*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > علامه طباطبایی 


علامه طباطبایی, علامه طباطبایی شماره خبر: ٤٠٠٤٩١ ١٦:٣١ - 1397/03/07   حجةالاسلام والمسلمین سیدهادی خسروشاهی  دیدگاه‌های تقریبی علامه طباطبایی ارسال به دوست نسخه چاپي


حجةالاسلام والمسلمین سیدهادی خسروشاهی دیدگاه‌های تقریبی علامه طباطبایی

حجةالاسلام والمسلمین سیدهادی خسروشاهی


از شاگردان امام خمینی، علامه طباطبایی و آیةالله بروجردی هستند که تألیفات وی به زبان فارسی و عربی و بیش از صد جلد کتاب دیگر نیز با تحقیق توضیح و یا مقدمه و اشراف ایشان در ایران، ایتالیا و مصر چاپ و منتشر شده است. یکی از آثار فاخر ایشان گردآوری و تدوین مجموعه آثار استاد علامه طباطبایی قدس‌سره است که حاصل 25 سال از دوران شاگردی و مصاحبت ایشان می‌باشد...

 

از شاگردان امام خمینی، علامه طباطبایی و آیةالله بروجردی هستند که تألیفات وی

به زبان فارسی و عربی و بیش از صد جلد کتاب دیگر نیز با تحقیق

توضیح و یا مقدمه و اشراف ایشان در ایران، ایتالیا و مصر چاپ و منتشر شده است.

یکی از آثار فاخر ایشان گردآوری و تدوین مجموعه آثار استاد علامه طباطبایی قدس‌سره است

که حاصل 25 سال از دوران شاگردی و مصاحبت ایشان میباشد.

 

تعریف علامه از تقریب چگونه است؟

▪ تعریف علامه از تقریب، آنطور که من از فرمایشات ایشان برداشت کرده و یادداشت نمودهام و در یکی از مقدمات کتابهای ایشان هم با اضافات آوردهام، چنین بود:

تقریب از نظر ما، به معنای شناخت و شناسایی صحیح اصول تشیع و عقاید واقعی اهلسنت است نه به معنای گرایش مذهبی به مذهب دیگر!... به عبارت روشنتر:

تقریب و حفظ وحدت و اخوت اسلامی، به آن معنا نیست که ما از اصول عقاید خود دست برداریم نه، بلکه تقریب به این معناست که ما اصل عقاید خود را حفظ کنیم و در راه تبلیغ منطقی و صحیح آن بکوشیم، تا برادران اهل تسنن و دیگران، شناخت دقیقی از تشیع داشته باشند.

واکنش ناسزاگویی و سب و لعن در کتاب یا منبر، طبیعی است که فحاشی در کتاب و منبر خواهد بود و ما اگر اصولی و منطقی فکر کنیم، هرگز بهانه بهدست دیگران نمیدهیم، ولی حق را هم آنطور که هست بیان میکنیم.

اگر گوینده یا نویسندهای ضعف و ناتوانی علمی نداشته باشد، بهدنبال «شناخت منطقی» میرود و در یک شناخت صحیح و منطقی، انسان هرگز دنبال «شذوذات» و «اسرائیلیات» موجود در کتابهای مذهبی فریقین نمیرود که از اینگونه اسرائیلیات همه جا هست بلکه راه شناخت صحیح آن است که پس از مراجعه به کتب معتبر گروه دیگر، با بینش کاملاً علمی و تحقیقی درباره مسایل مورد نظر، به بحث و داوری بنشینیم! چنین است مفهوم واقعی تقریب.

