مجموعه خاطرات سفر به دروازه دنیا /5 /حسن صدرایى عارف
آشنایى با مرکز اسلامى انگلیس
|
 |
سیگار کشیدن در مشروب فروشى ممنوع
شب شده بود. در نزدیکى محل اقامتم مغازه مشروبفروشى بود که شبها در آن برنامههاى فاسد اجرا مىشد. جالب این بود که جوانان حاضر در داخل مغازه که از صداى بلند آواز و قهقهه مىشد با حال آنها آشنا شد، براى کشیدن سیگار به بیرون مىآمدند و اجازه کشیدن سیگار در داخل مغازه را نداشتند!
به سرعت از آنجا گذشتم. چون طى این سفر اگرچه در یک کشور اروپایى و به اصطلاح آزاد حضور داشتم، اما با مظاهر فساد مواجه نشده بودم و در این مدت با دیدن مسلمانهایى که علىرغم آزادىهاى موجود، بر هویت اسلامى خود پافشارى کرده بودند، یک نوع حالت روحى و معنوى برایم ایجاد شده بود و نمىخواستم این حالت از من جدا شود.
درآمدن از تنهایى
با ورود به محل اقامتم متوجه حضور 2 مهمان ایرانى دیگر شدم؛ یکى حجةالاسلام والمسلمین علمى، معاون پژوهشى وقت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى بود و دیگرى حجةالاسلاموالمسلمین حیدرى از اساتید حوزه و دانشگاه که براى شرکت در یک کنفرانس علمى به بریتانیا آمده بودند. اتاق من کنار اتاق آقاى علمى بود. او هم شبهاى تابستانى لندن را به خاطر کوتاه بودنش بیدار بود و به مطالعه و عبادت مىپرداخت و بعد از اقامه نماز صبح، مىخوابید.
آقاى علمى متولد تهران بود و پیش از این سالها ریاست کالج اسلامى لندن را بر عهده داشت و از هوش، ذکاوت، سطح بالاى معلومات، درک و تیزبینى برخوردار بود. گفتوگو با او پیرامون شرایط مسلمانان در غرب، برخورد دولت انگلیسبا مسلمانها، فعالیتهاى کالج اسلامى در لندن، ساماندهى امر تبلیغ در خارج کشور و دیگر موضوعات، تا 2 ساعت ادامه یافت. دغدغههاى زیادى درباره حوزه علمیه داشت و درباره معرفى تعالیم اهلبیت علیهمالسلام در خارج از کشور معتقد بود که باید فضاى فکرى، فرهنگى، اجتماعى و سیاسى آن کشور بررسى و بر همان اساس اقدام شود. گم شدن در خیابانهاى لندن
امروز با حجةالاسلاموالمسلمین معزّى، رئیس مرکز اسلامى انگلیسقرار داشتم. پیاده به سمت این مرکز راه افتادم، هواى دل انگیز و نمنم باران بر لذت پیادهروى مىافزود و شاید همین امر و کمتوجهى به خیابانها موجب شد که مسیر را گم کنم. خیلى ناراحت و کمى هم نگران شدم. قبلاً از بعضى افراد که به انگلیستردد داشتند، شنیده بودم که برخى افراد سود جو در چنین مواقعى به کلاهبردارى مالى از مسافران مىپردازند، اما خیلى از این مسئله نگران نبودم. چون اولا اعتماد به نفس نسبتاً خوبى داشتم و ثانیا مبلغ قابل توجهى همراهم نبود. بیشتر، پیدا کردن مسیر اصلى و نشانههایى که در رفت و آمدهاى قبلى در نظر گرفته بودم، برایم مهم بود. 
سفره سراى مهدى در لندن
مترصد پیدا کردن نشانهاى براى رهایى از سردرگمى در خیابان لندن بودم که رستورانى توجه مرا جلب که بالاى آن به زبان فارسى نوشته شده بود: «سفره سراى مهدى». با خوشحالى به طرف آن حرکت کردم، ولى درب اصلى بسته بود. هنوز رستوران را باز نکرده بودند. از پشت شیشه رنگى رستوران به داخل نگاه کردم و دیدم یک پسر جوان که به خوبى مىشد ایرانى بودنش را تشخیص داد، داشت جارو مىکرد. با زدن به شیشه او را متوجه خودم کردم. او مرا به پشت رستوران که ورودى آشپزخانه آن بود راهنمایى کرد. در آشپزخانه 2 مرد و یک زن ایرانى حضور داشتند که سخت مشغول کارهاى خود بودند. آنها با روى باز از من استقبال و راهنمایىام کردند. وقتى از پیدا کردن مسیر مطمئن شدم از سردر سفرهسرا و حتى منوى آن عکس گرفتم. چون همه غذاهایشان ایرانى بود و خیلى جالب به نظر مىرسید. مثلاً کشک بادمجان را مىشد با 3 پوند و نیم و سالاد الویه را با 2 پوند و نیم تهیه کرد. ماست موسیر، سالاد شیرازى، سالاد فصل، دلمه، قیمه، قورمهسبزى و انواع غذاهاى ایرانى در این سفرهسرا سرو مىشد.
آشنایى با مرکز اسلامى انگلیس
به طرف مرکز اسلامى انگلیسراه افتادم. این مرکز در شمال غربى لندن واقع گردیده و در سال 1997 میلادى، همزمان با جشن عید مبعث پیامبر گرامى اسلام صلىاللّهعلیهوآله راهاندازى شده است. ساختمان مرکز اسلامى انگلیسقدمت بالایى دارد و قبلاً با عنوان کلیسا، قمارخانه و سینما مورد استفاده قرار مىگرفت که به اعتراف مسئولان آن، هم اکنون عاقبت به خیر شده است. در آغاز فعالیت مرکز اسلامى انگلیس، حجةالاسلاموالمسلمین اراکى مسئولیت آن را به عهده داشته و هم اکنون آقاى حجةالاسلاموالمسلمین معزى علاوه بر نمایندگى ولایت فقیه در انگلیس، ریاست این مرکز را عهده دار است.
جنب حیاط مرکز اسلامى و قبل از ورود به ساختمان آن، کتابفروشى مرکز اسلامى انگلیس به چشم مىخورد که در آن کتب دینى و لوحهاى فشرده اسلامى به فروش مىرسد؛ از کتابهاى تخصصى کلامى و تفسیرى تا کتابهاى عمومى دینى و ادعیه و نیز لوح فشرده سخنرانى افرادى چون حججاسلام هاشمیان، فرحزاد، پناهیان و رفیعى. البته بیش از همه cd هاى سخنرانى آقاى پناهیان به چشم مىخورد و متأسفانه بیشتر کتابها به زبان فارسى و احیاناً عربى بود و بجز چند کتاب و جزوه محدود به زبان انگلیسى، محصول ناب دینى براى انگلیسى زبانها دیده نمىشد.
در بدو ورود به این مرکز با خانم کاملاً محجبه و متین ایرانى مواجه شدم که متصدى اطلاعات مرکز در آن شیفت بود و به زبانهاى مختلف، پاسخگوى سؤالات تلفنى و حضورى بود. در همان طبقه همکف، سالن بزرگى وجود داشت که از آن براى برپایى نماز جماعت، مراسم دعا، آئینهاى مذهبى و نیز برگزارى نشستها و همایشهاى فرهنگى، دینى و اجتماعى استفاده مىشد و حس معنوى خاصى را منتقل مىکرد. تمام نقوش قبلى این سالن بزرگ (که خدا مىداند چه فسق و فجورهایى در سالهاى دور در آن انجام گرفته) برداشته شده و به جاى آن؛ طرحهاى اسلیمى و بر اساس مؤلفههاى دینى و نیز محراب و سجاده و جایگاه قرآن به چشم مىخورد. همچنین در دو طبقه بالا نیز کتابخانه بزرگى شامل تعداد قابل توجهى از منابع دینى و اتاقهاى ادارى، امور تبلیغى، فرهنگى، پژوهشى و ترویجى وجود دارد.
ادامه دارد ...
انتهای پیام


|