مجموعه خاطرات سفر به دروازه دنیا /6 / حسن صدرایى عارف
دغدغه های نماینده ولی فقیه در انگلیس/ حضور در کلیسا/ فساد اخلاقی کشیش ها
|
 |
دغدغه هاى نماینده ولى فقیه در انگلیس
گفتوگو با حجةالاسلاموالمسلمین معزى کمک زیادى در آگاهىام از شرایط عمومى مسلمانها به ویژه پیروان اهلبیت علیهمالسلام در اروپا داشت، چون ایشان قبل از حضور در انگلیس، نزدیک به 4 سال حضور تبلیغى در اتریش را نیز تجربه کرده و از بینش بالایى در این زمینه برخوردار بود و البته دغدغههایى هم در خصوص فعالیتهاى علمى، فرهنگى و ترویجى مسلمانان داشت و هوشمندى بیشتر و بهانه ندادن به دست دشمنان را مورد تأکید قرار داد. در این گفتوگو به تفصیل درباره پیشینه حضور مسلمانان در اروپا، طرح اندیشه دینى در غرب، مسئله اسلامهراسى در اروپا، اقبال اندیشمندان اروپایى به آموزههاى اسلامى، وضعیت مراکز اسلامى انگلیس، وضعیت ایرانیان مهاجر و تأثیر انقلاب اسلامى ایران در غرب صحبت شد.
دعوت به حضور در کانون توحید
چند ساعت قبل از دیدار و گفتوگو با حجةالاسلاموالمسلمین معزى،یکى از دانشجویان ایرانى که براى ادامه تحصیل به لندن آمده، بود مرا به کانون توحید دعوت کرد. قرار بود آقایان مهاجرانى و حیدرى سخنرانى کنند. موضوع سخنرانى حجةالاسلاموالمسلمین حیدرى، نظریه امام خمینى قدسسره درباره ولایت فقیه بود و از موضوع سخنرانى حجةالاسلاموالمسلمین مهاجرانى اطلاع نداشتم که متأسفانه به دلیل تداخل این سخنرانىها با برنامه دیدار با حجةالاسلاموالمسلمین معزى، موفق به حضور نشدم. تاریخچه کانون توحید و فعالیت دینى دانشجویان ایرانى در لندن که بعدها انجمن اسلامى دانشجویان نام گرفت، به سالهاى قبل از پیروزى انقلاب بر مىگردد. محور کار دانشجویان در آن مقطع زمانى، مقابله با رژیم پهلوى بود؛ بهطورى که این مکان بخصوص در طول چند ماه قبل از پیروزى انقلاب اسلامى به محلى براى سخنرانى شخصیتهاى سیاسى تبدیل شده بود. از اقدامات این دانشجویان در بحبوحه پیروزى انقلاب، تصرف و آزادسازى کنسولگرى ایران در لندن از دست عمال شاهنشاهى است. فعالیت کانون توحید بعد از دوم خرداد، شتاب خاصى گرفت و به محلى براى حمایت از جریان دوم خرداد تبدیل شد. همین مسئله موجب برخى اعتراضها در داخل کشورگردید، مخصوصاً در سالهاى اخیر که این محل به پاتوق آقاى مهاجرانى تبدیل شده است.
حضور در کلیسا
آن شب هم گذشت. فردا، یکشنبه و روز تعطیل بود و از قبل قصد داشتم در یکى از کلیساهاى لندن حضور یابم.کلیسایى نزدیکخیابان “کایل برن” را انتخاب کردم که از قدمت تاریخى بالایى برخوردار بوده، محوطه وسیعى را به خود اختصاص داده بود. ورودم بدون کسب اطلاعات قبلى درباره حضور غیر مسیحیان در کلیسا بود و این مسئله مرا مقدارى مضطرب کرده بود، اما به هر صورت پس از گرفتن چند عکس از سردر، نماها و مجسمههاى مرتبط که معمولاً در کلیساها دیده مىشود، وارد سالن اصلى شدم. براى ورود، در سنگین و قدیمى چوبى را باز کردم و محیط نسبتاً تاریک داخل کلیسا بر وحشتم افزود. همان موقع پیرزنى یک جزوه و یک کتاب را به دستم داد و من به جمعیت حاضر در کلیسا ملحق شدم که بیشترشان را افراد میانسال و سالخورده تشکیل مىدادند. مراسم شروع شده بود و حاضران همآوا با یک موسیقى آرام، سرود دستهجمعى را که از محتواى آن چیزى متوجه نمىشدم خواندند. من فقط تماشاگر بودم و با دوربین کوچک خود از این آئینفیلمبردارى مىکردم. بعد از مدت کوتاهى هنگام ترک کلیسا، کتاب و جزوه را پس دادم که موجب تعجب آن پیرزن شد.
آشنایى اجمالى با کلیسا
واژه کلیسا، یونانى و به معنى گردهمآیى است، اما در اصطلاح به مکان عبادت مسیحیان اطلاق مىشود. کلیساى کاتولیک رم، کلیساهاى ارتدکس و کلیساهاى انگلیکان، داراى نظام اسقفى هستند که در آن اختیارات کلیسا در دست اسقفها و روحانیون مسیحى است. در کلیساهاى جماعتى، مرجع نهایى تصمیمگیرى در کلیسا، جماعت محلى است. در کلیساهاى مشایخى، سیستم اداره کلیسا از طرف جماعت محلى به هیأت رهبران یا مشایخ واگذار مىگردد و تصمیمات از طریق پارلمان و شورا اتخاذ مىشود. کلیساى سنپیتر در واتیکان، کلیساى سن جان در نیویورک و کلیساى باسیلیسیا در ساحلعاج از بزرگترین کلیساهاى جهان به شمار مىروند.