در همین رابطه، علامه طباطبایی در بیانی دیگر افزودند: متأسفانه هوچی گرانی «عوام زده» در زمان مرحوم آیةالله بروجردی، خواستند که حتی مکاتبات آن مرحوم را با شیخ شلتوت شیخ الازهر، نوعی «عقبگرد» قلمداد کنند، غافل از آنکه همین نوع مکاتبات بود که سرانجام باعث گردید فتوای تاریخی شیخ الازهر، درباره جواز تعبد به شیعه صادر گردد. بعضیها کوشیدند که هواداری منطقی از مسئله تقریب را نوعی گرایش به «تسنن!» قلمداد کنند، ولی با توجه به این که رجال و شخصیتهای شیعی مانند: آیةالله بروجردی، آیةالله شیخ محمدحسین کاشفالغطاء، علامه شیخ محمدرضا مظفر، علامه سیدشرفالدین، علامه سیدمحسن امین عاملی و امثال آنها، هوادار و مدافع فکر تقریب بودند، «هوچیگری» و حرفهای «عوامپسند» نتوانست کاری از پیش ببرد...

٭ ٭ ٭

البته اینها بعضی از نکاتی بود که ایشان بیان کردند و شاید هم متن ارائه شده عین کلمات ایشان نباشد، ولی ارائه دهنده همان دیدگاه مرحوم علامه است.

اصولاً به نظر اینجانب میتوان گفت که پس از نهضت اصلاحی و وحدتطلبانه مشترک سیدجمالالدین اسدآبادی شیعه نستوه و خستگیناپذیر و شیخ محمد عبده عالم سنی روشنبین الازهر در مصر، نهضت «تقریب بین مذاهب اسلامی» از درخشانترین و ارزندهترین نهضتهای اصلاحی وحدتطلبانه تاریخ اسلامی معاصر است که با تأیید مراجع عالیقدر شیعه و شخصیتهای دوراندیش سنی، و تدبیر مؤسسین عالیقدر آن، توانست در مرکز مذهبی برادران اهلسنت بهوجود آید و موفقیتهایی کسب کند و نقطه عطفی در تاریخ روابط مسلمانان و جوامع اسلامی به شمار رود.

مهمترین دغدغههای علامه طباطبایی در مسئله تقریب، پیرامون چه مباحثی بود؟

▪ علامه طباطبایی در پاسخ به یک ناقدی که بر نشر کتاب «شیعه» نشریه مکتب تشیع اعتراض داشت و آن را مخالف طرح تقریب میدانست، چنین توضیح داده است:

«هدف اصلی این نشریه شیعه تجزیه و تحلیل اجمالی است از پیدایش و تاریخ حیات اجتماعی و فرهنگی شیعه و بس، و پر روشن است چنین بحثی کاملاً جنبه تاریخی دارد و وظیفه نویسنده یک بحث تاریخی، این است که انظار شخصی و عواطف درونی خود را کنار گذاشته، و آنها را در متن جریانات مورد بحث، به هیچ وجه مداخله ندهد.

کسی که به تاریخ پیدایش، یا حیات شیعه میپردازد، باید همه طوایف و فرق و طبقات شیعه را با یک چشم نگاه کند و احترام متساوی به کار ببرد. کسی که به مشخصات قومی شیعه در مقابل سنی نگاه میکند، در نظر وی زیدی، اسماعیلی و امامی یکی است، متکلم، فقیه، فیلسوف و عارف، یا اخباری و مجتهد و متشرع فرقی ندارد. او هرگز نمیتواند از دریچه چشم یک فرقه معین نظر کرده، با هر مخالفی که مواجه میشود، به اعتقاد خودش سزایش را در کنارش گذاشته آنچه میتواند از تکفیر و لعن و هر ناروای دیگر، نثارش کرده، نامش را وارونه نویسد!...

ما کاری که در این نشریه شیعه انجام دادیم، این است که علل جدا شدن یک گروه از مسلمین زمان پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم را از اکثریتی که در برابر خود داشتند بیان کرده، اجمالاً رشد و نمود اجتماعی و فرهنگیشان را در اسلام روشن ساختیم.

ما در این نشریه، روشهایی را که برای درک اصول معارف اسلامی غیر از مسایل فقهی در میان شیعه میتوان یافت، ظواهر دینی و فلسفه و عرفان معرفی کرده، مدارک خود را نیز بهطور روشن نشان دادیم، و تلاشهایی که در هر یک از این راهها به عمل آمده را ذکر نمودیم، بیاین که مخصوصاً نسبت به فلسفه و عرفان، ضمانت حقانیت و بطلانی به میان آورده باشیم.

اما مسئله اتحاد اسلام که مطرح شده است، آن نوع اتحاد و همکاری منظور است که ائمه اهلبیت علیهم‌السلام در صدر اسلام برای مصالح عامه اسلام با مخالفین خودشان به کار برده، بهواسطه آن منافع مشترکه مسلمین را حفظ مینمودند، و در این باب هیچگونه کارشکنی که به نفع دشمنان اسلام تمام میشد نمیکردند، و هرگز در خیرخواهی جامعه اسلامی فروگذاری نداشتند، البته لزوم چنین اتحاد و اتفاقی را یک فرد شیعی نمیتواند انکار کند و اگر از کسی که در این راه قدمی برداشته، تقدیری کرده باشیم، یکی از وظایف انسانیت را انجام دادهایم، نه اینکه فطرت دینی خود را گم کردهایم.»

این دیدگاه شفاف و صریح و مکتوب علامه طباطبایی در رابطه با تقریب و وحدت اسلامی است.

آثار علامه در نگاه اندیشمندان عرب و مستشرقین غربی چه جایگاهی دارد و مباحث تقریبی ایشان چه تأثیری در بینش این اندیشمندان ایجاد نموده است؟

▪ ارزیابی این نکته نیاز به یک بررسی آکادمیک و دامنه دار دارد تا انسان بتواند تأثیر آثار علامه را در محافل علمی و بین دانشمندان خارجی بهدست آورد، ولی از آثاری که توسط هانری کربن در مورد نظرات علامه به زبان فرانسه انتشار یافته، طبق اطلاعات نخستین، بسیار مؤثر بوده و دانشمندان غربی را به تفکر و تعمق در آثار فلسفی شیعی تشویق نموده است.

ترجمه بعضی از آثار علامه به زبان انگلیسی توسط استاد دکتر حسین نصر و ویلیام چتینگ، و تدریس بعضی از آنها مانند قرآن در اسلام و شیعه در اسلام در دانشگاههای غربی هم بازده مثبت و خوبی در محافل دانشگاهی و علمی غرب داشته است.

همچنین ترجمه بعضی از آثار ایشان به زبان عربی که از مصر و لبنان منتشر شده و در دنیای عرب توزیع شدهاند، در محافل دانشگاهی و علمایی بلاد عربی با استقبال خوبی روبه رو گردیده و تأثیر خاص خود را داشته است که ارزیابی تحلیلی آن نیز نیاز به فرصت دیگری دارد.

مهمترین دغدغههای تقریبی علامه در کدام یک از آثار ایشان نمود بیشتری دارد و این مباحث در چه محورهایی قابل تفکیک است؟

اصولاً علامه طباطبایی در آثار خود به جز چند مورد کوتاه، بهطور مستقیم وارد مباحث خاص تقریبی نشدهاند، بلکه آنچه که از سوی ایشان مطرح شده، توجه دادن به مسایل کلی عقیدتی بوده که هر متفکر را از توجه به مذهبی خاص از مذاهب اربعه باز میدارد، در واقع علامه طباطبایی قصد نداشته که در مسایل خاص روز، ورود مستقیم داشته باشد، بلکه بحث در کلیات و عمومات است که خواننده آنها میتواند دیدگاههای خاص ایشان را بهدست آورد.

ورود مستقیم درباره مسئله تقریب، شاید در همان دو سه موردی بوده که در سؤالات بالا به آنها پرداخته شد.

اصولاً علامه طباطبایی در کتاب «شیعه در اسلام» مبنای فکری خود تبیین کرده، چنین مینویسد: «این کتاب که به نام «شیعه در اسلام» نامیده میشود، هویت واقعی مذهب تشیع را که یکی از دو مذهب بزرگ اسلامی (تشیع و تسنن) است، بیان میکند، کیفیت پیدایش و نشو و نمای تشیع، طرز تفکر مذهبی شیعه، معارف اسلامی از نظر شیعه». بدینترتیب ایشان در واقع بهطور شفاف و روشن، هدف نهایی خودش را در تألیف کتاب شیعه تشریح و تبیین «هویت واقعی مذهب تشیع» میدانند و معتقدند که با روشن شدن هویت واقعی تشیع، به دور از اضافات و خرافات، دو مذهب بزرگ اسلامی به هم نزدیک میشوند.

علامه طباطبایی با توجه به این نوع اندیشه و هدف، علاوه بر تفسیر عظیم «المیزان» و کتابهای متعدد و آثار پربها، بهطور اخص کتابهای ارزشمند «شیعه در اسلام»، «شیعه» مذاکرات با پرفسور هانری کربن و «رسالت تشیع در دنیای امروز» را از خود به یادگار میگذرد تا اهل خرد و منطق با مطالعه آنها، به خوبی درک کنند که تشیع بیانگر هویت واقعی مفاهیم و ارزشهای اسلامی است و حتی علمای اهل تسنن هم با درک و اجتهاد خود به این هدف برسند.

اگر خاطرهای در مباحث تقریبی از مرحوم علامه طباطبایی بهخاطر دارید بازگو کنید.

▪ اینجانب بهعنوان کوچکترین شاگرد استاد علامه، گاهی به مناسبتی، سؤال یا سؤالاتی را بهطور مکتوب خدمت استاد عرضه میداشتم که ایشان نیز با عنایتی خاص، پاسخهای لازم را ارائه میدادند. من نیز اغلب یا همه این پرسشها و پاسخها را در مجلدات مختلف آثار علامه، به تناسب موضوع کتابها، نقل کردهام. آنچه که درباره تقریب مطرح کردهام در واقع، سوال هشتم از یک مجموعه سؤالاتی بود که استاد بهطور مکتوب پاسخ آنها را دادهاند.

سؤال هشتم من در آن نامه، چنین بود:

«بیعت حضرت علی علیه‌السلام بهخاطر حفظ مصالح مسلمین با خلفای ثلاثه از نظر تاریخی محتوم است... آیا ما میتوانیم به اصطلاح کاتولیکتر از پاپ باشیم و برخلاف راه علی علیه‌السلام مصالح مسلمانان را در نظر نگیریم و دامنه اختلافات غیر علمی مذهبی و فرقهای را دامن بزنیم؟ شکی نیست که ما هوادار بحث علمی در سطح عالی آن هستیم، ولی کینهجویی و تحریک عواطف برادران مسلمان چه فایدهای دارد و چه صورتی از نظر بینش مذهبی میتواند داشته باشد؟ ما عملاً دیدیم که تأسیس دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه در قاهره و تأیید مرحوم آیات بروجردی، کاشفالغطاء و علمای شیعی دیگر، نتایج درخشانی از قبیل صدور فتوای شیخ محمود شلتوت رئیس دانشگاه اسلامی الازهر درباره جواز تعبد به مذهب شیعه را داشت، آیا بهتر نیست که همان راه ادامه یابد و مباحثات علمی در سطح عالی هم، همچنان برقرار باشد و به گروههای سنی یا شیعه مغرض و مفسد، اجازه فعالیت داده نشود تا دشمنان اسلام از این اختلافات سوءاستفاده نکنند؟

جواب: اتحاد یا تقریب اسلامی بهطوری که منجر به فراموشی معارف دینی و متروک شدن دستورات مذهبی نباشد و مزایایی دینی در برداشته باشد، تردیدی در رجحان آن از نظر عقل و منطق نیست.

متأسفانه نیرویی که مسلمانان صدر اول با پیروی از تعلیمات قرآن بهدست آورده و در پرتو آن، در کمتر از یک قرن، فرمانروایی قسمت اعظم معموره را بهدست آوردند، بر اثر اختلاف کلمه و رها ساختن فکر اجتماعی، به کلی منحل شد و ثروت واقعی و موجودیت حقیقیشان به تاراج رفت.

البته عوامل جدایی، تا میتوانستند این دو طایفه بزرگ اسلامی را از هم جدا نمودند، ولی باید همواره متذکر این حقیقت بود که اختلاف دو طایفه در فروع است و در اصول دین با هم اختلافی ندارند و حتی در فروع ضروریت دین مانند نماز، روزه، حج، جهاد و غیر آنها هم متفقاند و همگی قرآن و کعبه را یکی میدانند.

روی همین اصل هم بود که شیعیان صدر اول، هرگز از صف اکثریت کنار نرفته و در پیشرفت امور عامه اسلامی، با عموم مسلمین هرگونه تشریک مساعی و بذل نصح را مینمودند و هم اکنون نیز بر عموم مسلمین لازم است که اتفاق خود را در اصول آیین مقدس اسلام در نظر گرفته و از این همه فشار و ناراحتی که در طول این مدت از بیگانگان و عوامل خارجی کشیدهاند، به خود آمده و تفرقة عملی را کنار گذاشته و در یک صف قرار گیرند و قبل از آنکه دیگران این مسئله را بهعنوان یک حقیقت تاریخی کشف و در کتب خود درج کنند، خود مسلمانان این حقیقت را عملاً تثبیت نمایند.

خوشبختانه دنیای اسلام کم کم به این حقیقت پی میبرد و تأیید فکر تقریب بین مذاهب اسلامی، از طرف مراجع شیعه، برای همین منظور بود و شیخ بزرگوار الازهر نیز این حقیقت را با کمال صراحت لهجه بیان نموده و اتفاق کامل دینی شیعه و سنی را به همه جهانیان اعلام نمود. شیعه باید سپاسگزار این مرد بزرگوار بوده و از عمل بیآلایش وی تقدیر نماید.

و چنانکه در سؤال اشاره شده است، این امر، منافاتی با بحث علمی تاریخی در مسایل عقیدتی ندارد و باید هم مناقشه علمی شیعه و سنی در سطح عالی، همواره ادامه یابد تا تاریکیها روشن و حقایق برای عموم کشف گردد و این امر ربطی به تعصب ورزی و حمله و نشر اکاذیب ندارد... .

ما از خداوند میخواهیم که افراد مغرض و مفسد را هدایت و اصلاح فرماید و مسلمانان را توفیق دهد که با اتحاد عملی خود مجد و عظمت گذشته را بازیابند. انه سمیع مجیب. محمدحسین طباطبایی» قم ج 2/ 1396 ه.

این پرسش اینجانب و پاسخ مکتوب و شفاف علامه درباره تقریب بود که بهترین خاطره من از ایشان درباره تقریب است.

حضرتعالی سالهای متمادی با اندیشمندان داخلی و خارجی ارتباط نزدیک داشتهاید، آیا نسبت به اندیشههای علامه نقدهایی صورت گرفته است یا خیر و این نقدها را چگونه ارزیابی میکنید؟

▪ شخصیتها و دانشمندان بسیاری از بلاد مختلف، یا با علامه طباطبایی مکاتبه داشتند و یا برای دیدار ایشان به قم میآمدند که در بعضی از این ملاقاتها اینجانب هم حضور داشتم. از جمله این شخصیتها یک گروه پنج نفره از دانشمندان علوم انسانی- فلسفی آلمان بودند که در قم، پس از بازدید از دارالتبلیغ اسلامی، به دیدار علامه طباطبایی شتافتند که بنده هم همراه آنها بودم.

شخصیتهای دیگری مانند: پرفسور هانری کربن، دکتر کنتر گراک، استاد علال الفارسی، دکتر عبد اللطیف السعدانی، دکتر احمد الکیالی همچنین در قم خدمت علامه رسیدند و از محضر پرفیض ایشان بهرهمند شدند.

