*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤٠٨١٣٠ ٠٩:٣٨ - 1398/04/26   آیا دین با حقوق بشر تعامل دارد یا تعارض؟پرس‌وجو شماره 597 ارسال به دوست نسخه چاپي


آیا دین با حقوق بشر تعامل دارد یا تعارض؟پرس‌وجو شماره 597

آیا دین با حقوق بشر تعامل دارد یا تعارض؟


موضوع حقوق‌ بشر، مسئله‌ای است که در قرن اخیر در محافل سیاسی، حقوقی و اجتماعی دنیا مطرح شده است. اگر چه این مبحث به ظاهر از رنگ و لعاب زیبایی برخوردار است و غربیان با سوء استفاده از این مقوله، اسلام و احکام الهی را مخالف با این حقوق خود ساخته می‌دانند، اما نگاه دین به این مقوله، زوایای بدیع و حکیمانه‌ای از دین و تکالیف دینی به نمایش می‌گذارد که انسان را به رعایت حقوق دیگران در پرتو حق‌الله تشویق و در نتیجه جامعه انسانی را به سوی کمال و کرامت مطلوب خود هدایت می‌سازد...


 تبیین محل نزاع

چنانکه میدانیم اسلام، تعالیم بسیار عمیق و پرمغزی در مورد رعایت حقوق انسانها، حیوانات و حتی گیاهان و محیط زیست دارد. در اسلام بر روی حقالناس تأکید ویژهای وجود دارد بهطوری که بر حقالله مقدم شمرده شده است. در روایات اسلامی داریم که خداوند از حق خود میگذرد اما از حقالناس هرگز. حتی در مورد غیر مسلمانان نیز اگر قصد فساد و عناد با اسلام نداشته باشند، اسلام اجازه تجاوز به حقوق آنها را نمیدهد. بنابراین باید دقت داشت که اسلام خود بزرگترین حامی و واضع حقوق بشر است و مشکلی با این قضیه ندارد. اما نکته اینجاست که در برخی بندهای اعلامیه جهانی حقوق بشر، مواردی وجود دارد که در تضاد با برخی از احکام دین مبین اسلام است. مواردی از قبیل آزادی زن و مرد در ازدواج، فارغ از هر قید و بندی، حتی مسلمان با غیرمسلمان و حتی همجنسبازی، تساوی مطلق زن و مرد در حقوق و ارث و دیات و مسایل دیگری از این دست.(1) سخن اینجاست که در چنین مواردی که اعلامیه جهانی حقوق بشر در تضاد با احکام و آموزههای شرع مقدس اسلام است، ترجیح با کدام طرف است و طبق مبانی عقلی و نقلی موجود در آموزههای آسمانی، باید به کدامیک عمل نمود.


 مفهومشناسی

الف) دین

از دیدگاه اسلام، «دین؛ مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقررات اجرایی است که خداوند آن را برای هدایت بشر فرستاده تا انسان در پرتو آموزههای آن، هوا و هوس خود را کنترل و آزادی حقیقی خویش را تأمین کند. دین الهی به حقیقت انسان و نیازهای او توجه داشته و برنامه کامل و همهجانبهای ارائه میکند که انتظارات او را از هر نظر برآورده میسازد.»(2)

ب) حق

کلمه حقوق، جمع حق، همانند سایر کلمات دارای دو معنای لغوی و اصطلاحی است. حق (ح ق ق) در قاموس لغت به معنای ثبوت، ضد باطل و موجود ثابت(3)، وجود ثابتی که انکار آن روا نباشد و نیز به معنای وجود مطلق و غیر مقیدی که به هیچ قیدی تقیید نشده باشد، یعنی ذات اقدس باری‏تعالی آمده است(4). این واژه هر گاه بهصورت مصدری به کار رود، به معنای ثبوت و اگر به شکل وصفی استعمال شود، به معنای ثابت است. اما در معنای اصطلاحی، حکم مطابق با واقع را گویند که بر اقوال و عقاید و مذاهب و ادیان اطلاق می‏شود.(5)

تردیدی نیست در اینکه حق در برخی موارد دارای ماهیت اعتباری عقلانی و در بعضی موارد شرعی است و در همه موارد معنا و ماهیت واحد داشته و میان مصادیقش مشترک معنوی است؛ مفهوم آن اعتباری بوده و امکان تعریف حقیقی با حد و رسم منطقی برای آن ممکن نیست.(6)

ج) بشر

در باب هویت واقعی انسان و استعدادها و توانمندیهای وی دو دیدگاه متفاوت، بلکه متضاد مطرح است. در یک دیدگاه انسان موجودی کاملاً آزاد و مستقل در نظر گرفته میشود که در شناخت سعادت واقعی خویش و راه رسیدن به آن کاملاً خودکفاست؛ سرنوشت خود را خود رقم میزند و موجودی خود مختار، دارای قدرت مطلق و وانهاده به خویش و از هرگونه تکلیف و الزام بیرونی مطلقاً آزاد است. این دیدگاه که از حدود قرن چهاردهم با عنوان امانیسم(7) یا انسانمداری رواج یافت، طی شش قرن بهویژه قرون اخیر، اکثر قریب به اتفاق مکاتب فکری، سیاسی و ادبی را تحت سیطره خود قرار داد. مبانیای که این تعریف از بشر را بدست داد عبارتند از: خردگرایی(8) و تجربهگرایی(9)، آزادیخواهی افراطی، نسبیگرایی مطلق در ارزش و معرفت و سکولاریسم.(10) بشری که منشور حقوق بشر سازمان ملل، آن را موضوع خود قرار داده نیز، هویتی از این سنخ دارد؛ بشر امانیستی. اما بشری که در آموزههای الهی توصیف گشته است و با مبانی اسلامی سازگار است از قدرت شناخت لازم، نه کافی برای رسیدن به سعادت واقعی برخوردار و نیازمند راهنمایی الهی است؛ تحت تدبیر و هدایت قدرت ماورایی (خدا) قرار دارد و برای رسیدن به سعادت خویش، دارای تکالیف و الزامهایی است که از سوی خدای متعال بهوسیله پیامبران در اختیار او نهاده میشود. بدیهی است، ماهیت انسانی که از نظام انسانشناسی الهی استنتاج میشود، برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی خود، محتاج تشریع الهی است، چراکه در وجود انسان، ابعاد و ساحتهای غیرمادی و ناشناختهای وجود دارد که جز از طریق وحی و تشریع الهی، راهی برای شناخت و حرکت در مسیر کمال آنها وجود ندارد.


 خدا، تنها واضع حقوق

موضوع حقوق بشر، انسان است، اما باید دید که این انسان کیست؟ نسبت او با پروردگار عالمیان چیست؟ ماهیت وجودی او چیست؟ در اندیشه اسلامی، انسان، مخلوق و بنده حضرت پروردگار و خدای عالمیان، خالق و مالک و رب‏العالمین است. به همین جهت او که ربوبیت تکوینی جهان به‏دست اوست، صاحب ربوبیت تشریعی و قانون‏گذاری است. انسان چه بخواهد چه نخواهد، چه بداند و چه نداند، وجودش و تمام هستی او، عاریتی از جانب خدای متعال است و اگر چنین است او بنده است و نمی‏تواند حتی برای خود تعیین تکلیف کند. این است که تفکر غربی، تفکر شرک‏آمیز و الحادی قلمداد می‏شود.(11) پس بر اساس فلسفه حقوق اسلام، حق فقط از خدا است. برهان آن هم این است که؛ منشأ حق، نوعی سلطه است و سلطه اعتباری، برگرفته از سلطه تکوینی است و چون اصل هر سلطه تکوینی از خداست، پس اصل هر حقی از خدا است و او بر اساس مصالح و حکمتها، حقوقی را برای دیگران قرار میدهد.(12)


