*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > فاطمیه 1396 


فاطمیه 1396 شماره خبر: ٣٩٧٨١٥ ١٧:٣٥ - 1396/11/21     آیت‌الله‌العظمى جوادی آملیهمانندی امیرالمؤمنین‌ علیه‌السلام و صدیقه کبری علیها‌السلام در تبیین معارف الهی ارسال به دوست نسخه چاپي


  آیت‌الله‌العظمى جوادی آملیهمانندی امیرالمؤمنین‌ علیه‌السلام و صدیقه کبری علیها‌السلام در تبیین معارف الهی

آیت‌الله‌العظمى جوادی آملی


گرچه برای بندگان مخلص، مقاماتی است که دیگران را به آن‌ها راهی نیست، مانند صیانت از گزند وسوسه اهرمن و اغوای شیطان: «لأغوینهم أجمعین٭ إلا عبادک منهم المخلصین» (حجر/39 40) و مانند دریافت پاداش بیش از اندازه عمل: «و ما تجزون إلا ما کنتم تعملون٭ إلا عباد الله المخلصین» (صافات/39 40)، لیکن در بین آن مزایا، می‌توان برخی از آن‌ها را به‌عنوان برجسته‌ترین مقام اهل اخلاص یاد نمود و آن این‌که احدی حق توصیف خدای سبحان را ندارد، مگر مخلصین: «سبحان الله عما یصفون٭ إلاعباد الله المخلصین». (صافات/159 160)...


گرچه برای بندگان مخلص، مقاماتی است که دیگران را به آنها راهی نیست، مانند صیانت از گزند وسوسه اهرمن و اغوای شیطان: «لأغوینهم أجمعین٭ إلا عبادک منهم المخلصین» (حجر/39  40) و مانند دریافت پاداش بیش از اندازه عمل: «و ما تجزون إلا ما کنتم تعملون٭ إلا عباد الله المخلصین» (صافات/39  40)، لیکن در بین آن مزایا، میتوان برخی از آنها را بهعنوان برجستهترین مقام اهل اخلاص یاد نمود و آن اینکه احدی حق توصیف خدای سبحان را ندارد، مگر مخلصین: «سبحان الله عما یصفون٭ إلاعباد الله المخلصین». (صافات/159  160)

از این جهت که اهلبیت علیهم السلام از هر تعلق، بلکه تعین آزادند و شاخصترین بندگان مخلص خداوند هستند، لذا توان توصیف حق سبحانه را دارند؛ همه آنها از یک ساقی شراب طهور نوشیدند، معارف الهی بهصورت یک کوثر سیال در سیره علمی و عملی آنان موج میزند و سرانجام به دریای بیکران احدی میریزد که: «...رکبت البحر و انکسر السفینة». دیگران که محدود اندیشند، توان تعریف نامحدود را نخواهند داشت و اینان که فعلاً و صفة و ذاتاً به مقام شامخ فنا رسیدهاند، مأذون در توصیف خدای سبحاناند و چون در موصوف هیچگونه دوگانگی راه ندارد، در توصیفهای اینان نیز هیچگونه ناسازگاری راه نمییابد، لذا معارف الهی را حضرت فاطمه طوری تبیین میکند که همتای گرانقدرش حضرت علی علیه‌السلام تعریف مینماید. در اینجا نمونههایی از آن ذکر میشود:

1. نعمتهای خداوند نامحدود و فوق احصاء است: «الحمدلله علی ما أنعم... جم عن الاحصاء عددها و نأی عن الجزاء أمدها و تفاوت علی الادراک أبدها...». (احتجاج طبرسی/1/255) این حمد ممتاز در کلام آن بانو، همسان حمد معروف حضرت علی علیه‌السلام است که میفرماید: «الحمدلله الذی لا یبلغ مدحته القائلون و لا یحصی نعمائه العادون و لا یؤدی حقه المجتهدون...» (نهجالبلاغه/خطبه1) و ریشه هر دو کلام قرآن کریم است: «و إن تعدوا نعمة الله لا تحصوها...». (نحل/18)

2. معرفت خداوندی، میسور حواس نخواهد بود و تعریفش، مقدور بنان و بیان نمیباشد، بلکه قلب را با آن پیوند و عقل را با نور او آشنایی میباشد؛ چنانچه در کلام حضرت فاطمه علیها‌السلام آمده: «و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له، کلمة جعل الإخلاص تأویلها و ضمن القلوب موصولها و أنار فی التفکر معقولها؛ الممتنع من الأبصار رؤیته و من الألسن صفته و من الأوهام کیفیته» (احتجاج طبرسی/1/255) و این توصیف برجسته، معادل تعریف مشهور حضرت علی علیه‌السلام است که فرمود: «... لا تدرکه العیون بمشاهدة العیان؛ و لکن تدرکه القلوب بحقائق الإیمان...». (نهجالبلاغه/خطبه179)

 تحلیل عقلی از خلقت بدیع جهان در گفتار فاطمه و علی علیهما‌السلام

3. آفرینش جهان، نه از ماده ازلی و نه بر مثال و الگوی از پیش ساخته و نه برای نیل به هدف خارج از ذات آفریدگار است، چراکه هریک محذور عقلی دارد: «ابتدع الأشیاء لا من شیء کان قبلها و أنشأها بلا احتذاء أمثلة أمتثلها؛ کونها بقدرته،... من غیر حاجة منه الی تکوینها و لا فائدة له فی تصویرها» (احتجاج طبرسی/1/255) این تحلیل عقلی از نظام آفرینش در کلام آن سیده زنان جهان، هماهنگ تعلیل عمیق حضرت علی علیه‌السلام است که فرمود: «لا من شیء کان، و لا من شیء خلق ما کان... ابتدع ما خلق بلا مثال سبق و لا تعب و لا نصب و کل صانع شیء فمن شیء صنع و الله لا من شیء صنع... بذلک أصف ربی...». (کافی/ح1/134  136)

در این تعبیر الهام یافته از قرآن کریم، هم قدم ذاتی ذات اقدس الله بیان شد و هم این قدم ذاتی از هر چیز دیگر سلب شد و هم احتمال ازلیت ماده را از بین برد؛ زیرا با بیان اینکه خداوند از چیزی هستی نیافت: «لا من شیء کان»، ازلیت ذاتی حضرتش را تفهیم کرد و با بیان اینکه جهان را از چیزی نیافرید، توهم قدم ذاتی هر موجود دیگری را برطرف نمود: «و لا من شیء خلق ما کان».

این نکته بدیع که در سخنان نغز این دو همتای معصوم است، همانند دیگر نکات عقلی عمیق، مرحوم ثقةالاسلام کلینی را بر آن داشته که بعد از نقل خطبه یاد شده، چنین بگوید: «... و هذه الخطبة من مشهورات خطبه علیه‌السلام ... و هی کافیة لمن طلب علم التوحید إذا تدبرها و فهم ما فیها؛ فلو اجتمع ألسنة الجن والإنس لیس فیها لسان نبی علی أن یبینوا التوحید بمثل ما أتی به بأبی و امی ما قدروا علیه و لولا إبانته علیه‌السلام ما علم الناس کیف یسلکون سبیل التوحید، ألا ترون الی قوله: «لا من شیء کان و لا من شیء خلق ما کان...». (اصول کافی/1/136)

به منظور حقشناسی از دقت نظر مؤلف کتاب قیم کافی، مرحوم محقق داماد قدس‌سره در شرح اصول کافی چنین فرمود: «...فقد بان و ظهر ان شیخنا الأفخم أبا جعفر الکلینی قد قوم الفحص و دقق و سلک الصراط السوی فی تفسیر کلامه علیه‌السلام حشره الله تعالی فی عصبة أئمته الطاهرین...». (شرح اصول کافی (محقق داماد)/330)

4. ضرورت معاد، تأثیر بسزایی در تهذیب نفوس داشته، عدهای بر اساس شوق به بهشت و گروهی به استناد هراس از دوزخ، دستورات الهی را امتثال و از عصیان آن برحذرند: «ثم جعل الثواب علی طاعته و وضع العقاب علی معصیته؛ ذیادة لعباده عن نقمته و حیاشة لهم إلی جنته» (احتجاج طبرسی/1/256) و این بیان رسا از حضرت زهرا علیها‌السلام در ضرورت قیامت، همسان بیان امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حتمی بودن معاد است که با تعبیرهای گوناگون و حفظ درجات بیشمار آن از آن حضرت رسیده است: «...کفی بالجنة ثواباً و نوالاً و کفی بالنار عقاباً و وبالاً! و کفی بالله منتقماً و نصیراً! و کفی بالکتاب حجیباً و خصیماً». (نهجالبلاغه/خطبه83)

5. درباره ضرورت وحی و رسالت و گزینش پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم قبل از انتصاب به نبوت، به منظور اتمام فرمان الهی و امضای حکم خداوندی حضرت فاطمه علیها‌السلام ، چنین میفرماید: «... و أشهد أن أبی محمداً عبده و رسوله اختاره قبل أن أرسله، ... و اصطفاه قبل أن أبتعثه؛ إذ الخلائق بالغیب مکنونة ... ابتعثه الله إتماماً لأمره و عزیمة علی أمضاء حکمه، و انفاذاً لمقادیر رحمته؛ فرأی الامم فرقاً فی أدیانها، عکفاً علی نیرانها، عابدة لأوثانها، منکرة لله مع عرفانها؛ فأنار الله بأبی محمد ظلمها...» (احتجاج طبرسی/1/256)؛ یعنی مردم در ادیان باطل، به چند گروه منشعب شده بودند و در برابر آتش دینهای انحرافی، خواه در آتشکده خواه در بتکده عکوف و بندگی داشتند و خداوند سبحان را با آشنایی فطریشان انکار میکردند و خداوند بهوسیله پدرم حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم همه آن تاریکیها را روشن نمود... .

این سبک متین در ضرورت رسالت، هموزن بیان متقن حضرت علی علیه‌السلام درباره اهمیت وحی و نبوت است: «...إلی أن بعث الله سبحانه، محمداً رسول الله‌‌ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم لإنجاز عدته و إتمام نبوته... و أهل الأرض یومئذ ملل متفرقة و أهواء منتشرة و طرائق متشتة بین مشبه لله بخلقه أو ملحد فی اسمه أو مشیراً الی غیره فهداهم به من الضلالة و أنقذهم بمکانه من الجهالة...»، (نهجالبلاغه/خطبه1) و همچنین درباره قرآن کریم و هدایتهای روشنگرانه آن، بیان مشترک و متشابهی در کلمات این دو همتای معصوم یافت میشود.

6. راجع به اسرار فرایض و حکمتهای فراوان احکام الهی، حضرت فاطمه زهرا علیها‌السلام چنین فرمود: «...فجعل الله الإیمان تطهیراً لکم من الشرک و الصلاة تنزیهاً لکم عن الکبر و الزکاة تزکیة للنفس و نماءً فی الرزق و الصیام تثبیتاً للاخلاص و الحج تشییداً للدین و العدل تنسیقاً للقلوب و طاعتنا نظاماً للملة و إمامتنا أماناً من الفرقة و الجهاد عزاً للإسلام و الصبر معونة علی استیجاب الأجر و الأمر بالمعروف مصلحة للعامة و برّ الوالدین وقایة من السخط و صلة الأرحام منسأة فی العمر و منماة للعدد و القصاص حقناً للدماء و الوفاء بالنذر تعریضاً للمغفرة... و حرم الله الشرک إخلاصاً له بالربوبیة...». (احتجاج طبرسی/1/258)

همین اسرار آموزنده عبادات را در بسیاری از کلمات حکیمانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام مییابیم؛ مانند خطبهای که در ارکان دین انشاء فرمودهاند (نهجالبلاغه/خطبه110) و همچنین بیاناتی که درباره اصل امامت و رهبری اهلبیت علیه‌السلام فرموده است (نهجالبلاغه/خطبههای 2 و 3 و 4 و 87 و 93 و...): «...و هم دعائم الإسلام و ولائج الإعتصام؛ بهم عاد الحق الی نصابه و انزاح الباطل عن مقامه و انقطع لسانه عن منبته». (همان/خطبه 239)

7. پیرامون ستم ستیزی و مبارزه با باطل و استرداد حق مهضوم، اعتراض مشترکی در بیان این دو همتای مطهر و معصوم یافت میشود که خطبهها و همچنین بسیاری از نامههای امیرالمؤمنین علیه‌السلام شاهد گویای آن است. بر اساس این خطبهها، اگر یک نظام حامی حق محرومین نباشد، حکومت آن حکومت جاهلیت است؛ هر چند به نام اسلام باشد: «تزعمون أن لا إرث لنا؛ أفحکم الجاهلیة تبغون و من أحسن من الله حکماً لقوم یوقنون؟ أفلا تعلمون؟! بلی قد تجلی لکم کالشمس الضاحیة أنی إبنته‌‌ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم أیها المسلمون...» (احتجاج طبرسی/1/267)؛ «أو أصبر علی طخیة عمیاء... أری تراثی نهباً...». (نهجالبلاغه/خطبه3)

مسلمان آزاده، سنت فرسوده ستمپذیری فرومایگان را، تحت رهبری اهلبیت عزت و کرامت محو مینماید؛ چون ستم را جز انسان خوار نمیپذیرد: «...لا یمنع الضیم الذلیل» (همان/خطبه29)، و سیره پایدار ستم ستیزی آزادگان را در پرتو قیادت اهلبیت حریت و شجاعت تثبیت میکند: «...و طاعتنا نظاماً للملة و امامتنا أماناً للفرقة» (احتجاج/1/258)؛ «...حتی إذا دارت بنا رحی الاسلام»؛ (همان/271) «و إنه لیعلم أن محلی منها محل القطب من الرحی». (نهجالبلاغه/خطبه3)

 همسانی سیره عملی حضرت علی و فاطمه علیهما‌السلام

8. همانطوری که سیره علمی این دو همتای معصوم علیهما‌السلام همسان بود، سیره عملی این دو نیز همانند بوده است. گستره این بحث را کتابهای مبسوط به عهده دارند و تمام جزئیات زهد، قناعت، صبر، ایثار، توکل، تسلیم و در پایان، تفویض محض این دو انسان کامل، در آنها مضبوط است. در این نوشتار کوتاه فقط به نیایش مشترک این دو عنصر آسمانی اشاره میشود.

گرچه دعا سپر و سلاح مؤمن، ستون دین، نور آسمانها و زمین و (کافی/2/468) شفای هر درد است (همان/470) و زمینه مساعدی برای اجابت میباشد: «...الدعاء کهف الإجابة کما أن السحاب کهف المطر» (همان/471)، لیکن بهترین دعا آن است که از دل پاک و قلب پارسا و خالص صادر شده باشد (همان/468) و مطلوب در آن دعا، کمال انقطاع به سوی وجود محض باشد: «...الهی هب لی کمال الإنقطاع إلیک و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک؛ حتی تخرق أبصار القلوب، حجب النور؛ فتصل إلی معدن العظمة و تصیر أرواحنا معلّقة بعزّ قدسک... ». (مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه)

برای اینکه انسان شایستهی ندای حق و لایق توجه خداوند شود تا از آن ندا و این توجه شائقانه مدهوش شود: «...واجعلنی ممن نادیته فأجابک و لاحظته فصعق لجلائک» (همان) و تنها او را بشناسد و از غیر او پرهیز کند: «...فأکون لک عارفاً و عن سواک منحرفاً» (همان)، راهی جز فنای از خودبینی نیست؛ بلکه فنای از غیربینی، تنها راه خدابینی است: «عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم. (نهجالبلاغه/خطبه193) آنکه جمال محض را مشاهده کرد، مدهوش شد و دم بر نیاورد: «...فصعق همام صعقة کانت نفسه فیها» (همان/خطبه193) و نشانه قرب کامل به خداوند سبحان، احساس ذلت و بندگی خالص در آستانه آن حضرت است. وقتی از حضرت علیبن محمد الهادی علیهما‌السلام سؤال شد که چگونه از ارتحال حضرت ابیجعفر امام نهم علیه‌السلام آگاه شدید؟ فرمود: چون ذلتی در نفس من برای خدا پیدا شد که بیسابقه بود: «لأنه تداخلنی ذلة لله لم أکن أعرفها» (کافی/1/381) و همراه با این احساس ذلت و بندگی خاص، تصدی مقام امامت به او الهام میشود.

وقتی از حضرت امام رضا علیه‌السلام سؤال شد: امام چه زمانی میفهمد که به مقام شامخ امامت رسیده آیا لحظه ارتحال امام سابق یا لحظه وصول خبر ارتحال آن حضرت؟ چراکه حضرت امام کاظم علیه‌السلام در بغداد رحلت نمودند و شما در مدینه بودید. امام رضا علیه‌السلام فرمود: در همان لحظه ارتحال امام قبل، امام لاحق میفهمد که به مقام امامت رسیده است. سؤال شد: چگونه میفهمد؟ فرمود: با الهام الهی: ...قال: «یلهمه الله». (کافی/1/381)

مطالب یاد شده پیرامون نیایش و شرایط استجابت و... در بسیاری از ادعیه این دو همتای در عبادت و دعا یافت میشود و چون مهم در جریان نیایش، احساس فروتنی در مقابل ساحت قدس خداوند است و این نعمت نیز همانند دیگر نعمتهای الهی از مبدأ هستی است: «و ما بکم من نعمة فمن الله» (نحل/53)، لذا صدیقه کبری در این فضیلت هم، همسان همسرش چنین میگوید: «... اللهم ذلل نفسی فی نفسی و عظم شأنک فی نفسی و ألهمنی طاعتک و العمل بما یرضیک و التجنب لما یسخطک یا أرحم الراحمین». (اعیان الشیعه/1/323)

چون خودبینی حجاب است، این پرده پندار با احساس ذلت در برابر خداوند سبحان برداشته میشود و آنگاه جمال عظمت خداوندی ظهور میکند. در این حال انسان متواضع، اعتلای شأن الهی را در جان خود مشاهده مینماید و سپس به امتثال دستورات خدایی مبادرت میورزد و آنچه مایه رضای حضرت باری است، انجام میدهد و از آنچه موجب سخط خداوندی است، اجتناب میکند.

در پایان، بعضی از فرازهای دعای صدیقه کبرا که همانند نیایش همتای معصومش حضرت علی علیه‌السلام (بحارالانوار/83/ 64) بعد از نماز ظهر خوانده میشد، تبرکاً و جهت حسن ختام نقل میشود: «سبحان ذی العز الشامخ... و الحمدلله الذی بنعمته بلغت ما بلغت من العلم به و العمل له و الرغبة الیه و الطاعة لأمره و الحمدلله الذی لم یجعلنی جاحداً لشیء من کتابه و لا متحیراً فی شیء من أمره و الحمدلله الذی هدانی لدینه و لم یجعلنی أعبد شیئاً غیره.» بلندای این ثنا در پرتو علم به خدا، عمل برای او، رغبت به سوی او و امتثال فرمان او روشن میشود؛ بهویژه آنکه هرگونه تردد از ساحت قدس این عبد صالح، همانند انکار، به دور است و مهمتر از همه، توحید ناب آن حضرت است که با نفی هر معبودی غیر از ذات اقدس خداوند، همراه است: «...لم یجعلنی أعبد شیئاً غیره.»

و چون نکره در سیاق نفی مفید عموم است، هیچ امری غیر از ذات حق معبود او نیست؛ یعنی ثمره تحلیل عبادی آن حضرت، نفی هراس از دوزخ و اشتیاق به بهشت است؛ بلکه تنها معبود او حق سبحانه و تعالی است: «فابعث معی یا رب نوراً من رحمتک یسعی بین یدی و عن یمینی تؤمننی به و تربط به علی قلبی... و تحلنی الدرجة العلیا من جنتک و ترزقنی به مرافقة محمد النبی‌‌ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم عبدک و رسولک فی أعلی الجنة درجة و أبلغها فضیلة و أبرها عطیة و أرفعها نفسة؛ مع الذین أنعمت علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن أولئک رفیقاً... و اختم لی بالسعادة... برحمتک یا أرحم الراحمین». (بحارالانوار/83/66  68)

 نامگذاری فاطمه از سوی خدا

اکنون که با تحلیل کتاب و سنت معصومین علیهم السلام گوشهای از کمال وجودی این سیده زنان جهان ترسیم شد، میتوان به راز نامگذاری آن حضرت به «فاطمه» توجه نمود که حضرت امام باقر علیه‌السلام فرمود: هنگام تولد آن بانو، خداوند فرشتهای را با وحی سبب قرار داد که پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم آن حضرت را به نام «فاطمه» بنامد.

 فاطمه یعنی جدای از جهل و غفلت

سپس فرمود: من تو را به علم، «فطم» نمودم و امام باقر علیه‌السلام فرمود: سوگند به خدا! خداوند او را با علم، فطم نمود (کافی/1/460)؛ یعنی از هر جهل و غفلتی جدا نمود؛ چنانکه رضاع او نیز با علم و معرفت شروع شد.

والسلام علیها یوم ولدت و یوم استشهدت و یوم تبعث حیاً؛ اللهم اهلبیت الوحی کما نحب فاجعلنا کما یحبون!

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




چهارشنبه ٣٠ مرداد ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام