مجموعه خاطرات سفر به دروازه دنیا /2/ حسن صدرایى عارف
ورود به فرودگاه هیترو/ رو در رو با افسر پلیس
|
 |
باز هم تأخیر در پرواز
با توجه به تجربههاى قبلى، از ساعتى که براى اقدام جهت سوار شدن هواپیما اعلام کردند، به سادگى متوجه شدم که طبق معمول، پرواز با تأخیر انجام مىشود! برایم قابل تصور نبود که این قدر راحت، بسیارى از پروازهاى داخلى و بینالمللى ایران با تاخیر انجام مىگیرد. شاید یکى از بهترین فرصتها و موقعیتها براى تبلیغ نظام، به ویژه براى مسافران خارجى، همین فرودگاه باشد که مىتوان با خدماترسانى مناسب و همراه با نظم، توانایى خود را در اداره امور به همگان ثابت نماییم؛ اما حقیقت این است که این اتفاق نمىافتد. حتى اگر تاخیرها به علت نقصهاى فنى ناشى از تحریمها باشد، مىتوان با خدماترسانى مناسب در تاخیرها و بر اساس ضوابط بینالمللى، شاهد رضایتمندى مسافران هنگام خارج شدن از کشور بود. البته به نظرم موضوع تبلیغات نظام در فرودگاه منحصر به بیگانهها نیست و چه بسا با رعایت لطافتهاى خاصى بتوان دیدگاه برخى از هموطنان را که تلقى صحیحى از مبانى حکومت دینى ندارند، تغییر داد. بگذریم! هواپیماى در نظر گرفته شده براى سفر، بوئینگ بود و 6ساعت زمان براى فرود آمدن در فرودگاه هیترو لندن نیاز بود. تفاوت دختران انگلیسى با خانمهاى ایرانى
صداى خندههاى بلند جوانان انگلیسى که صندلىهایشان نزدیک من بود به گوش مىرسید. کمکم و با گذشت مدت کمى از پرواز، برخى از خانمهاى ایرانى، روسرىهاى خود را برداشته بودند!! اما روسرىهاى دختران انگلیسى به نشانه احترام به قانون ایران و اینکه هنوز از مرز ایران خارج نشدهایم، همچنان مشاهده مىشد!
ورود به فرودگاه هیترو
فرودگاه هیترو لندن، شلوغترین و کارآمدترین فرودگاه بریتانیاست. اینجا هم باید در یک صف معطل مىشدیم که با دقت گذرنامهها را ببینند.
یک خاطره جالب
این مرحله هم گذشت و اتباع بیگانه باید از راهرویى که عرض آن براى عبور2 نفر مناسب بود، رد مىشدند و ضمن پر کردن یک کارت حاوى اطلاعات شخصى، شغل، علت سفر و دعوت کننده و ارایه آن ـ به نوبت ـ نزد نیروهاى پلیس حاضر در فرودگاه، به پرسشهاى احتمالى آنها پاسخ مىدادند. من براى اینکه هنگام حضور نزد پلیس، معطل نشوم، خودم را در راهرو کنار کشیدم تا کارت را تکمیل کنم و سپس بروم؛ نام و نام خانوادگى و شغل خود را که نوشتم، یکدفعه نگاه کردم که فاصله من با نفر جلویى خیلى زیاد شده است. تازه متوجه شدم با اینکه خود را کنار کشیدهو کنار راهرو ایستادهام، نفر پشت سر من، به احترام و براى حفظ جایگاه من در صف، ایستاده و علىرغم اینکه مىتوانسته از کنار من عبور کند، این کار را نکرده است و افراد دیگر هم به همین ترتیب ایستاده بودند تا کار من انجام شود. یک لحظه خیلى خجالت کشیدم و از مرد بلند قامتى که پشت من توقف کرده بود، عذرخواهى کردم و سریعاً جلو رفتم و حین حرکت، بقیه اطلاعات را نوشتم.
رو در رو با افسر پلیس!
نوبت من که رسید، گذرنامه را تحویل مامور پلیس که مردى حدوداً 35 ساله به نظر مىرسید دادم. سؤالات مکرر و بى امان او که یکى پس از دیگرى نثار من مىشد، چیزى شبیه بازپرسى را به خاطرم آورد. او از برخى آراى جدید فقها درباره مسایل مستحدثه پرسید و نظر اسلام را درباره بعضى از مباحث ملى و بینالمللى جویا شد! خیلى حرفهاى سؤال مىپرسید. بعد از گفتوگوى 20 دقیقهاى که ظاهراً این گفتوگوها با این مدت زمان شامل همه اتباع بیگانه نمىشد، اجازه خواست که براى تطبیق گفتههایم با اطلاعاتى که یک ماه پیش هنگام مصاحبه با کارمند سفارت بریتانیا در تهران داده بودم، به جاى دیگرى برود. جالب این بود که براى بردن چند دقیقهاى گذرنامهام، به من رسید داد و بسیار عذرخواهى کرد. در تمام مدت گفتوگو هم به رغم اینکه احتمالاً با اندیشههاى شیعى و اسلامى موافق نبود و به اصطلاح مصاحبه چکشى با من انجام داد، هیچگونه تندى یا بىاحترامى نکرد. بعد از نزدیک به 10 دقیقه برگشت و گذرنامهام را داد و رسید را تحویل گرفت و براى من آرزوى اقامتى خوش در انگلیس کرد. به نظرم آمد او سعى مىکند ماجراى مصاحبه را با خیر و خوشى ظاهرى به پایان برساند. بر اساس هماهنگىهایى که از قبل انجام گرفته بود، آقاى سعیدى از اتباع عراقى مقیم لندن که فارسى را دست و پا شکسته بلد بود، به استقبالم آمد. او از شیعیان عراق بود که به علت فضاى ظلم و استبداد صدام و خفقان موجود علیه شیعیان، به ایران مهاجرت کرده بود و هماکنون پدر و مادرش در قم زندگى مىکردند. او در دوران دفاع مقدس همپاى رزمندگان اسلام علیه رژیم بعث عراق جنگیده بود و هر از چند گاهى از دوستان شهیدش، یاد مىکرد.
بعد از حدود نیم ساعت به مهمانسرایى که بعضا ایرانىها از آن استفاده مىکنند، رسیدیم. محل اقامتم نزدیک محله سوئیس کاتیج از محلههاى یهودىنشین لندن بود. مىگویند زیباترین و گرانترین محلههاى لندن به یهودىها اختصاص دارد. هر چند طبق اعلامهاى رسمى، آمار یهودیان در اروپا، از جمله بریتانیا رو به کاهش است. در گزارشى که "مرکز برنامهریزى سیاسى ملت یهود" در دو سال گذشته منتشر کرد، آمده است: تعداد یهودیان اروپا هر ساله روند نزولى داشته و محلهها و تشکلهاى یهودى در اروپا به دلیل مهاجرت و ذوب شدن در جامعه محل زندگى و نیز به دلیل سالخوردگى این یهودیان، در حال ناپدید شدن هستند و تا چند سال دیگر هرگز شاهد تودههاى یهودى در شهرهاى اروپا نخواهیم بود.
... ادامه دارد
انتهای پیام


|