چاپ و نشر تفسیر «المیزان» در لبنان و توزیع گسترده آن در بلاد عربی و اسلامی، تأثیر ویژهای در معرفی افکار و اندیشههای علامه در محافل علمی و حوزوی داشت. ترجمه بعضی از آثار ایشان، توسط هانری کربن به زبان فرانسه و دکتر نصر و ویلیام چیتیک به انگلیسی و بعضی از روشناندیشان در ترکیه و پاکستان به زبان ترکی و اردو، در روشنگری و شناساندن اندیشههای شیعی توأم با احترام به مذاهب اسلامی نقش تأثیرگذاری در بلاد عربی اسلامی داشته است.

استاد دکتر ابراهیم دینانی، از شاگردان معروف علامه میگفت: «من در کشورهایی که رفتهام، حتی در مالزی و بوسنی دیدهام که شناختن تشیع در آن کشورها عمدتاً از روی آثار ترجمه شده هانری کربن است.»

در مصر و ترکیه و الجزائر هم بنده شاهد نشر گسترده آثار علامه طباطبایی و ترجمههای هانری کربن بودم که بعضی از آنها به علت استقبال محافل علمی و روشناندیشان، چندین بار تجدید چاپ شده بود.

در مورد نقد آثار علامه توسط اندیشمندان خارجی من بررسی مطلوبی ندارم، ولی درباره نقدها و هجمه‌‌‌های داخلی، میتوانم بهطور اجمال و فهرستوار به مواردی اشاره کنم.

در بعضی موارد اساتیدی در بحثهای علمی فلسفی خود، نقدهایی بر بعضی از آراء و اندیشههای علامه طباطبایی ابراز داشتهاند که چون صبغه علمی داشت، علامه در پارهای موارد، بهطور مکتوب به آنها پاسخ داده است.

از جمله این موارد بحث مرحوم آیةالله دکتر مهدی حائری یزدی در مسئله «امکان عام» و «موجبه سالبة المحمول» بود که علامه طباطبایی بهطور مکتوب به آن پاسخ دادند.

شادروان دکتر یدالله سحابی در مسئله «خلقت انسان نخستین» دیدگاه علامه را در این امر، مورد نقد قرار داده بود. آیةالله ناصر مکارم شیرازی در مسئله «وحی یا شعور مرموز» نظراتی را در نقد دیدگاه علامه ابراز داشتهاند.

علاوه بر اینها، افرادی چون جناب دکتر یحیی یثربی- شاگرد سابق علامه در قم- و جناب شیخ مرتضی رضوی و مدیر محترم فصلنامه وزین «سمات»- چاپ قم- مطالبی را بهعنوان «نقد» مطرح ساختهاند که قابل بررسی و پاسخگویی است.

جناب آقای مردوخ یکی از علماء محترم کردستان هم، در نامهای و سپس مقالهای در روزنامه کیهان، به بهانه بررسی مسئله زن از دیدگاه علامه، به موضوع ازدواج موقت پرداخته و به ایشان تاخته است که خوشبختانه مرحوم علامه خود بهطور مکتوب به آن پاسخ داده است.

البته ما همه موارد مطرح شدهای را که جنبه نقد علمی داشت و علامه به پاسخ آنها پرداختهاند، به تناسب موضوع، در مجلدات آثار ایشان نقل کردهایم.

در مورد خاصی هم یکی از تلامذه ایشان-غفرالله له- با نقدی! غیرمنطقی، همراه با حربه «تکفیر» به میدان آمد و به بهانه بررسی بخشهایی از مطالب تفسیر «المیزان»، به تاخت و تاز پرداخت! و رسالهای تحت عنوان: «حول المیزان» منتشر ساخت که با استنکار محافل حوزوی روبه رو گردید. اینجانب که در صدد پاسخگویی به اباطیل او بودم، پس از اطلاع مرحوم علامه و نهی ایشان، از آن صرفنظر کردم. مؤلف آن کتاب متأسفانه، مدتی پس از نشر این کتاب، در عنفوان جوانی در گذشت که امیدواریم رحمت واسعه حق تعالی شامل حال او گردد.

علاوه بر انتقادهای مذکور، اخیراً بعضی از کسانی که بیتردید از فلسفه بیاطلاع بودند، مدعی شدند که «حکمت متعالیه صدرایی هزار و یک اشکال در آن هست و اگر مرحوم طباطبایی و مطهری میدانستند موضوع فلسفه ماده اولیه (!) است، هیچ گاه بحث فلسفه روحی را مطرح نمیکردند... و اگر کسی بگوید انقلاب ما صدرایی بوده، این توطئه خطرناکی است، و خائن است کسی که بخواهد جا بیندازد که انقلاب ما صدرایی بوده است»! این فرد، و با این ادبیات و در این سطح از معلومات، این اباطیل را در به اصطلاح نقد علامه طباطبایی در فروردین ماه 1391 در سخنرانی خود در دانشگاه اصفهان بیان داشته است که به نظرم ارزش پاسخگویی ندارد.

حوزههای علمیه نسبت به پاسداشت اندیشههای متعالی علامه طباطبایی چه وظایفی دارند؟

▪ علاوه بر چاپ و نشر آثار علامه طباطبایی، یکی از وظایف حوزههای علمیه در پاسداشت اندیشههای ایشان، شرح و تفسیر آن آثار است. هر چند شرح و تفسیر بعضی از آثار علامه طباطبایی مانند بدایة الحکمة و نهایة الحکمة، توسط بعضی از تلامیذ ایشان و یا اساتید حوزه علمیه قم، خود یک گام ارزشمندی در این راستا است که خوشبختانه انجام شده، ولی متأسفانه هنوز این امر شامل همه آثار علامه نشده است، که امیدواریم اساتید محترم و آگاهان به مباحث مطرح شده توسط علامه، به این موضوع بپردازند.

با وجود این به نظر بنده مهم آن است که هیئتی از فضلای محترم حوزه با تهیه و تنظیم «درسنامه»ای با استفاده و استناد به آثار علامه، اقدام کنند که محصول آن، بهطور سیستماتیک و طبیعی در نشر اندیشههای علامه در میان طلاب و در سطح وسیعتر تأثیرگذار خواهد بود.

نوع مکتوبات علامه در چه موضوعاتی قابل تفکیک است؟

▪ مکتوبات علامه در واقع شامل اغلب مسائل فکری علمی است و میتوان آنها را همآهنگ با مسایلی دانست که ایشان در آثار خود به آنها پرداختهاند.

تفکیک دقیق موضوعات، شاید چندان آسان نباشد، اما در کل میتوان گفت که این مکتوبات در زمینههای تفسیر، حدیث، فلسفه، عرفان،تاریخ، کلام و مسایل عقیدتی مطرح شدهاند که بررسی این، البته همت کسانی را میطلبد که برای تنظیم و تهیه «درسنامه» از آثار علامه، کوشا خواهند بود. ارزش علمی و معرفتی این نامهها و مکتوبات را میتوان در سطح بالایی ارزیابی نمود و این نیز نیازمند بررسی و تحقیق پژوهشگران حوزوی است.

حجم این مکتوبات چقدر است و آیا همه این اسناد جمعآوری و منتشر شدهاند یا در دست اقدام دارید؟

▪ حجم این مکتوبات که در آخرین مجلد از آثار علامه طباطبایی که تحت عنوان کلی «سیر و سلوک سبز» منتشر شده، شامل دهها نامه، سند، شعر، تقریظ و اجازات است که محصول تلاش و کوشش مستمری است که در جمع آوری و تنظیم آنها به عمل آمده است؛ یعنی تلاش و کوشش بنده در این زمینه سالیانی دراز طول کشید و علاوه بر نامهها، اسناد، اجازات، تقریظها و اشعاری که توسط خود علامه طباطبایی در اختیار حقیر قرار گرفته بود، برای بهدست آوردن این اسناد بدون مبالغه بیش از دویست و پنجاه بار با شخصیتها و نهادهای علمی در داخل و خارج از کشور، چه حضوری و چه تلفنی و یا بهطور مکتوب تماس گرفتهام که محصول این تلاش، در آخرین جلد از مجموعه آثار ایشان در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است، البته فقط این مجلد شامل نامهها و نوشتههای ایشان نیست، بلکه در مجموعههای قبلی مانند جلد اول و دوم «بررسیهای اسلامی» باز دهها مورد مطالب ابتکاری و مقالات ایشان را گرد آوردهام که به نظرم در نوع خود بینظیر است. ممکن است این اقدام حقیر کامل نباشد و به همین دلیل اگر کسانی نامه یا مکتوبی از علامه داشته باشند و نسخهای از آن را برای تکمیل آثار علامه، برای ما بفرستند بینهایت سپاسگزار خواهیم بود و در چاپهای بعدی کتاب از آنها بهرهمند خواهیم شد.

... برای تکمیل پاسخ به آخرین سؤال، ترجیح میدهم که سطرهایی از آنچه را که در مقدمه آخرین کتاب علامه آوردهام، نقل کنم تا چگونگی امر روشنتر گردد:

«... آنچه در این کتاب وجود دارد، به حسب ظاهر، جزو آثار علمی و مرسوم علامه فقید نیست و بهعنوان کتاب تألیفی او محسوب نمیشود، ولی حقیقت آن است که این مطالب و سطور مندرج در نامهها و مکتوبات علامه طباطبایی به اشخاص مختلف و به مناسبتهای مختلف، حاوی حقایق و نکات بیمانندی است که اگر گفته شود در هیچ جای دیگر از آثار علامه نمیتوان نظیر و نمونهای برایش یافت، اغراق نیست.

در کل و در واقع، این کتاب با محتویات متنوع و متعدد خود، حاوی تصویری از حکیمی بزرگ، نویسندهای سترگ، فیلسوفی دقیق النظر و مفسری شاخص است که شاید در آثار دیگر، چنین تصویری قابل مشاهده و دریافت نباشد. آن جا که لطف و صمیمیتش را با اشخاص و افراد مختلف، چه آنها که شناخته شده بودند و چه کسانی که ناشناختهاند، به وضوح میبینیم. آنجا که کرامت و بزرگواری او را با خاص و عام میخوانیم، آنجا که حس مسئولیت و احساس تکلیفش را در پاسخگویی به هر نامه رسیده ملاحظه میکنیم و آنجا که پاسخ گویی شفافش را به رأیالعین میبینیم، در پاسخ به هر پرسشی که از دور و نزدیک میرسید.

با تأمل در ابعاد و زوایای گونهگون این کتاب و بهطور خاص، اسناد و نامهها، میتوانیم کمّ و کیف اخلاق این عارف و فیلسوف بزرگ را در تعامل با انسانها و در مواجهه با بررسی و ارزیابی قضایا، به نظاره بنشینیم و ببینیم که چگونه سلوک میکرد، چگونه رفتار میکرد، چگونه تواضع میکرد و چگونه چیزی و کسی را از قلم نمیانداخت. سفارش و توصیه به افراد و کسانی که میتوانستند کارگشایی کنند، از طرف علامهای جامعالاطراف، حس انسانی یک انسان خداباور واقعی را در نظر میآورد. برای نمونه، تذکارش برای برگزاری بزرگداشت چهارصدمین سال ولادت صدرالمتألهین توسط دانشگاه تهران، روح معنوی او و علاقهاش به تکریم مفاخر و بزرگان را نشان میدهد و چنین است قضایای دیگر، آنچه از خامه او بر کاغذهای نامهها، جریان یافته است...»

امیدوارم که این توضیحات برای بیان مطلب، در مورد آخرین مجلد آثار ایشان مکتوبات کافی باشد که به تناسب نقل چندین نامه سیر و سلوکی ایشان در اول آن، نام کتاب را «سیر و سلوک سبز» انتخاب کردیم که ظاهراً با توجه به محتوای کل کتاب، انتخاب صحیحی باشد. والله العالم

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




پنج شنبه ٢١ آذر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام