آیةاللّه محفوظى
با کدام چشم و عمل منتظر امام زمان (عج) هستیم؟
آیةاللّه محفوظى در دیدار اساتید، فضلا و طلاب شهرستان رودسر که در مدرسه علمیه امام جعفر صادق علیهالسلام برگزار شد طى سخنانى با بیان اینکه تنها راه نجات از معاصى و زرقوبرق دنیا، عمل صالح و تقواست خاطرنشان نمود: در دنیاى پر زرقوبرق، که گناهان زیادى اطرافمان را پر کردهاند و هر کدام به طرق مختلفى جلوه مىکنند و محرک غرایز انسان هستند ... |
 |
آیةاللّه محفوظى در دیدار اساتید، فضلا و طلاب شهرستان رودسر که در مدرسه علمیه امام جعفر صادق علیهالسلام برگزار شد طى سخنانى با بیان اینکه تنها راه نجات از معاصى و زرقوبرق دنیا، عمل صالح و تقواست خاطرنشان نمود: در دنیاى پر زرقوبرق، که گناهان زیادى اطرافمان را پر کردهاند و هر کدام به طرق مختلفى جلوه مىکنند و محرک غرایز انسان هستند، زندگى را حتى براى افراد صالح هم سخت کردهاند. البته گرچه غرایز، براى ادامه حیات ضرورى هستند، ولى باید آنها را در مسیر صحیح هدایت کرد، زیرا اگر این غرایز از حد بگذرند، آدم را از حیطه انسانیت خارج و در جرگه حیوانیت ـبلکه بدتر از آنـ قرار مىدهند.
استاد حوزه علمیه قم یادآور شد: خداوند بارىتعالى در آیه 26 سوره مبارکه "صاد" مىفرماید: "ولاتتبع الهوى فیضلک عن سبیلاللّه ..."؛ از هواى نفس پیروى مکن که تو را از راه خدا منحرف مىکند. حضرت امیرالمؤمنین على علیهالسلام نیز در خطبه 86 نهجالبلاغه در اینباره فرمودهاند: "... والشقى من انخدع لهواه و غروره"؛ بدبخت کسى است که فریب هواى نفس و غرور خود را بخورد. در این مسئله، آیات و روایات فراوانى وجود دارد که از مجموع آنها مىفهمیم، اگر غرائز انسان، کنترل و تعدیل نشوند، هواپرستى و انحراف بزرگ، براى بشر رخ مىدهد، اما براى کنترل غرایز چارهاى جز این نیست که در زیر چتر تقوا قرار بگیریم و لباس تقوا بپوشیم. حضرت على علیهالسلام در "غررالحکم"، پیرامون همین مسئله مىفرماید: "التقوى ان یتقى المرء کل مایؤثمه"؛ تقوا انسان را از هر آنچه که به گناه مىکشاند، باز مىدارد.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: مرحوم شیخ عباس قمى در "سفینةالبحار" حکایتى نقل مىکند که: روزى شخصى از عابدى مىپرسد: تقوا یعنى چه؟ عابد مىگوید: در بیابانى که پر از خار و خاشاک است، چگونه راه مىروى؟ جواب مىدهد: سعى مىکنم که خود را از آسیب خار و خاشاک در امان نگاه دارم. عابد در ادامه مىگوید: دنیا را زمین پر از خار، فرض کن و آنچنان خود را نگهدار که از خطرها محفوظ بمانى. این حالت خود نگهدارى تو در دنیا، همان تقواست.
ایشان تصریح کرد: یکى از راههاى مهم کسب تقوا و پرهیزگارى، محترم شمردن مرزهاى حلال و حرام خدا و بىنیاز شدن از مردم و چشمپوشیدن از دارایىهاى دیگران است؛ بنابراین، دنیاطلبى، حرص، لقمه حرام و امثال اینها، بزرگترین آفت براى همه انسانها، بهویژه براى طلاب، سالکان و تقواپیشگان است؛ لذا همه کسانى که در این دنیا به مقاماتى رسیدهاند و حیاتشان و سلوکشان براى همه آموزنده بود، اهل مراقبه و محاسبه بودند، تا مبادا حلالى را حرام و حرامى را حلال بشمارند.
آیةاللّه محفوظى خاطرنشان کرد: ما در منطقه شمال کشور، علما و سالکان ناشناختهاى داشتیم؛ افرادى هم چون حاج شیخ شعبان جیردهى، که از شاگردان حاج شیخ عبداللّه مازندرانى بود؛ میرزا حبیباللّه رشتى و آیةاللّه سید محمدتقى معصومى اشکورى، که شخصیتى عارف، عالم و سالک الىاللّه بود و به درخواست مردم، جلوى طوفان و باران سیلآسایى را که زحمات کشاورزان منطقه را بر باد مىداد، مىگرفت و با نوشتن یک جمله کوتاه بر تکه کاغذى، محصولاتشان را از نابودى نجات داد. یا حاج شیخ علىاکبر الهیان، که در زهد و سادهزیستى مشهور بود؛ وقتى به دعوت یکى از تجار تنکابنى، به منزلشان مىرود و بر سر سفره پر چربونرم و کبابهاى بریان شده گوسفند قرار مىگیرد، در حالى که همه حضار منتظر بودند که آقا شیخ دست به غذا ببرد تا دیگران هم شروع کنند، صاحب منزل ناخودآگاه متوجه مىشود که ایشان دست به غذا نمىزنند. هرقدر هم تعارف مىکنند، آقاى الهیان از خوردن غذا ممانعت مىکنند، تا بالاخره بعد از اصرار زیاد صاحبخانه مىفرمایند: این کباب از گوشت میته است و سرانجام مشخص مىشود که خدمتکار منزل، گوسفندى را که در اسطبل بر اثر حادثهاى مرده بود، بدون اطلاع صاحبخانه، گوشت میته را کباب کرده و بر سر سفره آورده بود؛ یعنى:
نه هر که کله کج نهاد و تند نشست کلاهدارى و آیین سرورى داند
هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست نه هر که سر بتراشد قلندرى داند
عضو جامعه مدرسین حوزه خطاب به طلاب گفت: عزیزان من! سرنوشت کسانى که با هواى نفس مخالفت کردند و مرزهاى حلال و حرام خدا را محترم شمردند و به مقامات معنوى دست یافتند، این بود که همیشه و همهجا خود را در محضر خداوند بارىتعالى و اهلبیت علیهمالسلام مىدیدند؛ "انا جلیسُ من جالَسنى". شما هم که اهل دعاى ندبه و به دنبال امام زمان عجلاللّهتعالىفرجهالشریف هستید، قدرى بیندیشید که با کدام عمل، با کدام چشم و با کدام مال باید اماممان را زیارت کنیم؟ با کدام عمل طمع بهشت داریم؟ آیا تنها با چلهنشینى و شرکت در مجالس دعا، مىتوان با آقا امام زمان عجلاللّهتعالىفرجهالشریف ارتباط برقرار کرد؟ آیةاللّه محفوظى افزود: در زمان غیبت، خطرات فراوانى، ایمان و اعمال صالح انسان را تهدید مىکند؛ مذاهب مختلف انحرافى، دوستنماهاى شیطانى و انواع و اقسام گناهان، محیط زندگى ما را احاطه کرده است؛ حال چه کار باید کرد؟ امام صادق علیهالسلام مىفرمایند: "هر کس دوست دارد که از یاران امام زمان عجلاللّهتعالىفرجهالشریف باشد، باید منتظر باشد. و در ارتباط و تعامل با دیگران، با پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتار کند". بنابراین، منتظر واقعى کسى است که همیشه به فکر اصلاح نفس، خودسازى و ساختن جامعه پیرامون خود است و پیوسته در جهت اهداف و آرمانهاى امام زمان عجلاللّهتعالىفرجهالشریف حرکت مىکند و در تلاش است که خود را از انحرافات فکرى، اعتقادى و عملى حفظ کند؛ لذا کسانى که منتظر امامشان هستند و مىخواهند با او ارتباط داشته باشند، علاوه بر توسل، خواندن دعاهاى آن بزرگوار، شرکت در مجالس دعاى ندبه، چلهنشینى، رفتن به مسجد مقدس جمکران، مسجد سهله و ...، باید عملشان هم صالح باشد تا بتوانند رضایت آن بزرگوار را جلب کنند، چون رضایت آن بزرگوار، فقط و فقط در سایه عمل به دین و انجام وظایف و دستورات الهى امکانپذیر است.
استاد حوزه علمیه قم در ادامه سخنان خود، اظهار داشت: خداوند در آیه 96 سوره مبارکه "مریم" مىفرماید: "ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا"؛ به درستى، کسانى که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند، خداوند رحمان، دوستى و محبت براى آنان قرار مىدهد. به همین مناسبت، خوب است یادى از مرحوم حضرت آیةاللّه العظمى بهجت قدسسره بکنیم. این عبد صالح خدا، شخصیت ناشناخته و بسیار ممتازى بودند که بارها مىفرمودند: "هیچ ذکرى بالاتر از ذکر عملى نیست و هیچ ذکر عملى، بالاتر از ترک معصیت در اعتقادیات نیست و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون مراقبه دائمیه صورت نمىگیرد". در یکى از سفرهایى که از طرف ایشان، به مکه مشرف شدم، بعد از مراجعت، خدمت ایشان رسیدم.
معظمله فرمودند: چه بشارتى براى ما دارى؟ امام زمان عجلاللّهتعالىفرجهالشریف هر سال ایام حج در عرفات حضور دارند؛ به همین جهت ما نمىتوانیم حج نیابتى براى آن آقا انجام دهیم. دوباره پرسیدند: بالاخره چه چیزى دیدى؟ خدمت امام عجلاللّهتعالىفرجهالشریف رسیدى؟! بنده یک بیت شعرى خواندم و عرض کردم:
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند که تو در برون چه کردى که درون خانه آیى
بعد از این بود که آقا سکوت کردند و هیچ نگفتند. بله، مردان ره و سالکان طریق، اینگونه بودند.
انتهای پیام


|