پرسشهای علمی فرهنگی از محضر حضرت آیةاللّه سبحانی (درخواست شفاعت از اولیای الهی)
|
 |
سؤال: آیا درخواست شفاعت از اولیا مایه شرک نیست و نوعی پرستش آنان به شمار نمیرود؟
پاسخ: اعتقاد به شفاعت اولیای الهی در روز رستاخیز، از اصولی است که کسی در آن شک و تردید ندارد و همه فرق اسلامی به شفاعت پیامبران و بالاخص پیامبر خاتم صلیاللّهعلیهوآله، اعتقاد راسخ دارند. تنها اختلافی که پس از ظهور ابن تیمیه در قرن هشتم و محمد بن عبدالوهاب در نیمههای قرن دوازدهم پیش آمد، این بود که آیا میتوان در این جهان نیز از شفیعان واقعی که شفیع بودن آنها از نظر کتاب و سنت قطعی است، درخواست شفاعت کرد و مثلاً گفت: "ای محبوب درگاه خدا در روز رستاخیز درباره من شفاعت کن"؟ (1)
همه عالمان دین، بر صحت درخواست شفاعت از صاحبان آن، اتفاق نظر دارند، جز دو فرد یاد شده و پیروان آن دو که میگویند: "نمیتوان از صاحبان شفاعت در این جهان درخواست شفاعت نمود، بلکه باید گفت: خدایا پیامبر را شفیع من قرار ده".
اکنون این مسأله را بر کتاب خدا و سنت پیامبر عرضه میداریم تا پرده از چهره حقیقت برداشته شود.
حقیقت درخواست شفاعت چیست؟
شفاعت پیامبر گرامی صلیاللّهعلیهوآله و دیگر شافعان راستین در روز جزا، جز طلب مغفرت از خدا درباره گنهکاران امت چیز دیگری نیست، در این صورت، طلب شفاعت، در واقع طلب دعا از آنان خواهد بود و دعای آنان، در سایه قرب و مقامی که نزد خدا دارند، به هدف اجابت میرسد و طبعاً گنهکار مشمول مغفرت خدا میگردد. از طرفی، درخواست دعا از برادر مؤمن و فراتر از آن، از نبی گرامی کوچکترین اشکالی ندارد، اگر ما میگوییم: "یا وجیهاً عنداللّه، اشفع لنا عنداللّه"، یعنی ای کسی که در پیشگاه خدا جاه و مقامی داری، در نزد خدا درباره ما شفاعت کن (دعا کن خدا گناه ما را ببخشد یا حاجت ما را برآورده کند.)"
اصولاً "استشفاع" یعنی طلب شفاعت، در کتابهای حدیثی و تفسیری به معنی درخواست دعا وارد شده است. مثلاً محدث معروف اهل سنت "بخاری" در صحیح خود، بابی را تحت این عنوان منعقد کرده است: "اذا استشفعوا الی الامام لیستسقی لهم لم یردهم"، "هرگاه مردم در هنگام قحطی از پیشوای خود بخواهند که برای آنان از خدا باران بطلبد، نباید درخواست آنان را ردّ کند."
با توجه به این اصل، نباید درباره درخواست شفاعت که حقیقت آن درخواست دعاست، شک و تردید کرد، زیرا درخواست دعا از مؤمن از امور پسندیده است، چه رسد به انبیا و اولیا، از این گذشته، برخی از یاران پیامبر از خود آن حضرت در زمان حیات و یا پس از درگذشت ایشان، درخواست شفاعت میکردند، اینک نمونههایی را یادآور میشویم:
1. حدیث انس بن مالک
ترمذی یکی از نویسندگان سنن چهارگانه، از انس بن مالک چنین نقل میکند: "سالت النبی ان یشفع لی یوم القیامة، فقال: انا فاعل، قلت: فاین اطلبک، فقال: علی الصراط." (2)
"از پیامبر درخواست کردم که در روز قیامت درباره من شفاعت کند، وی پذیرفت و گفت: من این کار را انجام میدهم. به پیامبر گفتم: شما را کجا جستجو کنم؟ فرمود: در کنار صراط."
انس با الهام از فطرت خود که درخواست شفاعت جز درخواست دعا چیز دیگری نیست، از پیامبر گرامی صلیاللّهعلیهوآله درخواست شفاعت میکند، و پیامبر صلیاللّهعلیهوآله نیز به او قول مساعد میدهد و هرگز تصور نمیکند که درخواست شفاعت، نوعی شرک است، و نیز او را از این درخواست باز نمیدارد.
2. حدیث سواد بن قارب
سواد بن قارب از یاران رسول خداست، درباره پیامبر صلیاللّهعلیهوآله اشعاری سروده و از او درخواست شفاعت میکند و میگوید:
و کن لی شفیعاً یوم لاذو شفاعة بمغن فتیلاً عن سواد بن قارب (3)
ای پیامبر گرامی، در روز قیامت شفیع من باش، روزی که شفاعت دیگران به حال سواد بن قارب به مقدار رشته وسط هسته خرما، سودی نمیبخشد.
3. حدیث ابوبکر
وقتی پیامبر گرامی صلیاللّهعلیهوآله درگذشت، بدن مبارک او را با پارچهای پوشانیده، منتظر بودند که مسلمانان در کنار مسجد گرد آیند تا مراسم "تجهیز و تغسیل و نماز و تدفین" انجام گیرد. در این شرایط، وقتی ابوبکر وارد خانه پیامبر صلیاللّهعلیهوآله شد، پارچه را از چهره پیامبر برگرفت، خود را روی پیکرش افکند، او را بوسید و چنین گفت: "بابی انت و امی طبت حیّاً و میّتاً، اذکرنا یا محمّد عند ربّک ولنکن من بالک" پدر و مادرم فدای تو باد! تو در زندگی و پس از مرگ پاک و پاکیزه هستی، ما را ای محمد نزد خدایت یاد کن، و ما را به خاطر داشته باش. (4) جملههای "اذکرنا عند ربّک" جز درخواست شفاعت چیزی نیست.
4. حدیث علی علیهالسلام
محدثان نقل میکنند آنگاه که پیامبر صلیاللّهعلیهوآله درگذشت، علی علیهالسلام مشغول تغسیل پیامبر گشت، به هنگام غسل دادن چنین گفت: "بابی انت و امی اذکرنا عند ربک واجعلنا من بالک" پدر و مادرم فدای تو باد! ما را نزد خدایت یاد کن و ما را به خاطر داشته باش! (5)
5. حدیث نوجوان
مصعب بن اسلمی نقل میکند: نوجوانی از خاندان ما به سوی پیامبر صلیاللّهعلیهوآله آمد و به او گفت: من از تو چیزی میخواهم.
پیامبر صلیاللّهعلیهوآله: آن چیست؟
نوجوان: "اسالک ان تجعلنی ممن تشفع له یوم القیامة" از تو میخواهم مرا از کسانی قرار دهی که در روز قیامت درباره آنان شفاعت میکنی.
پیامبر صلیاللّهعلیهوآله: چه کسی تو را به این کار راهنمایی کرده است؟
نوجوان: هیچ کس. خودم به این فکر افتادم.
پیامبر صلیاللّهعلیهوآله: من در روز قیامت در حق تو شفاعت میکنم. (6)
نمونههای این نوع قضایا فراوان است که نقل بیشترین آنها موجب اطاله سخن میگردد.
یک پرسش پیرامون درخواست شفاعت از اولیا
درباره درخواست شفاعت از صاحبان آن، پرسشها و یا مطالبی مطرح است مانند این که صاحبان شفاعت رخت از این جهان بستهاند، و ندای شما را نمیشنوند و درخواست شفاعت از چنین فردی چه سودی دارد؟
برخلاف تصور پرسشگر و یا معترض، شفیعان واقعی زندهاند، از این رو مسلمانان در نمازهای فریضه هر روز پیامبر صلیاللّهعلیهوآله را خطاب میکنند و به او سلام میدهند، و میگویند: "السلام علیک ایها النبی و رحمة اللّه و برکاته"، از این گذشته، در جایی که شهیدان راه خدا به حکم آیات قرآن (7) زنده و شنوا هستند، قطعاً پیامبر شهیدان و امامان آنان، نیز زنده و شنوا هستند.
سؤال منحصر به این باب آن است که درخواست شفاعت از شفیعان واقعی همانند کار مشرکان و طلب شفاعت آنان از بتها و معبودهای خود میباشد، و لذا قرآن در انتقاد از کار آنان چنین میگوید:
(و یعبدون من دون اللّه ما لایضرّهم و لاینفعهم و یقولون هؤلاء شفعاؤنا عنداللّه). (8)
موجوداتی را میپرستند که به آنها زیان و سودی نمیرسانند، و میگویند: آنها شفیعان ما در نزد خدا هستند.
پاسخ
اوّلاً: میان درخواست شفاعت از پیامبر اسلام صلیاللّهعلیهوآله، و درخواست شفاعت مشرکان از بتها، تفاوتی آشکار وجود دارد؛ مشرکان بتها را خدایان خود و صاحبان اصلی مقام شفاعت میدانستند و از آنها طلب شفاعت مینمودند و آنان را در شفاعت پرستندگان خود تامالاختیار میپنداشتند، و لذا قرآن در آیات متعددی یادآور میشود که هیچ فردی بدون اذن خدا نمیتواند شفاعت کند، چنان که میفرماید:
"من ذا الذی یشفع عنده الاباذنه" (9)
چه کسی میتوان شفاعت کند، جز آن که خدا به او اجازه دهد؟
این تذکرها حاکی از آن است که مشرکان، بتها را صاحبان شفاعت و دست آنها را در شفاعت افراد باز میدانستند، در حالی که موحدان و مسلمانان، انبیا و اولیاء الهی را بندگان خدا میدانند، نه صاحبان و مالکان شفاعت، و معتقدند که شفاعت آنان در روز قیامت مشروط به اذن الهی است، با این تفاوت چگونه میتوان درخواست شفاعت موحدان را با درخواست شفاعت مشرکان یکسان پنداشت؟
ثانیاً: مشرکان در برابر بتهای خود دو کار انجام میدادند و آیه یاد شده، هر دو فعل را چنین بیان میکند:
1. بتها را به عنوان اله میپرستند: (و یعبدون من دون اللّه).
2. آنان را شفیعان خود میدانند: (و یقولون هؤلاء شفعاؤنا).
آنچه مایه مشرک بودن آنان میشد، پرستشبتها بود، نه درخواست شفاعت از غیر خدا، حتی اگر درخواست شفاعت مایه شرک گردد، به خاطر همان اعتقاد به الوهیت بتهاست، بنابراین نباید تنها درخواست شفاعت را ملاک شرک بدانیم.
----------- پینوشتها -----------
1. یا وجیهاً عند اللّه اشفع لنا عند اللّه.
2. سنن ترمذی، ج 4، ص 621، حدیث 2433.
3. اصابه ابن حجر، ج 2، ص 95، شماره ترجمه 3583: این درخواست را با طرق ششگانه نقل کرده است.
4. سیره حلبی، ج 3، ص 474، چاپ دارالمعروفه، بیروت.
5. مجالس مفید، مجلس 12، ، ص 103؛ نهجالبلاغه، خطبه 235.
6. مجمع الزوائد، ج 10، ص 369، وی در این مورد قضایای زیادی نقل کرده است.
7. سوره بقره، آیه 154؛ سوره آل عمران، آیه 169.
8. یونس/ 18.
9. بقره/ 255.
انتهای پیام


|