 حق و تکلیف

یکی از ایراداتی که برخی روشنفکران نسبت به دین و احکام آن بیان میکنند، این است که دیگر دوران تکلیف به سر آمده و انسان امروزی در پی احقاق حقوق خود است. دین بیش از آنکه به حقوق بشر توجه کند، انسان را به تکلیف‏گرا بودن سوق داده و مکلف بار می‏آورد و انسان دینی، بیش از آنکه محق باشد مکلف است. آری اگر با نگاه سطحی به الفاظ و لغات حق و تکلیف، به قرآن و سنت مراجعه شود، نتیجه همان خواهد شد که گفته‏اند اما اگر با نگاهی عالمانه و تیزبینانه به آن توجه و در آن تأمل کنیم، به نتیجه‏ای می‏رسیم که با نتیجه نخست تباین دارد. نگاه به دین و تکالیف دینی، باید نگاه هدفدار و غایتمند باشد؛ همان‏گونه که انسان از نگاه دین، موجودی هدفمند است، اگر با نگاهی هدفدار به دین نگریسته شود، هیچ چیزی جز حق محض از آن مشاهده نمی‏شود و با این دیدگاه است که همه تکالیف به حقوق بر می‏گردند. امیرالمؤمنین علیه السلام، میفرمایند: «لا یجری لأحد الا جری علیه و لا یجری علیه الا جری له»(13) حقی برای کسی نیست مگر آنکه به عهدهاش هم حقی است و به عهده کسی حقی نیست مگر آنکه برای او و به نفع او هم هست. یعنی تکلیف و حق از یکدیگر جدا نیستند.(14) اگر کسی حقی دارد تکلیفی‏ هم همراه آن حق دارد، تصور اینکه همه انسانهای روی زمین فقط ذیحق باشند و هیچکدام هیچ تکلیفی در مقابل سایرین نداشته باشد، تصویری نامطلوب و پر هرج و مرج همچون دنیای حیوانی به نمایش میگذارد. به جرأت میتوان گفت که اغلب احکام الهی بهگونهای وضع شدهاند که مکلف را به رعایت حقوق دیگران ملزم میکند که این اساسیترین حمایت دین از حقوق بشر است که حتی منشور حقوق بشر غربی نیز از چنین ضمانت اجرایی برخوردار نیست. علاوه بر اینکه، عالمان دین، اتفاق دارند بر اینکه تکلیف، تکامل است پس پرداختن به تکالیف دینی و متعهد بودن به تعهدات دینی، سکوی تکامل و تعالی انسان و مقدمه‏ای برای گشوده شدن افقهای متعالی برای شخص مکلف و انسان دین‏مدار است.(15)


 جمعبندی

در اینکه برای بشر حقوقی مطرح است، تردیدی نیست؛ اما سخن این است که نگرش دین به این حقوق چگونه است؟ آیا دین حقوق انسان را به رسمیت می‏شناسد یا خیر؟ مجازاتهای دنیوی و اخروی انسان با حقوق او چگونه قابل جمع است؟ مکلف بودن انسان در دین، با دارا بودن حقوق انسانی چگونه پیوند می‏خورد؟ دین مجموعه‏ای از قوانین است، دین‏آفرین همان انسان‏آفرین و جهان‏آفرین است و انسان‏آفرین به حقیقت و جایگاه انسان و مصالح و منافع او آگاه است؛ بنابراین برنامه‏هایی را برای تأمین حقوق، منافع و مصالح بشر تدوین و در مجموعه‏ای از بایدها و نبایدها برای تأمین و حفظ حقوق انسانی تبیین کرده است. بایدها راه تأمین حقوق و نبایدها نشاندهنده موانع و آفات تأمین حقوق هستند.(16) بهعبارت دیگر وضع قوانین و احکام در اسلام دارای نظام دقیق و ویژهای است که با هدف سعادت همهجانبه (مادی و معنوی، فردی و اجتماعی، دنیوی و اخروی) انسان توسط خداوند که آگاه به همهجوانب وجودی انسان است، پیریزی شده است. بر این اساس دیگر نمیتوان قطع دست سارق، شلاق زناکار، لزوم رعایت حجاب، قواعد مترقی ارث در اسلام، اعدام محارب و مرتد فطری و ملی و هر حکمی که از سوی خداوند متعال در این زمینه وضع شده است را مخالف با حقوق بشر خودساخته انسان دانست؛ چراکه همه این موارد و امثال آن در جهت احقاق حقوق فردی و اجتماعی نوع بشر است که اگر غیر از این باشد فساد و بیبندوباری و قتل و غارت و هرج و مرج سرتاسر اجتماع را فرا خواهد گرفت و کرامت ذاتی «و لقد کرمنا بنی آدم»(17) و اکتسابی «ان اکرمکم عند الله اتقاکم»(18) نوع انسان به خطر خواهد افتاد. آری، اولین مدعی حقوق بشر، خداوند عزوجل است. اما جهل انسان مادی‌‌نگر به مصالح مادی و معنوی، فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی خود، خداوند و احکام مترقی او را مخالف با حقوق خود تشخیص میدهد. بنابراین «در اسلام، حقوق بشر، جزء نظام حقوقی و در راستای اهداف آن قابل تبیین است.»(19) نه اینکه با حقوق بشر در تضاد باشد. حاصل اینکه دین نهتنها حقوق انسانی را به رسمیت می‏شناسد، بلکه غایت تشریع دین، احیای حقوق بشر در پرتو حقالله است. امام سجاد علیه السلام در رساله الحقوق خود به این حقیقت، چنین متذکر میشوند: «اعلم رحمک الله ان لله علیک حقوقاً محیطه بک فی کل حرکه تحرکتها... واکبر حقوق الله علیک ما اوجبه لنفسه تبارک و تعالی من حقه الذی هو اصل الحقوق و منه تفرع»؛ بدان خدایت رحمت کند که همانا خداوند بر تو حقوقی دارد، که این حقوق در هر حرکتی که میکنی بر تو احاطه دارند و بزرگترین آنها همان است که برای نفس خویش بر تو واجب ساخته و ریشه و اصل همه حقوق است.

..............................................

 پینوشتها

1. بستهنگار، محمد، حقوق بشر از منظر اندیشمندان، تهران: انتشار، 1380، ص51-56

2. حمیدرضا شاکرین، دینشناسی، پرسشها پاسخهای دانشجویی، قم: دفتر نشر معارف، چاپ دوم، پاییز 87، ص16، به نقل از آیتالله مصباح یزدی

3. طریحی، فخرالدین محمد، مجمعالبحرین، تهران: مرتضوی، 1375ج1، ص545 و فیومی، احمدبن محمد، مصباح المنیر، قم، دارالهجره، 1372، ج1، ص143

4. نهاوندی، محمد اعلیبن علی، کشاف اصطلاحات الفنون، تهران، بیتا، ج1، ص683

5. جوادی آملی، عبدالله، مبانی کلامی حق و تکلیف، مجله اندیشه نوین دینی، تابستان 1384، شماره1، ص11

6. جوادی آملی، عبدالله، فلسفه حقوق بشر، قم: مرکز نشر اسراء، چاپ سوم، آذر 1381، ص74

7. Humanism

8. Rationalism

9. Empiricism

10. رجبی، محمود، انسانشناسی، قم، مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی قدس سره، 1385، ص42

11. مصباح یزدی، محمدتقی، حقوق و سیاست در قرآن، نگارش محمد شهرابی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس سره، چاپ دوم، 1388، ص122

12. مصباح یزدی، محمدتقی، نظریه حقوقی اسلام، نگارش، محمدمهدی نادری قمی، محمدمهدی کریمینیا، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس سره، چاپ سوم، تابستان1388، ص134

13. نهجالبلاغه، خطبه 214

14. ر.ک: مطهری، مرتضی، بیست گفتار، تهران، صدرا، چاپ هفتم، پاییز70، ص77 و اسلام و مقتضیات زمان، ج1، چاپ نهم، تابستان73، ص319

15. جوادی آملی، عبدالله، مبانی کلامی حق و تکلیف، مجله اندیشه نوین دینی، تابستان 1384، شماره1، ص18

16. همان، ص17

17. اسرا/70

18. مائده/32

19. باقرزاده، محمدرضا، اندیشه جهان شمولی حقوق بشر، دیدگاه مقایسهای میان اعلامیه جهانی و اسلام، کتاب نقد، شماره 36، پاییز 84، ص6

منبع: پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام


 


خروج