه ٢٧ مرداد ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام