*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > فاطمیه 1396 


فاطمیه 1396 شماره خبر: ٣٩٧٨٠٨ ١٧:١٣ - 1396/11/21   گفت‌وگوی اختصاصی هفته‌نامه افق حوزه با بانوی مجتهده زهره صفاتیسبک زندگی فاطمی اصلی‌ترین موضوع جامعه بشری ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌وگوی اختصاصی هفته‌نامه افق حوزه با بانوی مجتهده زهره صفاتیسبک زندگی فاطمی اصلی‌ترین موضوع جامعه بشری

گفت‌وگوی اختصاصی هفته‌نامه افق حوزه با بانوی مجتهده زهره صفاتی


بانو زهره صفاتی، مشهور به بانو مجتهده صفاتی، پس از گذراندن تحصیلات مکتب‌خانه‌ای و ابتدایی، در ۱۳۴۵ش به‌طور هم‌زمان دوره دبیرستان را به‌صورت متفرقه در آبادان خواند و در حوزه علمیه آن‌جا سیوطی، مغنی‌الادیب و بخشی از «معانی بیان» و لمعتین را فراگرفت و در ۱۳۴۹ش برای ادامه تحصیل به قم سفر کرد. او در قم رسائل و مکاسب را خوانده و تا مرحله اجتهاد پیش رفت و هم اکنون، از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه (خواهران) قم است. بانو زهره صفاتی، در آذر ۱۳۹۳ش به‌عنوان مشاور امور فقهی شهین مولاوردی، معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده منسوب شد...

بانو زهره صفاتی، مشهور به بانو مجتهده صفاتی، پس از گذراندن تحصیلات مکتبخانهای و ابتدایی، در ۱۳۴۵ش بهطور همزمان دوره دبیرستان را بهصورت متفرقه در آبادان خواند و در حوزه علمیه آنجا سیوطی، مغنیالادیب و بخشی از «معانی بیان» و لمعتین را فراگرفت و در ۱۳۴۹ش برای ادامه تحصیل به قم سفر کرد. او در قم رسائل و مکاسب را خوانده و تا مرحله اجتهاد پیش رفت و هم اکنون، از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه (خواهران) قم است. بانو زهره صفاتی، در آذر ۱۳۹۳ش بهعنوان مشاور امور فقهی شهین مولاوردی، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده منسوب شد.

او سفرهایی تبلیغی از سوی سفارت ایران به کشورهای سوئد، هند، سوریه، لبنان و خانه فرهنگ ایران در دبی، امارات داشته است. همچنین، پس از حکم مشاوره فقهی معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده، سفری به واتیکان و در آنجا ملاقات و گفتوگوهایی با پاپ داشت. برخی از آثار ایشان عبارتند از پژوهشی فقهی پیرامون سن تکلیف، پیشگیری از بارداری (کنترل جمعیت) و مسایل فقهی مرتبط به آن، زیارت در پرتو ولایت، شرحی بر زیارت عاشورا، طهارةالنساء فی احکام الدماء، شرح علی عروةالوثقی، معاد از دیدگاه قرآن و نوآوریهای فقه در احکام بانوان. هفتهنامه افق حوزه به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا علیها‌السلام در گفتوگویی اختصاصی با ایشان به موضوع سبک زندگی فاطمی پرداخت که در ادامه این گفتوگو تقدیم میگردد.

مهمترین و شاید اصلیترین موضوع جامعه ما، معرفی سبک زندگی فاطمی و نگاه همه ما به این زندگی بابرکت است. مخاطب ما در معرفی سبک زندگی فاطمی، فقط خانمها نیستند، بلکه مخاطب ما همه اقشار جامعه هستند.

چرا ما بهدنبال این هستیم که تاریخ زندگی برگزیدگان الهی را ورق بزنیم؟ مگر زندگی آنها چه ویژگیای دارد؟ دقت و مطالعه در زندگی برگزیدگان الهی این فرصت را برای ما فراهم میآورد تا بتوانیم راز عظمت وجودی و محبوبیت آنها را به دست بیاوریم و میبایست چنین نتیجهای به دست بیاورید. راه و روش زندگی آنها بهگونهای است که میتواند درس زندگی را به همه ما بیاموزد.

 اشارهای به زندگی ملکوتی فاطمه زهرا علیها‌السلام

بنده مایلم که ابتدا اشارهای به زندگی ملکوتی ایشان داشته باشم، این بزرگواران یک زندگی ملکوتی دارند که برای همه محسوس نیست و آنچه از زندگی این بزرگواران برای ما قابل درک است زندگی مُلکی آنهاست. به عقیده ما اگر کسی به زندگی ملکوتی این بزرگواران دست بیابد، قطعاً در زندگی مادی او هم تأثیرگذار است، ولی ادراک آن زندگی ملکوتی، درجهای از فهم را میطلبد.

معروف است که خلقت عالم برای عبودیت و ربوبیت حضرت حق پایهگذاری شده است، یعنی انسان در این عالم به عبودیت و بندگی مطلق برسد. بدیهی است کُمّلین بشر و انسانهای معصوم در درجه اول و خاص هستند و چنین افقی را پیدا میکنند. همه میدانیم که فاطمه زهرا علیها‌السلام از معصومین و از خمسه طیبه و یک انسان کامل است که به تعبیر لسان معصومین مفترض الطاعة هستند، همچنین حقیقت و باطن قرآن کریم هستند. و همانطور که برای رسیدن به باطن قرآن باید نوعی طهارت باطنی در انسان وجود داشته باشد تا لایق فهم حقیقت و باطن قرآن باشد، رسیدن به حقیقت وجود ائمه علیهم السلام و از جمله حضرت زهرا علیها‌السلام نیاز به یک طهارت باطنی دارد. در تعابیری میفرمایند: درک حقیقت وجود آنها، مانند درک شب قدر است، لذا امام صادق میفرمایند: «فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْر»؛ (بحارالانوار، ج‏43، ص65) هر کس بتواند به عمق معرفت وجود زهرای مرضیه علیها‌السلام برسد، به ادراک لیله قدر رسیده است. همه میدانیم که درک باطن لیله قدر برای هرکسی میسر و امکانپذیر نیست. اگر کسی میخواهد به چنین جایگاهی برسد، باید از تمام اوهام و تاریکیهای نفسانی نجات پیدا کند؛ زیرا منیت و خود محوری با آن نور نمیسازد و کسی به حقیقت آن نور دست پیدا میکند که خودش را از این عرصههای نازل رها کرده و افق دیدش بلند باشد و در یک کلام باید گفت نورانیت باطنی باید در عمل واقع شود تا بتواند به فهم این انوار برسد.

 چرا حضرت زهرا علیها‌السلام را زهرا گفتهاند؟

 حدیثی در اوایل جلد 43 کتاب بحارالانوار مرحوم مجلسی وجود دارد که اسامی حضرت زهرا را از لسان معصومین توضیح میدهد که چرا حضرت زهرا علیها‌السلام را زهرا گفتهاند. مرحوم مجلسی در آنجا حدیثی را نقل میکنند که کمتر به این حدیث پرداخته شد و به نظرم میرسد این حدیث بار معنوی بلندی دارد.

متن حدیث این است:

«... أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّیَتِ الزَّهْرَاءُ زَهْرَاءَ فَقَالَ لِأَنَّهَا تَزْهَرُ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام فِی النَّهَارِ ثَلَاثَ مَرَّات‏...» (بحارالانوار، ج‏43، ص11)

یعنی دلیل آن نامگذاری این است که نور ملکوتی حضرت زهرا در روز و بهخصوص در اوقات نماز، سه نوبت بر امیرالمؤمنین علیه‌السلام تجلی میکند، در توضیح این حدیث باید متوجه این نکته بود که انسان و بهخصوص انسان کامل، در اوقات نماز توجه کامل به مقام شامخ ربوبی و پیمودن طریق عبودیت دارد و بر اساس این حدیث حضرت امیر علیه‌السلام در این اوقات، توجه بهوجود اطهر حضرت زهرا علیها‌السلام دارند و این توجه، توجه در مرتبه نوری است. حضرت امیر در مواقعی که به آن ارتباط کامل حق و توحید در عبادت میرسیدند، متوجه مقام فاطمه زهرا علیها‌السلام میشدند و بر این مطلب مواظبت داشتند که در پرتو وجود فاطمه، این ارتباط در توحید را حفظ کنند و معنای صحیح نام مبارک زهرا همین است. زهرا، یعنی نورافشانی کردن و برای همه نورافشانی میکند که در درجه اول این نورافشانی باید برای ولی خدا باشد. ما در آثار علما این مطلب قابل تأمل را میخوانیم که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم، مرتب به دیدار حضرت زهرا علیها‌السلام میرفتند و در برخی مقاطع توجهات ویژهای به ایشان داشتند. وقتی حضرت زهرا علیها‌السلام بر رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم وارد میشدند، ایشان تمام قد میایستادند و در مواقعی، دست ایشان را میبوسیدند. وقتی میخواستند فضای بهشت را ادراک و حس کنند، به کنار فاطمه زهرا علیها‌السلام تشریف میآوردند و میفرمودند: «فَأَنَا أَشَمُّ مِنْهَا رَائِحَةَ الْجَنَّةِ»، (بحارالانوار، ج‏43، ص5)؛ یعنی من از فاطمه بوی بهشت را استشمام میکنم و این مطالب شأن حضرت فاطمه را آشکار مینماید.

 توضیحی بر کفویّت حضرت زهرا علیها‌السلام و امیرالمؤمنین علیه‌السلام

در برخی از اخبار وارد شده است که «لولا علیٌ ماکانَ لفاطمةَ کفوٌ ابدا» (بحارالانوار، ج۴۳، ص۵۸)؛ یعنی اگر حضرت علی علیه‌السلام نبود، کفوی برای حضرت زهرا علیها‌السلام وجود نداشت. سؤالی که اینجا مطرح میشود این است که این کفویت چه نوع کفویتی است؟

ظاهراً مراد از این کفویت، کفویت معنوی و نوری است؛ چراکه یک نفر عهدهدار مقام غیب و تجلی عالمالغیب والشهاده است که حضرت زهراست و یکی هم عهدهدار مقام شهود است که حضرت امیر علیه‌السلام است، لذا کسی نمیتواند این همسنگی را نسبت به امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهما‌السلام داشته باشد و مشاهده میشود که چطور به اذن خدا انسانهای معصوم هم از این دو بهوجود مییایند.

 زندگی مُلکی حضرت زهرا علیها‌السلام الگوی کامل بشریت

زندگی ملکی حضرت زهرا علیها‌السلام میتواند برای همه، محسوس و قابل ادراک باشد و ما میتوانیم به این زندگی تأسی داشته باشیم. زندگی خانوادگی دو رکن مهم دارد، یکی رکن زن و دیگری رکن مرد. چطور میشود در زندگی ملکی همه چیز روی عقلانیت و حساب و روی تعادل کامل حرکت کنند، علت این مسئله در چیست؟ ما باید به این درس توجه کنیم تا بتوانیم زندگیها را به عقلانیت کامل برسانیم تا بین ما همخوانی و همکفوی وجود داشته باشد و زندگیها از آرامش بهرهمند باشند. رویکرد امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا از علیهما‌السلام درون سرچشمه میگرفته و هر چقدر مسایل معنیدار باشد و از درون انسانها سرچشمه بگیرد، تن، جسم، اعمال و حرکات و نگاههای صحیح را بهدنبال خودش میآورد. یک نگاه ما به زندگی حضرت زهرا علیها‌السلام این است که ایشان در خانه پدر بودند و از خانه نبوت، به خانه امامت متصل شدند، ایشان در همسرداری نمونه کامل هستند، در فرزندآوری و تربیت فرزندان همینطور هستند و همه چیزهایی که لازمهی تربیت بشر است را جمع کردهاند.

 عملکرد حضرت زهرا در مسایل سیاسی نیز اینگونه است، دفاع از حریم اسلام، دفاع از حریم ولایت و هکذا امور دیگر. چقدر مسایل وجود دارد که حضرت زهرا علیها‌السلام پیوند صحیح و درستی بین وجود ملکوتی مطلق و عالم ملک ایجاد کردند و این دو را به هم متصل کردند و این نکته بسیار مهمی است. اشکال بشر امروز این است که در زندگی ملکی خوب جلو رفته است و بسیاری از مسایل را در زندگی ملکی حل کرده؛ چراکه نگاه او نگاه ملکی صرف و دنیایی و زمینی است، «أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْض»، (‏اعراف/176)، بدون اینکه نگاهی به زندگی ملکوتی خودش داشته باشد و این همانجایی است که بشر دچار اشتباه شده است. این هنر فاطمه زهرا علیها‌السلام بود که توانست زندگی ملکی را به ملکوت متصل کند، ایشان با هر مطلبی از جمله تعامل با همسر روبرو میشوند تعامل بسیار دقیقی دارند. اگر رویکرد ما انسانها هم باطنی بشود و از درون ما سرچشمه بگیرد، حتماً در اعمال ظاهری هم تأثیرگذار است و میتواند عقلانیت را حاکم و مشکلات زندگی را حل کند. متأسفانه الان ما اینگونه نیستیم و لذا صحبت کردن راجع به این مطالب برای من سخت است. ما در حوزه یا بیرون از حوزه این هنر را نداشتهایم که این مطلب را جا انداخته و نهادینه کنیم، چراکه ضعفهای جدی در عمل داشتهایم و رویکرد به زندگی فاطمه زهرا علیها‌السلام در بسیاری از برنامههایمان وجود ندارد، لذا باید منتظر بد اخلاقیها، طلاق، اعتیاد، انحراف جوانانمان و مشکلات اجتماعی حاصل از آنها باشیم.

 نگاه ما نسبت به خانواده چیست؟

 یکی از وظایف سنگین جامعه ما که میتواند الگو برای امور دیگر جامعه باشد، نوع نگاه ما نسبت به خانواده است. تعداد حافظان قرآن ما زیاد است که البته باید به میلیونها نفر برسد، تفسیر قرآن هم میگوییم و سعی میکنیم تا بچههایمان را از کودکی آموزش بدهیم. همه اینها یک طرف، و آموزش واقعیتهای قرآن که باید در همه زوایای زندگی ما ملموس و محسوس بشود هم یک طرف. گاهی افراد دستاندرکار مسایل قرآنی که خدمت مقام معظم رهبری میرسند، ایشان گوشزد میکنند که شما باید روی مفاهیم هم کار کنید. اینکه مشکلات و مسایل مردم دنیای امروز را ببینیم، این یک نگاه تمدنساز و همان بحث تمدن اسلامی است که حضرت آقا تکیه دارند که باید یک تمدن نوین پایهگذاری شود و بتوانیم مسایل بشر امروز را حل کنیم، نه اینکه حرف بزنیم. حرف زدن با حل کردن تفاوت دارد، ما بسیاری از مشکلات داخلی خودمان را نتوانستهایم حل کنیم که جای تأسف دارد.

 حرف برای گفتن زیاد داریم، ولی نتوانستهایم آنها را عملیاتی کنیم. بارها گفتهایم انگیزه اصلی از تشکیل خانواده ایجاد آرامش، تعاون و همبستگی بین همه افراد خانواده است، آیه آن را هم خواندهایم «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» (روم/21) آیا واقعاً توانستهایم این مسایل را نهادینه کنیم؟ اعضای خانواده باید مواظب همدیگر باشند، در خلوت و جلوت و در تمام آنات زندگی همراه و محافظ هم و حافظ منافع همدیگر باشند. اینها آموزههای قرآنی است و نباید همدیگر را جهنمی کنند، ما اگر در همین خانواده همدیگر را جهنمی کنیم، اینها از رویکرد فاطمی دور است، آیه میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ» (تحریم/6)؛ یعنی اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خودتان و کسانتان را از آتشى که سوخت آن، مردم و سنگهاست حفظ کنید. بر آن ‏[آتش‏] فرشتگانى خشن ‏[و] سختگیر [گمارده شده‏]اند و از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‏کنند و آنچه را که مأمورند انجام مى‏دهند.

 یکی از معضلات امروز جامعه خیانت در خانواده است، اگر رویکرد ما فاطمی بود بساط خیانت در خانواده جمع میشود، اگر رویکرد ما قرآنی بود شاهد اینگونه معضلات اجتماعی نبودیم. قرآن الگوهایی را از کسانی که به همسرانشان خیانت کردند و کسانی که در مقابل مفسدهها مقاومت کردند به ما معرفی میکند و میفرماید: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ قیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلینَ» (زمر/10)؛ یعنی خدا براى کسانى که کفر ورزیده‏اند، زن نوح و زن لوط را مَثَل آورده ‏[که‏] هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند و کارى از دست‏ [شوهران‏] آنها در برابر خدا ساخته نبود به آن دو گفته شد که «با داخلشوندگان داخل آتش شوید.»

 اگر بخواهیم زندگی پاک و مطهری داشته باشیم، باید نسلمان را پاکیزه کنیم

قرآن خیانت را مطرح کرده و معیار خیانت را گفته است، اگر بخواهیم زندگی پاک و مطهری داشته باشیم، باید نسلمان را پاکیزه کنیم که در خانواده، نسل مطهر و پاک با محوریت مادر و پدر پاک شکل میگیرد. قرآن کریم جریان مریم مقدس را نقل میکند که وقتی مادر ایشان فرزندی را بهدنیا آورد، تصمیم گرفت که او را در جایگاه مناسبی رشد دهد، «وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَنا»، (آلعمران/37)، این گل نو رسته خاندان آلعمران را در جایگاه نیکویی پرورش دادیم که نتیجه آن میشود مریم مقدس و در دامن مریم مقدس باید عیسی علیه‌السلام پرورش پیدا کند، اینها نمونههای ساده قرآنی است. قرآن در مقابل، جریان قوم نوح را نقل میکند و در سوره نوح انگشت روی نسل قوم ایشان میگذارد و میفرماید: «وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرینَ دَیَّاراً * إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَکَ وَ لا یَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً کَفَّاراً» (نوح/26 - 27)؛ یعنی نوح گفت: «پروردگارا هیچ کس از کافران را بر روى زمین باقی مگذار؛ چراکه اگر تو آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه مى‏کنند و جز پلیدکارِ ناسپاس نزایند.

نتیجه این افراد کافر فرزندان کافر است که اهل فسق و فجورند. برای تربیت فرزندان، ظرفیت بالایی در خانواده وجود دارد و ما نگران این هستیم که مبادا این ظرفیت از خانواده گرفته بشود. خانواده نبوت متشکل از امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و فرزندان فاطمه زهرا علیهم السلام هستند که به نام اهلبیت معرفی شدهاند، وقتی قرآن میخواهد خانواده پاکیزهای را بهعنوان خانواده نمونه معرفی کند، اهلبیت را معرفی میکند و میفرماید: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا». (احزاب/33) این خانواده است که تاریخ را میسازد و میتواند همه نیازهای بشری را پاسخگو باشد، این خانواده است که میتواند الگوی رفتاری همه انسانهای پاک و درست در این عالم باشد.

ما چگونه میتوانیم سبک زندگی فاطمی را داشته باشیم؟ و نوع معرفت و برداشت ما از سبک زندگی فاطمی باید چگونه باشد؟

 اگر ما فاطمه زهرا علیها‌السلام و فرزندان ایشان را بهعنوان انسان کامل میشناسیم، سبک زندگیشان باید الگوی رفتاری مناسبی برای همه انسانها باشد، اما در نهادینه کردن این سبک از زندگی باید گفت که نهادینه کردن این سبک زندگی نیاز به معرفت و شناخت آن هم شناخت در عمل دارد و ما باید نسبت به ساحت مقدس بانوی بزرگوار اسلام معرفت و شناخت داشته باشیم. کسی که گوینده این حرف و مبلّغ این سبک از زندگی است، لازم است خودش در درجه اول عامل باشد، و مشکل جامعه ما در همین بخش اول است.

 دوم اینکه حوزههای مختلفی وجود دارند که میتوانند اثرگذار باشند، و ما اعتقاد داریم در درجه اول بدنه نظام و دستگاه حکومت و قوای سهگانه ما اعم از قوه مجریه، قوه قضائیه و قوه مقننه، باید رنگ فاطمی به خودشان بگیرند که این کار انجام نشده است. بنده قصد ندارم وارد حوزه اقتصاد شوم، ما الان چقدر بحث بانک و بانکداری را مطرح میکنیم و چقدر به حرف ما گوش دادهاند؟ اشکال ما کجاست؟ در همایشی گفته شد قانون بانکداری اسلامی ابلاغ شده است، اما به آن عمل نمیشود، باید ببینیم چرا به آن عمل نمیشود! البته این چرایی را نباید کف خیابان مشخص کنیم. با مقایسه وضع فعلی ما با زندگی فاطمی، باید گفت که ما به بیراهه رفتهایم. زندگی فاطمی یعنی اینکه ما از حرامخواری پرهیز کنیم. در ایامی که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم مشغول جمعآوری زکات بودند، یکی از حسنین علیهما‌السلام یک دانه از خرماهای زکوی را در دهان گذاشتند، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم آمدند و با دست خودشان خرما را از دهان او که کودکی بود در آوردند و گفتند خوردن این بر ما حرام است. در حوادث پس از عاشورا میبینیم که وقتی به رسم صدقه و زکات به بچههای سیدالشهدا علیه‌السلام نان و خرما دادند، ظاهراً جناب امکلثوم نان و خرماها را از کجاوه بیرون ریختند و گفتند: خوردن اینها برای ما حرام است! این کار به این معناست که حرامخواری اثر دارد و ما باید از خوردن حرام پرهیز کنیم. چه کسی باید به فکر پیشگیری از حرامخواری باشد؟ دستگاه حاکمیتی نقش زیادی در این مسئله دارد و ما نباید فقط شعار زندگی فاطمی را یدک بکشیم! حاکمیت مسئولیت دارد و باید در سیاستگذاریها دقت کند، البته مسئولیت فقط به گردن حاکمیت نیست، اما بخش اعظم مسئولیت با حاکمیت است. این را امام راحل به ما یاد دادند، درسهای جهاد اکبر امام خمینی قدس‌سره در نجف اشرف که بعدها تبدیل به کتاب شد، تبدیل به یک کتاب مبنایی شد که به نظر من زیربنای تشکیل حکومت اسلامی در ایران همان کتاب است. حضرت امام فرمودند: ما باید به احکام اسلام حاکمیت ببخشیم و بدیهی است که حاکمیت بخشیدن به فرامین اسلامی، نیاز به قدرت دارد و تا زمانی که حکومت و حاکمیت در دست ما نباشد نمیتوانیم به فرامین و دستورات اسلامی حاکمیت ببخشیم و آنها را پیاده سازی کنیم. پس انگیزه اصلی امام راحل تحقق و حاکمیت بخشیدن به اسلام در این نظام است، و معلوم میشود حاکمیت ما، مسئولیت سنگینی دارد و کسانی که حاکمیت را در دست میگیرند هم باید شکم مردم را به طرز صحیح و از راه حلال سیر کنند و هم باید در سیاستگذاریها در جهت سبک زندگی فاطمی حرکت کنند و این مطلب در حوزههای مختلف مدیریتی کشور وجود دارد. ما فقط از فرهنگ صحبت نمیکنیم، هر چند فرهنگ نقش بسیار کلیدی دارد، هم در حوزه فرهنگ و هم در حوزه اقتصاد و هم در حوزه سیاست و هم در حوزههای هنری و رسانهای و هم در بازار کار و تولیدمان باید سبک زندگی فاطمی لحاظ شود. قرآن میفرماید: «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلا»؛ (نساء/141) یعنی کفار نمیتوانند بر مسلمانان مسلط شوند، این آیات تربیت قرآنی است، بنابراین در یک نظام اسلامی حتماً باید تلاشها بر این باشد که فرش قرمز برای کفار پهن نشود، این باید سیاستگذاری ما باشد، اما واقعاً چنین سیاستگذاری در همه حوزههای ما وجود دارد؟ یا چون نمیتوانیم اداره کنیم مجبوریم صنعت مونتاژ ایجاد کنیم؟

ادامه در صفحه بعد

ادامه از صفحه قبل

 من اینجا حرف دارم، ما نباید فقط از عبادت حضرت زهرا علیها‌السلام صحبت کنیم، وقتی صنعت مونتاژ در کشور ایجاد شد و در راه آهن، کشتیسازی، هواپیماسازی و کارخانجات و دیگر صنایع ما، صنعت ما فقط مونتاژ باشد، در حقیقت کارگر خارجی را تقویت کردهایم و او را از بیکاری نجات دادهایم و در نتیجه کارخانجات ما تعطیل و کارگر ما بیکار میشود، در نتیجه رویکرد به فحشا زیاد میشود. وقتی حقوق اولیه کودک، زن و مرد تأمین نشود، او حقوق خودش را تقاضا میکند و بقیه آماده دامن زدن به این قضیه هستند و در یک مورد مفسدههای اجتماعی بهوجود میآید. خدای ناکرده زن سرپرست خانوار، مجبور به ارتباط نامشروع میشود، ما نمیتوانیم اینها را نادیده بگیریم و اینجا در اتاقهای دربسته، از زندگی فاطمی صحبت کنیم، ولی در جامعه چیز دیگری اتفاق بیفتد، این مسایل باید حل شود و تا زمانی که حل نشود ما زندگی فاطمی نخواهیم داشت.

 هر شخصیت ممتازی که منشأ خدمات ماندگار شد منش و سبک زندگی او فاطمی بود

 در حوزه فرهنگ، اقتصاد، سیاست، رسانه، بازار کار و تولید باید این مسایل حل شود. چرا مقام معظم رهبری امسال را سال اقتصاد مقاومتی و تولید معرفی کردند؟ داستان تولید چیست که تابلو میشود؟ این اثر دارد و ما نمیتوانیم به فردی که در مسایل اولیه زندگیاش گرفتار است بگوییم تو بیا رنگ فاطمی داشته باش و مانند حضرت زهرا علیها‌السلام به شکمت سنگ ببند و غذا نخور، این نمیشود و ما باید این مسایل را حل کنیم تا همه جا سبک و رنگ و نگرش زندگی فاطمی حاکم بشود. من مثالی میزنم، حدود چهل سال از پیروزی انقلاب میگذرد و هر شخصیت ممتازی که در این نظام کار کرد و منشأ خدمات ماندگار شد، به نوعی میبینیم که منش و رفتار و الگوی زندگی آنها، طبق زندگی فاطمه زهرا علیها‌السلام بوده است. در عرصه سیاست نگاه میکنید همینطور است، در عرصه جهاد فی سبیل الله همینطور. وقتی در عرصه سازندگی و آبادانی کشور و خدمترسانی در عرصههای اقتصاد و معیشت مردم، در کنار افراد خدوم در این عرصهها قرار میگیریم، میبینیم آنها انسانهای وارسته و با اخلاقی هستند که از تعادل رفتاری برخوردار هستند، افرادی نیستند که به بیان مقام معظم رهبری دین را یدک بکشند، بلکه سیاستی دارند که مبنای آن دینداری است، انسانهای متعادل که دارای رفتار مناسب و اثر مثبتی برای جامعه هستند و عموماً الگوی رفتاری آنها سبک زندگی فاطمی بوده است. کسی که تبدیل به پدر موشکی ایران میشود، صاحب یک زندگی متعادل و درستی بوده که بر اساس رفتارهای دینی عمل کرده است. صیاد شیرازی در ارتش ظهور و بروز میکند و نگرش دینی او عرصه نبرد را تغییر میدهد. شهید چمران در این عالم غوغا میکند، اگر انصاف به خرج بدهیم چند نفر در تمام دنیا مانند اینها پیدا میشود؟ رویکرد اینها به زندگی فاطمی و عملکردشان عملکرد فاطمی بوده است. در نقطه مقابل، هر جایی که افراد وظیفهای را که بر عهده آنها قرار داده شده را بهخوبی انجام نمیدهند و مسئولیت خود را نمیتوانند به سرمنزل مقصود برسانند، از این ارزشها فاصله دارند.

 اشارهای به حوزه مسایل زنان

اجازه بدهید اشارهای به حوزه مسایل زنان داشته باشم، بنده نخواستم بحث زنانه داشته باشم؛ چراکه حضرت زهرا زنانه نیست، بلکه ایشان برای معرفی یک انسان کامل است. در حوزه فرهنگ و مسایل زنان ما در مواردی نه تنها شیوه و سبک زندگی فاطمی را نمیبنیم، بلکه همه تلاش روی این مسئله است که زنان را هر روز وارد عرصهای بکنیم که ورود زنان به این عرصهها قاعدتاً با نقش اساسی و شخصیت والای زنان مغایرت دارد. بنده حدود پنجاه سال است که کار علمی و فرهنگی میکنم و قبل از انقلاب کار فرهنگی انجام میدادم، یکی از انتقادات آن زمان ما این بود که چرا از زنان بهصورت ابزاری استفاده میشود؟ بنده بهعنوان کسی که از قبل از انقلاب مشغول کار فرهنگی هستم، الان که چهل سال از انقلاب میگذرد هم میخواهم حرف گذشته خود را تکرار کنم و بگویم چرا امروزه از زنان ما بهصورت ابزاری استفاده میشود؟ در قبل از انقلاب میگفتیم شما از زنان استفاده ابزاری میکنید و با حقوق کم، کارهای کلان و پر زحمت به آنها سپردهاید و جاهایی برای اینکه برجستهسازی و جلب نظر مخاطبان انجام بدهید از تصاویر آنچنان زنان استفاده میکنید. بنده که در گذشته مبلّغ بودم و این حرفها را در کشور میزدم، ولی امروزه وقتی نگاه میکنیم با کمال تأسف باید بگوییم استفاده ابزاری از زنان در عرصههایی از جامعه امروز ما نفوذ پیدا کرده است. این مطلب از رسانه ما نقل شد، چرا برای فروش خودرو و نمایشگاه خودرو از زنان آرایش کردهای که چهرههای بسیار زنندهای دارند برای جلب نظر مشتری استفاده میشود؟ و زمانی که از آنها اطلاعات فنی خودرو پرسیده میشود، هیچ اطلاعی ندارد و فقط درب خودرو را باز میکند و میگوید: شما این خودرو را مشاهده کنید و فرد مخاطب هم فقط به ریخت و قیافه آن خانم نگاه میکند! ما که میخواهیم از سبک زندگی فاطمی صحبت کنیم، نمیتوانیم این مسایل را نگوییم، چه کسی باید این مسایل را اصلاح کند؟ اینگونه امور نهتنها با دین زاویه دارد، بلکه باید بگوییم برای نظام و جامعه فاجعه است. این همان مدیتیست است که در کشور ما مدتی است که کلید خورده و در عرصههای دیگر هم موارد فراوانی داریم. وقتی با این خانمها صحبت میشود میگویند: ما نیاز به پول داریم و به دلیل احتیاج مجبور به انجام این کارها هستیم که این مطلب به اقتصاد و حاکمیت اقتصادی جامعه ربط دارد و این همان بردگی نوین است.

جنگ نرم بسیار پیچیدهای علیه اعتقادات بهوجود آوردهاند که در نهایت میخواهند از این مسایل به براندازی نظام حاکمیتی اسلامی برسند و برای آن نقشهها و برنامههای زیادی دارند. بنده به چند مورد از این برنامهها اشاره میکنم که با سبک زندگی فاطمه کاملاً مغایرت دارد و ما باید این مسایل را از جلوی راهمان برداریم تا به سبک زندگی فاطمی نزدیک بشویم.

 تغییر دیپلماسی عمومی مردم

 اگر دقت کنیم بعد از دهه اول انقلاب و در دهههای بعدی، شرایط به سمت تغییر دیپلماسی عمومی مردم حرکت میکند و در تمام امور ذائقه ما را تغییر میدهند. ما آرام آرام از سبک زندگی فاطمی فاصله میگیریم، شاید این سبک زندگی را مقدس بدانیم، شاید در عاشورا جمعیت زیادی بیایند، ولی وقتی به متن زندگی جامعه نگاه میکنیم میبینیم ذائقه ما با سبک زندگی فاطمی فاصله گرفته است. راهحل ما تغییر این نگرشهاست، رسانههای مختلفی روی این مطلب کار میکنند، مانند شبکههای مجازی، سایتهای مختلف و شبکههای ماهوارهای که مأمور به این کار هستند و تا حدی هم موفق شدهاند. کار آنها تجهیز زنان به اموری است که با زندگی اسلامی مغایرت دارد، مأموریت آنها بالا بردن ادعای نابرابری زنان و مردان است، البته نمیخواهیم بگوییم تبعیضی وجود ندارد. ما باید تبعیضها را برطرف کنیم تا به چنین مرحلهای نرسیم که مجلس قانون مرخصی زایمان زنان را با قید فوریت تصویب کند، اما بعد از ابلاغ این مصوبه به وزارتخانهها میگویند: اعتبار آن وصل نشده است، حتی برخی از مسئولان دولتی میگویند: چون اعتبار آن دیده نشده است نمیتوانیم به این قانون عمل کنیم! از سوی دیگر بحث فرزندآوری مطرح است و در روایات داریم که وقتی زنهای ما بچه آوردند و دوران شیرخوارگی کودک به اتمام رسید، ملائکه به پشت او میزنند و میگویند بعدی، بعدی، این نگاه دینی و فرهنگ فاطمی در روایات است، در حالیکه از طرف مجلس تحت عنوان حمایت از خانواده این قانون وضع میشود و وقتی کار به بدنه اجرایی میرسد میگویند اعتبار آن وضع نشده است. خانم نه ماه به مرخصی زایمان میرود و بعد که به سر کار بر میگردد، او را برکنار میکنند و میگویند: شما نه ماه نبودهاید، ما چطور باید این مسایل را حل کنیم و چه حمایتی وجود دارد؟

 ادعای تبعیض علیه زنان در این مسایل شکل میگیرد، اخیراً زمزمههایی از بیرون و داخل کشور بهوجود آمد که شما چرا حجاب را اجباری کردید؟ ما بعد از گذشت چهل سال از انقلاب نهتنها مسئله حجاب را حل نکردهایم، بلکه به ما میگویند شما چه حقی داشتید که حجاب را اجباری کردید؟ حقیقت عنوان شدن این مسئله تجاهر و تشویق به فسق است که خود این مسئله یک جنایت است. شورایعالی انقلاب فرهنگی برای نهادینه کردن حجاب مصوبهای دارد که در مجلس تصویب میشود که تا اینجای کار خوب است، اما همین مصوبه در دستگاههایی که مسئول اجرای آن هستند چندین سال خاک میخورد. در ورزش میبینیم شرایط به شکلی است که گویا تنها مشکل بانوان ما حضور آنها در ورزشگاههاست، کسی با ورزش بانوان مشکلی ندارد، اما میبینیم بیش از ورزشهای عمومی بانوان، به ورزشهای قهرمانی آنها بها داده میشود! این مسایل کاملاً با زندگی فاطمی مغایرت دارد. نباید تصور کنیم فقط با حرف زدن مشکل حل میشود، خیر، باید به همه مسایل توجه کنیم.

لذا نهتنها در نهادینه کردن سبک زندگی فاطمی موفق نبودهایم، بلکه به سمت مخالف آن سوق داده میشویم. ایجاد نهادهای موازی، ان جی اوها و تقویت آنها در بسیاری از موارد علیه نظام است. امروزه بحث مدح شاهان پهلوی و قاجاری و غیر آنها و حتی توهین به انقلاب 57 و این که این انقلاب علیه زنان بوده، مطرح است. امام راحل فرمودند: انقلاب 57 کار زنان بود، اما این گفته ایشان امروز فراموش شده و میگویند: این انقلاب مردانه و علیه زنها بوده است. تشکیل پارلمان زنان زنگ خطری برای مجلس و انقلاب است و در نهایت اسلام منهای روحانیت، جزء دستور کار دشمن قرار گرفته است، البته این حرف مربوط به سالیان گذشته است، امروز حتی میگویند ما اسلام را نمیخواهیم! قطعاً باید در سیاستگذاریها تجدید نظر شود، در حوزه باید مسئلهشناسی بشود تا برای این مسایل راه حل پیدا کنند. اینها جزو مطالبات اخیر مقام معظم رهبری در دیدارهای ایشان بوده است که ما باید پاسخگوی دنیای امروز باشیم. این مسایل باید محقق بشود تا ما بتوانیم ادعا کنیم که قدری توانستهایم زندگی فاطمه علیها‌السلام را محقق کنیم و باید تلاش همهجانبه ما در این راه باشد.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




پنج شنبه ٢١ آذر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام