*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


مقاله, مقاله شماره خبر: ٤٠٦١٥٧ ١٤:٢٨ - 1397/12/21   حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناهتحلیل و بررسی محتوایی  بیانیه گام دوم انقلاب ارسال به دوست نسخه چاپي


حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناهتحلیل و بررسی محتوایی بیانیه گام دوم انقلاب

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه


بیانیه گام دوم انقلاب مانیفیست چهل سال آینده جمهوری اسلامی من اجمالاً اطلاع داشتم که حضرت آقا مشغول نوشتن یک متن مهمی است و تقریباً خیلی از جلسات، کارها و کلاس‌های درس را تعطیل کرده و مشغول تدوین این بیانیه بودند. از ابتدای انتشار تا الآن تقریباً شاید 18- 17 مرتبه این بیانیه را من مطالعه کردم و 3 2 بار هم درباره‌اش صحبت کردم؛ ولی هرباری که مطالعه می‌کنم، یک نکات جدیدی استفاده می‌شود. خیلی با دقت، ظرافت و تفکر و تأمل این متن نگاشته شده است؛ به یک معنا مانیفیست جمهوری اسلامی است...


 دو وظیفه اصلی در قبال بیانیه گام دوم انقلاب

درباره این بیانیه تفصیلی که حاوی نکات بسیار مهم در خصوص دستاوردهای چهل سال گذشته انقلاب و در عین حال ناظر بر راهبردهای کلیدی برای برداشتن «گام دوم انقلاب» است، جوانان و آیندهسازان کشورمان را بیشاز همه، مورد خطاب قرار داده است. ما که خودمان را ولایتمدار میدانیم، دو کار اساسی و مهم را باید انجام بدهیم:

الف. تحلیل محتوایی و گفتمانسازی

قبل از هر چیز لازم است تحلیل محتوایی از متن صورت بگیرد؛ یعنی این بیانیه برای جوانها، دبیرستانیها، دانشگاهیان، حوزویان و... هم تحلیل محتوایی و هم گفتمانسازی شود. این یک کار از عهده امثال ما برمیآید. دوستان برنامهریزی کنند و به آموزش و پرورش بروند و با یک زبانی که برای همه قابل درک باشد، این مباحث را برای مردم تبیین کنند بهخصوص ایام اعتکافی که در ایام عید است. حتماً دوستان از این فرصت استفاده کنند و... این بیانیه برای امروز و فردا نیست. باید مرتب گفته شود.

ب. ارائه ساختار مناسب جهت محقق کردن این بیانیه

لازم است نخبگان، برای تحقق محتوای این بیانیه در جامعه پیشنهاد ساختاری بدهند.

اما آیا این ساختار فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، پاسخگو و تأمینکننده خواستههای این متن است؟ پاسخ منفی و خیلی روشن است. چندی پیش عدهای از نمایندگان مجلس منزل ما آمدند که بچه مسلمان، ولایی و انقلابی هم بودند. میگفتند: ما نمایندگان مجلس اصلاً به فکر منافع ملی نیستیم و نمیتوانیم هم باشیم. ما به فکر منافع شهرمانیم و در واقع به فکر منافع خودمانیم که از آن شهر رأی بیاوریم؛ لذا تصمیم میگیریم، مثلاً برای اینکه اشتغالی را در شهرمان راه بیندازیم، ناچاریم برویم به وزیر فشار بیاوریم که مثلاً پتروشیمی را در شهر تأسیس کند؛ در حالی که اصلاً منفعت و مصلحت ملی اقتضا نمیکند که این کار انجام بشود؛ ولی خب میخواهیم رأی بیاوریم دیگر و چارهای نداریم. پس این ساختار مجلس [تأمینکننده این بیانیه نیست]؛ چون به هر حال نمیشود از عدالت و عزت سخن بگوییم؛ اما ساختار مجلس تأمینکننده این نباشد. این ایراد به نمایندگان نیست. شما هم بروید مجلس همین است. اشکال در ساختار مجلس و شوراهای شهر است. الآن گلهای که برخی دارند، این است که میگویند: مثلاً نماینده مجلس در برخی امور مثل آموزش و پرورش و... دخالت میکند. خب، اینها ایرادهای ساختاری است. به نظر بنده امروزه نخبگان جامعه باید پیشنهادهای ساختاری مناسب برای تحقق این بیانیه را بدهند و حضرت آقا این را میخواهند. این حرفها را ایشان نزدهاند که ما همان حرفها را در خطبههای نماز جمعهمان، در منبرهایمان یا سر کلاس درس تکرار کنیم.


 4 نکته مهم بیانیه

الف) بیانیه گام دوم؛ نظریه نظام انقلابی

جوانان مخاطب اصلی بیانیه گام دوم انقلاب

 نکته اول: این بیانیه، نظریه نظام انقلابی است که مخاطب اصلیاش جوانانند؛ به این دلیل که قرار است، 40 سال دوم را عمدتاً توسط نسل جوان اداره کند.

گوهر این بیانیه این است که این بیانیه، نظریه نظام انقلابی است که مخاطب اصلیاش جوانانند؛ اما اینکه چرا مخاطب آن جوانان هستند؟! در پاسخ باید گفت:چون 40 سال دوم را عمدتاً باید خود نسل جوان به دست بگیرد؛ البته این بدان معنا نیست که مثلاً حالا کسانی از نسل اول یا دوم اگر کارآمدی دارند، استفاده نشوند؛ اما انتظار تکامل و بالندگی را حضرت آقا از نسل جوان میخواهند. نسل جوان هم باید امور را در دستش بگیرد تا این غرض را تأمین کند. پس این بیانیه نظریه نظام انقلابی است. این تعبیر خود آقاست. ایشان میگویند: «بلکه از نظریه نظام انقلابی تا ابد دفاع میکند.» این تا ابد دفاع میکند، با همین مخاطب جوانی که امور به دستشان واگذار میشود باید صورت بگیرد؛ البته با تکریم از بزرگانی که در این 40 سال خدمت کردند؛ چون بعضی خیال میکنند که اگر این انقلاب بخواهد به نسل جدید منتقل شود، باید با تخریب نسل قدیم انجام بشود. عزیزان، تخریب نسل قدیم اثر وضعی دارد. این انقلاب آسیب میبیند. بزرگانی که در بحبوحههای انقلاب از هزاران بار تهدید جانی جان سالم بهدر بردند، قبلاز انقلاب در انقلاب، در جنگ و بعداز جنگ؛ بعد عدهای بیمغز این شخصیتها را تخریب کنند. از این تخریب جز وهابیت و جریانهای انحرافی خوشحال نمیشوند.


 چرا گام دوم؟

ممکن است بگوییم آقا، گام دوم، دوره جنگ بوده، گام سوم دوره سازندگی است و الآن گام دوم نیست. من فکر میکنم، اینکه آقا تعبیر به گام دوم کردند، سرّش این است که چون الآن، آغاز تحویل این انقلاب بهدست نسل جوان متعهد و فاضلی است که توان اداره کشور را هم دارند. این در واقع، نکته اول است که حضرت آقا میخواهند، این انقلاب را با نسلهای جوان گام به گام جوان نگه دارند. انقلابی که پیر فرتوت و فرسوده نمیشود و مرتب در حال نشاط جوانی است.

ب) چیستی و ماهیت نظریه نظام انقلابی

 من در این قسمت، تعریف، شعارهای انقلاب اسلامی، ویژگیهای انقلاب اسلامی و جمهوریت و اسلامیت انقلاب اسلامی از این متن استخراج کردم؛ یعنی این مطالب، نکته دوم ما را تأمین میکند که معرفی نظریه نظام انقلابی است.

 تعریف انقلاب اسلامی؟

انقلاب اسلامی یک فعالیت فرآیندی خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی است. بعضی تلقیشان از انقلاب اسلامی، پیروزیای بود که در سال 57 اتفاق افتاد و این خیلی تلقی غلطی است. انقلاب اسلامی یک تکامل فردی و جامعهای و تاریخی است. بُعد فردیاش خودسازی است؛ بُعد جامعهایاش جامعهپردازی است و بعد تاریخیاش تمدنسازی است؛ چراکه تمدن و تمدنسازی هویت تاریخی دارد، مقید به مکان خاص نیست؛ لذا وقتی میگوییم: تمدن اسلامی در ایران از قرن چهارم شروع شد، درست است که خیلی از متفکران ایرانی بودند؛ ولی این تمدن تا شمال آفریقا و جنوب هند و... نفوذ کرد و همه آنها در این تمدنسازی مشارکت کردند.

 لذا تمدن، منحصر در یک مکان خاص نیست؛ استمرار زمانی هم دارد و در جوامع مختلف نیز حضور دارد. پس به نظر من تعریف مقام معظم رهبری از انقلاب اسلامی، یک تعریف فرآیندی است که البته با ویژگیها و شعارهایش روشنتر میشود. پس یک فرایند خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی است.


 شعارهای این انقلاب

شعارهای این انقلاب، شعارهای فطری است و لذا هیچ موقع این شعارها کهنه نمیشود؛ چون مربوط به ساحت فطرت انسان است. شعارهایی مثل آزادی، عدالت، معنویت، عقلانیت، عزت و مانند آن؛ اینها شعارهای انقلاب اسلامی است؛ شعارهایی فطری یعنی مربوط به ساحت نهاد ثابت انسان؛ ولو اینکه انسان مرتب در حال تحول و تغییر است؛ ولی یک نهاد ثابت هم در انسان هست و جهانی هم هست. همه جهانیان از عزت، معنویت، آزادی، عدالت و... دفاع میکنند و خواستار همین امور هستند.

 ویژگیهای انقلاب اسلامی

در تعریف انقلاب اسلامی و ویژگیهایش باید گفت: انقلاب اسلامی صریح، شجاع، مدافع مظلوم، مقتدر، صادق، زنده و پویا، منعطف، مصحح خطاهای خود، و... است و در برابر پدیدههای نو بیتفاوت و متحجر نیست. همان ویژگیهایی که در کتاب جریانشناسی فکری ایران معاصر از آن تعبیر کردیم، به عقلانیت اسلامی که نه سنتی مبتلا به تحجر است و نه روشنفکری مبتلا به غربزدگی و وابستگی؛ یک جریانی است که هم از میراث گذشته خودش استفاده میکند، هم به نیازهای زمان و پدیدههای نو توجه دارد و این ویژگیها و شعارها را با شکلی خاص تحقق بخشیده است.


 جمهوریت و اسلامیت انقلاب اسلامی

شکل این انقلاب، جمهوریت و اسلامیت و مردمسالاری دینی است؛ یعنی نظریه نظام انقلابی تنها نیامده بگوید که انقلاب اسلامی یک فرآیند خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی است؛ فقط نیامده شعار ویژگیها را بیان بکند؛ بلکه گفته با چه ساختاری میتوان به این اهداف و شعارها رسید و بدهد و آن ویژگیها را محقق کرد. این ساختار و شکل حکومت که بیانگر محتوا هم هست، در هیچ نظامی در دنیا وجود نداشته است. واقعاً اگر این ساختار جمهوریت اسلامیت نبود، آیا انقلاب اسلامی میتوانست 40 سال دوام بیاورد؟ آیا میتوانست در جنگ تحمیلی 8 سال در مقابل جنگ جهانی صدام بایستد؟ آیا میتوانست این دستاوردها را داشته باشد؟ ساختار خیلی مهم است؛ لذا من عرض کردم در این گام دوم باید تلاش کنیم و ببینیم چگونه ساختارهای درون این ساختار کلان را بسازیم تا این اهداف و شعارها تحقق پیدا کند.


 دستاوردهای جمهوریت و اسلامیت انقلاب اسلامی

حالا ممکن است کسی بگوید که این نظریه بعداز چهل سال چه دستاوردهایی داشته است؟ اگر کارکردی بنگریم، آثار، نتایج و کارکردهایی داشته است یا خیر؟ خب، آقا مفصل این بحث [را آوردهاند].

یکی از دستاوردهای مهم ما ثبات در امنیت کشور است که دستاورد خیلی مهمی است. اگر امنیت ایران را با امنیت دیگر کشورهای منطقه حتی با کشورهای غربی مقایسه کنید، به این امر اذعان میکنید.

اگر به دیگر دستاوردهای انقلاب ما بخواهم بهصورت فهرستوار اشاره کنم، عبارتاند از: پیشران در عرصه علم و فناوری، زیرساختهای حیاتی، اقتصادی، سلامت و مانند آن، مقابله با استکبار، توجه به مستضعفان، مدیریت جهادی، رشد بینش سیاسی مردم، سنگینی کفه عدالت در تقسیم امکانات عمومی کشور و... . این واژهها خیلی دقیق است؛ حضرت آقا در این بیانیه نمیفرمایند «عدالت تحقق پیدا کرده»؛ اما از آن طرف هم این همه به بهانه عدالت و عدالتخواهی دارند، شب و روز رفتار ظالمانه انجام میدهند، این هم نیست. اینقدر نزنید بر سر انقلاب؛ اگر تقسیم امکانات عمومی کشور را ده سال به ده سال هم مقایسه کنیم، متوجه سنگینی کفه عدالت میشویم. افزایش چشمگیر معنویت و اخلاق در فضای عمومی کشور را نیز میتوان متوجه شد.

اعتکافها چه خبر است؟ دعای عرفه چه خبر است؟ فضای معنوی مردم ایران اصلاً قابل مقایسه با دنیا نیست؛ دنیایی که در انحطاط اخلاقی و معنوی به سر میبرد.


 دستاوردهای انقلاب اسلامی در مقایسه با کشوریهای دیگر

کشورهایی حتی مثل کشور فیلیپینی که یک کشور مسیحی متدین متعهد بودند و الآن هم تقیدشان به کلیسا بد نیست، شاید 30 سال پیش یک خانم بیحجاب با فرهنگ برهنگی در آن دیده نمیشد؛ اما الآن کل این کشور، گرفتار فرهنگ برهنگی است. آنقدر فساد اخلاقی زیاد شده و نظام خانواده مختل شده که دیگر از شناسنامههای بچهها اسم پدران را برداشتهاند و فقط اسم مادر ثبت میشود.

در این دنیای وحشتناک، افزایش چشمگیر معنویت و اخلاق در فضای عمومی و ایستادگی در برابر ستمگران جهان، دستاورد بزرگی است.

 تأثیر عظیمی که جمهوری اسلامی در منطقه گذاشته نیز از دستاوردهای انقلاب اسلامی است. البته من همه دستاوردهایی را که در این بیانیه آمده است، یادداشت نکردم. مقام معظم رهبری در بین این مطالب به دو مورد از دستاوردها که به نظر من از همه مهمتر است تصریح میکنند:

الف) انقلاب اسلامی ایران آغازگر یک عصر جدید در مقابل غرب و شرق

اصلاً انقلاب اسلامی یک عصر جدید و یک رنسانس است. همه جهان چشمشان یا به شرق بود یا به غرب؛ هندوستان در سال 1947 از مستعمره انگلستان بیرون آمد و مستقل شد؛ ولی ناچار شد، برای اینکه روی پای خودش بایستد، برود و به شوروی سابق؛ یعنی بلوک شرق وابسته شود. همان سال پاکستان هم از هندوستان جدا شد و الآن مستعمره آمریکاست و قدرت امنیتی و نظامیاش هم دست آمریکاست.

انقلاب اسلامی ایران تنها انقلابی است که آغازگر یک عصر جدید بود و مقابل غرب و شرق ایستاد.

ب) پایان دادن به انحطاط تاریخی

دستاورد دیگری که این هم به نظر من خیلی مهم و حیاتی است و در بیانیه مقام معظم رهبری به آن اشاره شده است: «پایان دادن به انحطاط تاریخی» است.

و این تعبیر خیلی ظریف و دقیقی است. اگر شما نگاهی به دوران اوج انحطاط در دوره پهلوی، قاجار و نیمه دوم دوره صفویه و حکومتهایی که در این بین بودند، بیندازید، متوجه میشوید که این انحطاط همچنان در جریان بود و منحصر در عقبماندگی اقتصادی، سیاسی و امثال آن هم نبود؛ بلکه دچار انحطاط علمی، معرفتی و... نیز بودیم و این انقلاب به این انحطاط تاریخی پایان داد. اینها به نظر خیلی مهم است. بهتعبیر دیگر، از مهمترین دستاوردهای انقلاب این بود که یک گفتمان نو و تحولزا را در مقابل استکبار جهانی خلق کرد. گفتمانی که بنده از آن به عقلانیت اسلامی تعبیر میکنم. این یک گفتمان نو بود و یک رنسانسی بود که به نظرم مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی این است.

و اما نکته چهارم که آخرین نکته در این بیانیه است، توصیههاست. بهتعبیری نکته اول و دوم و سوم یک توصیفی از گام اول انقلاب است.


 نظامسازی، نظریه منحصربه فرد انقلاب اسلامی

همانطوری که میدانید انگیزهها در شکلگیری انقلابها متفاوت است و انقلابهایی که روی میدهد، گاهی احساسی، گاهی کودتایی و گاهی زوریاند و بعضی انقلابها، انقلابهایی هستند که شعارهای ارزشمند دارند؛ اما پشتوانه نظری ندارند. مقام معظم رهبری در بیانیه مهم گام دوم انقلاب نشان داد که این انقلاب دارای پشتوانه نظری است.

بحث ولایت فقیه که پشتوانه نظری این انقلاب است، دارای سابقه تاریخی و مصداقی است. امام راحل در دروس ولایت فقیه و فقهای گذشته ما در طول تاریخ قائل به ولایت فقیه بودهاند و این نظریه، تحقق خارجی هم داشته است؟ شاه طهماسب که دومین حاکم و سلطان صفویه است، وقتی در قزوین مستقر میشود، به محقق کرکی نامه مینویسد و برای آمدنش به ایران از او دعوت میکند که وی ابتدا این دعوت را نمیپذیرد. و شاه طهماسب نامه دیگری برای مرحوم محقق مینویسد و در آن نامه مقبوله عمربن حنظله را مورد استشهاد قرار میدهد و با همین استدلال، حجت را بر محقق کرکی تمام میکند و او به ایران میآید و... (محمدباقر خوانساری، روضات الجنات/ج4/ص363)

 اگر به ادوار مختلف تاریخ اسلام نگاهی بیندازیم، متوجه میشویم که در دورههای مختلف احیای تمدن اسلامی بزرگان، علما و روحانیت نقش بسیار پررنگی داشتهاند و در هر دورهای در تاریخ اسلام که تمدن اسلامی رشد کرده، حضور عالمان حوزوی در رشتههای مختلف قابل مشاهده است.

تمام کسانی که در طبیعیات، ریاضیات، نجوم و... تأثیرگذار بودهاند، همه عالمان دینی بودند که در این علوم هم کار میکردند. واقعاً کسانی باید بنشینند و فیلمهای مستندی بسازند تا بر همگان روشن شود که روحانیت عالِم بهروز، چطور در تمدنسازی نقش داشتند.

حضرت امام در همان سالهای اولیه تبعیدشان به عراق و نجف درس خارج ولایت فقیه را شروع کرد و بزرگانی مثل آیتالله مدنی و دیگران، دور امام جمع شدند و چقدر دشنام شنیدند و تخریب شدند! حتی بعضی آقایان و بیوتات ایشان را طرد کردند که چرا دور امام را گرفتهاید؟ ولی انقلاب با درس ولایت فقیه امام شکل گرفت؛ یعنی با نظریه نظام انقلاب اسلامی شکل گرفت.


 ساختارسازی برای اجرایی کردن هفت توصیه مهم رهبری در گام دوم

نکته نهایی من در این گفتار پاسخ به این سؤال است آیا ما در گام اول به این فرآیند انقلاب که شامل خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی است، رسیدهایم یا خیر؟!

رهبر معظم انقلاب در فرازی از این بیانیه ارزشمند میفرمایند: «اکنون به شما فرزندان عزیزم در مورد چند سرفصل اساسی توصیههایی میکنم. این سرفصلها عبارتند از: علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزت ملی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن و سبک زندگی.»

حضرت آقا در تحقق گام دوم انقلاب، به 7 توصیه مهم توجه میدهند و این 7 توصیه ساختارسازی میخواهد. جالب این است که در هر یک از این 7 نکته به دستاوردهای انقلاب هم اشاره دارند تا امید بسازند؛ ولی بعد به تهدیدها اشاره میکنند. این 7 توصیه ترکیبی از امیدها و تهدیدهاست.

مثلاً در فرازی از این هفت توصیه که به اهمیت علم و پژوهش و پیشرفتهای علمی کشور اشاره میکنند، نسبت به عقبافتادگی در این عرصه هشدار هم میدهند و میفرمایند: «اما آنچه من میخواهم بگویم این است که این راه طیشده، با همه اهمیتش فقط یک آغاز بوده است و نه بیشتر. ما هنوز از قلههای دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلهها دست یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهمترین رشتهها عبور کنیم. ما از این مرحله هنوز بسیار عقبیم؛ ما از صفر شروع کردهایم. عقبماندگی شرمآور علمی در دوران پهلویها و قاجارها در هنگامی که مسابقه علمی دنیا تازه شروع شده بود، ضربه سختی بر ما وارد کرده و ما را از این کاروان شتابان، فرسنگها عقب نگه داشته بود.» در مقام قضاوت امروزه بعضی بیانصافی میکنند و میگویند: الآن اگر پهلوی هم بود، وضعیت علمی کشور رشد کرده بود و حال آنکه در همان دوران که دوران شتاب و رقابت علمی در دنیا بود، عقب افتادیم و بعداز انقلاب از صفر شروع کردیم. قبلاز انقلاب کشور ما، کشور مونتاژ بود و کشور تولید علم نبود؟! در آن اوج اقتدار علمی جهان، ما عقبماندهترین کشور جهان بودیم. اصلاً رتبه علمی ما به حساب نمیآمد؛ اما الآن رتبه 16 دنیا در دست ماست.

در عصر پهلوی اصلاً باور [نداشتند که میتوانند]؛ به نسل جوان ما اجازه نمیداد [که کاری انجام دهد]. همین الآن هم که میگویند: فرار مغزها، آن موقعها بدتر از این بود و هر جوان مستعدی که میتوانست بیندیشد و تولید داشته باشد، راهی آمریکا میشد.


 معنویت و اخلاق

دومین توصیه بیانیه مهم رهبری در تحقق گام دوم انقلاب توصیه به معنویت و اخلاق است که نیاز اصلی جامعه است. تهاجم اخلاقی در جامعه روزافزون و بسیار خطرناک است و باید چارهای اندیشید؛ البته معنویت را آقا اینطور تعریف میکنند: «معنویت بهمعنی برجسته کردن ارزشهای معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکل و ایمان در خود و در جامعه است و اخلاق بهمعنی رعایت فضلیتهایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتماد به نفس و دیگر خلقیات نیکو است. معنویت و اخلاق، جهتدهنده همه حرکتها و فعالیتهای فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ بودن آنها، محیط زندگی را حتی با کمبودهای مادی، بهشت میسازد و نبودن آن حتی با برخورداری مادی، جهنم میآفریند.»


 مهمترین عیب اقتصادی از منظر مقام معظم رهبری

توصیه سوم رهبر انقلاب، مسئله اقتصاد است. در اندیشه رهبری اقتصاد هدف نیست؛ اما وسیلهای برای رسیدن به هدفهای جامعه اسلامی است. ایشان در اینباره میفرمایند: «اقتصاد یک نقطه کلیدی تعیینکننده است. اقتصاد قوی، نقطه قوت و عامل مهم سلطهناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطه ضعف و زمینه‌‌ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. فقر و غنا در مادیات و معنویات بشر، اثر میگذارد. اقتصاد البته هدف جامعه اسلامی نیست. اما وسیلهای است که بدون آن نمیتوان به هدفها رسید. تأکید بر تقویت اقتصاد مستقل کشور... خردمندانه است».

انقلاب اسلامی راه نجات از اقتصاد ضعیف، وابسته و فاسد دوران طاغوت را به ما نشان داد؛ ولی عملکردهای ضعیف، اقتصاد کشور را از بیرون و درون دچار چالش ساخته است. چالش بیرونی تحریم و وسوسههای دشمن است که در صورت اصلاح مشکل درونی کماثر و حتی بیاثر خواهد شد. چالش درونی عبارت از عیوب ساختاری و ضعفهای مدیریتی است.

مهمترین عیوب اقتصاد، وابستگی آن به نفت، دولتی بودن بخشهایی از اقتصاد که در حیطه وظایف دولت نیست، نگاه به خارج و نه به توان و ظرفیت داخلی، استفاده اندک از ظرفیت نیروی انسانی کشور، بودجهبندی معیوب و نامتوازن و سرانجام عدم ثبات سیاستهای اجرایی اقتصاد و عدم رعایت اولویتها و وجود هزینههای زائد و حتی مسرفانه در بخشهایی از دستگاههای حکومتی است. نتیجه اینها مشکلات زندگی مردم از قبیل بیکاری جوانها، فقر درآمدی در طبقه ضعیف و امثال آن است.

راهحل این مشکلات، سیاستهای اقتصاد مقاومتی است که باید برنامههای اجرایی برای همه بخشهای آن تهیه و با قدرت و نشاط کاری و احساس مسئولیت، در دولتها پیگیری و اقدام شود. درونزایی اقتصاد کشور، مولد و دانشبنیان شدن آن، مردمی کردن اقتصاد و تصدیگری نکردن دولت، برونگرایی با استفاده از ظرفیتهایی که قبلاً به آن اشاره شد، بخشهای مهم این راهحلهاست. بیگمان یک مجموعه جوان، دانا، مؤمن و مسلط بر دانستههای اقتصادی در درون دولت، خواهند توانست که به این مقاصد برسد. جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همه راهحلها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که «مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علت تحریم هم مقاومت ضداستکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راهحل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسهزدن بر پنجه گرگ است، خطایی نابخشودنی است. این تحلیل سراپا غلط، هرچند گاه از زبان و قلم برخی غفلتزدگان داخلی صادر میشود؛ اما منشأ آن، کانونهای فکر و توطئه خارجی است که با صد زبان به تصمیمسازان و تصمیمگیران و افکار عمومی داخلی القا میشود.»


 عدالت و مبارزه با فساد

 چهارمین توصیه ایشان توصیه به عدالت و مبارزه با فساد است؛ تعبیر جالب ایشان این است: «عدالت و مبارزه با فساد، این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. فساد اقتصادی، اخلاقی، سیاسی و توده چرکین کشورها و نظامها اگر در بدنه حکومتها عارض شود، زلزله ویرانگر و ضربهزننده به مشروعیت آنهاست».


 استقلال و آزادی

پنجمین توصیه، توصیه به استقلال و آزادی است. ایشان استقلال ملی را بهمعنای آزادی ملت معنا میکنند و میفرمایند: «استقلال ملی بهمعنی آزادی ملت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرتهای سلطهگر جهان است و آزادی اجتماعی بهمعنای حق تصمیمگیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه افراد جامعه است و این هر دو، از جمله ارزشهای اسلامیاند و این هر دو عطیه الهی به انسانهایند و هیچ کدام تفضل حکومتها به مردم نیستند. حکومتها مؤظف به تأمین این دواند. منزلت آزادی و استقلال را کسانی بیشتر میدانند که برای آن جنگیدهاند. ملت ایران با جهاد چهلساله خود از جمله آنهاست. استقلال و آزادی کنونی ایران اسلامی، دستاورد؛ بلکه خونآورد صدها هزار انسان والا و شجاع و فداکار است؛ غالباً جوان؛ ولی همه در رتبههای رفیع انسانیت.»


 عزت ملی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن

ششمین توصیه، توصیه به عزت ملی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن است.

ایشان در این بخش اصل عزت، حکمت و مصحلت را در روابط بینالمللی بیان میکنند که «اصل عزت، حکمت و مصلحت در روابط بینالمللی با شجاعت و حکمت مدیران جهادی بهدست میآید».


 سبک زندگی

آخرین توصیه رهبر انقلاب توجه به سبک زندگی است. مبارزه با ترویج سبک زندگی غربی که این جهادی همهجانبه را میطلبد.


 


خروج