افول کلیسا در غرب
آنچه در این سفر از نزدیک احساس کردم، افول کلیساها و شکست آنها در جذب جوانان بود. چندى پیش در خبرها خواندم که اسقف کلیساى رچستر در جنوب شرق انگلیس با انتقاد تند نسبت به سیاستهاى کلیسا، گفته بود: کلیساى انگلیس در وظیفه خود براى مسیحى کردن مسلمانان این کشور شکست خورده است. همچنین پژوهشگران لندن معتقدند تعداد مسلمانانى که روز جمعه به مسجد مىروند، بیشتر از تعداد مسیحیانى است که روز یکشنبه به کلیسا مىروند. این در حالى است که تعداد مسیحیان در لندن 7 برابر بیشتر از تعداد مسلمانان است. همچنین “پیتر برلى” کارمند پیشین دولت در زمینه آمار و کارشناسان امور کلیسا، گفته بود: بیش از 50 هزار انگلیسى طى دهه گذشته به دین اسلام مشرف شدهاند، ولى تعداد مسلمانانى که مسیحى شدهاند، بسیار کم است. خبر دیگر، مربوط به تبدیل شدن یک کلیساى قدیمى به مسجد است. انجمن اسلامى انگلیس اعلام کرده بود:کلیساى “شیلمز فورد” واقع در شرق لندن به یک هیئت مسلمان این کشور فروخته شد. مسئولان انجمن اسلامى انگلیس گفته بودند این کلیسا که قدمتى 107 ساله دارد، در آینده نزدیک و پس از مرمت و اضافه کردن دو گلدسته، به مسجد تبدیل خواهد شد.
فساد اخلاقى کشیشها
از همه اینها که بگذریم، معمولا موضوع فساد اخلاقى کشیشها از مباحث داغ درباره کلیسا بوده است و شخصیتهاى درجه یک کلیسا، به ویژه پاپ، نسبت به این مسئله اعلام خطر کردهاند. چندى پیش در رسانهها آمده بود که براى اولین بار در انگلیس، یک کلیساى انگلیکن، دو کشیش مرد را به عقد یکدیگر درآورد!! در این خبر آمده بود که “پیترکاول” و “دیوید لرد” که از مدتها قبل با هم رابطه جنسى داشتهاند، در مراسمى رسمى و در مقابل صدها نفر، ازدواج خود را اعلام کرده و با هم حلقه رد و بدل کردهاند! البته محافظهکاران کلیساى انگلیس، اقدام این دو کشیش را کفرآمیز دانستهاند و روحانیون کلیساى آنگلیکن معتقدند که صرفنظر از کفرآمیز بودن، این اقدام تهدیدى براى ایجاد شکاف میان کلیساهاى جهان است.
تاریخچه ورود مسلمانها به انگلیس
تاریخ ورود مسلمانان به بریتانیا به پیش از یک قرن گذشته بر مىگردد؛ یعنى زمانى که گروههایى از مسلمانان کارگر براى کار در بنادر و کارخانهها و در پى دوران استعمارى وارد این کشور شدند. در نیمه اول قرن بیستم، مسلمانان از شبهقاره هند به بریتانیا مهاجرت کردند و دامنه این مهاجرت در دهههاى 50 و 70 گسترش یافت. جهش اقتصادى در سالهاى پس از 1950 در بریتانیا و کمبود کارگر و در همریختگى اوضاع در این کشور موجب شد تا سیل کارگران مهاجر از شبهقاره هند به این منطقه جذب شوند. اکثر این کارگران را مردان جوان و مجردى تشکیل مىدادند که براى کار و جمعآورى پول به بریتانیا آمده بودند تا پس از مدتى براى ایجاد شرایط بهتر معیشتى به کشور خود بازگردند، اما چنین نشد. هر چند اکثر قریب به اتفاق مسلمانان ساکن انگلیس اصالتاً از مهاجران شبه قاره، یعنى کشورهاى هند، پاکستان و بنگلادش هستند، اما تعداد قابل توجهى نیز از خاورمیانه، جنوب شرق آسیا و آفریقا حضور دارند. با توجه به تقید مسلمانان به آداب اسلامى، به ویژه رعایت حجاب از سوى بانوان، حضور مسلمانها در هر شهر کوچک و بزرگى در انگلیس مشهود است، اما تمرکز اصلى آنها در شهرهاى لندن، بیرمنگام، برادفورد، گلاسکو و منچستر است. به این نکته هم باید اشاره کنم که امروزه بر خلاف گذشته، مسلمانان حاضر در انگلیس جزو قشر کارگر نیستند، بلکه بسیارى از آنها تحصیل کردهاند و برخى حتى به مدارج بالاى علمى و جایگاههاى مناسب اجتماعى دست یافتهاند.
ادامه دارد ...
انتهای پیام


|