آیةاللّهالعظمى سبحانى
تحلیل علمى ماهیت شرکتهاى هرمى
فعالیت شرکتهاى هرمى در سالیان اخیر در ایران اوج گرفته است و سبب برخى ناهنجارىهاى اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى در سطح جامعه شده است. حضرت آیةاللّه سبحانى در پاسخ به سؤالى در مورد ماهیت شرکتهاى هرمى، به تبیین این مسئله از دیدگاه قرآن و روایات پرداختهاند. |
 |
متن کامل پاسخ استاد عالىقدر حوزه به نقل از پایگاه اطلاع رسانى معظمله بدین شرح است:
نخست باید ماهیت این شرکت تبیین گردد و سپس به بیان حکم شرعى آن پرداخته شود. رایجترین صورت آن این است که شرکتى تشکیل مىشود مثلاً به نام «شرکت آفتاب». کسى بخواهد به عضویت این شرکت درآید باید برگى را از این شرکت، به قیمت خاصى مثلاً یک هزار تومان بخرد و در آن برگ اسامى پنج نفر به ترتیب نوشته شده است مثلاً:
1. زید، 2. عمرو، 3. بکر، 4. عدى، 5. خالد
نفر اول همراه با شماره حساب بانکى است.
پس از خرید این برگ باید سه کار انجام دهد:
اوّلاً: مبلغى مثلاً یک هزار تومان به حساب نفر اول که شماره حساب بانکى دارد واریز کند.
ثانیاً: یک هزار تومان مثلاً به حساب بانکى شرکت که گرداننده این امور است نیز واریز نماید.
ثالثاً: همه مدارک را با پست سفارشى به آدرس شرکت که عضویت آن را پذیرفته است بفرستد.
و در انتظار بنشیند که پاسخ شرکت به او برسد. وقتى پاسخ شرکت به وى رسید، چنین خواهد بود که چهار برگ براى این عضو ارسال مىشود و در آن برگها همان اسامى پنجگانه ذکر شده، ولى اسم نفر اول حذف گردیده و اسم این عضو در رتبه پنجم قرار گرفته است و طبعاً افراد دیگر نیز یک رتبه پیش افتادهاند. پس از رسیدن این چهار برگ، باید این عضو تلاش کند که هر یک از این برگها را به فرد دیگرى که مایل است عضویت شرکت را بپذیرد، بفروشد، در این صورت هر یک از این چهار عضو که خریدار 4برگ شدند، باید راهى را که عضو نخست پیموده است بپیمایند، یعنى هر برگى را مثلاً به قیمت یک هزار تومان از عضو اول بخرند (در این صورت با فروش هر چهار برگ به 4هزار تومان، کلیه هزینه هایى که عضو اول انجام داده بود تأمین مىشود بلکه چیزى نیز افزون باقى مىماند.) سپس هر یک از این چهار عضو مبلغى را مثلاً هزار تومان به حساب نفر اول لیست خود واریز مىکنند و مبلغى نیز مثلاً هزار تومان به حساب شرکت که اشراف بر این کارها دارد نیز واریز مىنمایند، سپس هر کدام، کارهایى را که صورت دادهاند به وسیله پست سفارشى براى شرکت ارسال مىکنند، در این صورت هر یک از این چهار نفر که هر کدام سههزار و اندى هزینه کردهاند، باید ناچار بسان عضو نخست، منتظر باشند که پاسخ شرکت به آنها برسد. آنگاه که جواب رسید، براى هر یک از این چهار نفر، بستهاى که حاوى 4برگ دیگر است، ارسال مىشود که در آن برگها، یک نام دیگر از نام این عضو دوم در ردیف پنجم و نام عضو نخست در ردیف چهارم قرار گرفته است و باید هر یک از این چهار نفر که در عرض هم مىباشند، 4برگ ارسالى را به 4 نفر بفروشند و خریدار جدید، علاوه بر اینکه مبلغى را باید به عنوان خرید بپردازد، دو مبلغ دیگر را نیز باید هزینه کند، مبلغى را براى فردى که در رتبه اول لیست فروش قرار دارد و مبلغى را نیز براى شرکت واریز نماید؛ سپس همه رسیدهاى بانکى خود را براى شرکت ارسال نماید و در انتظار پاسخ بنشیند. در این صورت خواهیم دید که تعداد کسانى که به وسیله عضو اول به عضویت پذیرفته شدهاند 4 نفر و کسانى که به وسیله اعضاى ردیف دوم عضویت یافتهاند به شانزده نفر خواهد رسید. سپس این شانزده نفر که علاقهمندند عضویت شرکت را بپذیرند باید هر یک کارهاى پیشین را انجام دهند؛ یعنى پس از خرید برگ به قیمت هزار تومان دو کار دیگر نیز انجام دهند، یکى واریز مبلغى به حساب فرد رتبه یک لیست خود و دیگرى براى شرکت، سپس مجموع فیشها را براى شرکت بفرستند و در انتظار پاسخ باشند. طبعاً نتیجه پاسخ، ارسال 64 برگ براى 16 نفر خواهد بود که براى شرکت 64 عضو جدید بیابند و هر یک از این 64 نفر علاوه بر خرید برگ دو کار دیگر را انجام دهند و فیشهاى بانکى را براى شرکت ارسال کنند و منتظر نتیجه باشند، طبعاً نتیجه این خواهد بود که براى این 64نفر 256برگ خواهد آمد که خواهان عضویت این تعداد است.
هرگاه آن 64 نفر توانستند 256 (256=4*64) برگ را به فروش برسانند و کارهاى پیشین را تکرار کنند قطعاً براى هر یک از این نفرات 4 برگ خواهد آمد که مجموع برگها 1024(4*256) برگ خواهد بود. در این مرحله، عضو نخست به تدریج از رتبه پنجم به رتبه اول ارتقا یافته و از هر یک از این 1024نفر یک هزار تومان بلاعوض دریافت خواهد کرد. و در نتیجه مالک یک میلیونو24هزار تومان خواهد بود (1000*1024) بدون اینکه دینارى ضرر ببیند بلکه آنچه را هزینه کرده بود با فروش چهار برگ تأمین کرده و در نهایت این مبلغ هنگفت را مالک شده است. و به همین ترتیب، اگر عضویت پیش برود، عضو دوم نیز پس از عضو اول مالک این مبلغ خواهد شد و همچنین اعضاى دیگر به سان عضو اول بدون هزینه کردن چیزى مالک آن مبلغ خواهند شد. این است واقعیت این شرکت که نامش همه جا را پر کرده و در حقیقت؛ خواب و خیالى است که جهانخواران مىخواهند از این طریق جیب خود را پر کرده و جیب ملتهاى فقیر را خالى کنند، زیرا قطع نظر از ادله شرعى که این نوع شرکت را حرام مىداند، خیالى بودن آن را با ارقام ریاضى روشن مىکنیم.
عضو نخست در صورتى مالک این مبلغ مىشود که اعضاى ردیف نهایى شرکت به 1024نفر برسد، ولى عضوهاى چهارگانه که همگى در رتبه دوم قرار دارند، اگر امکان تملک این مبلغ براى آنها باشد، باید اعضاى ردیف نهایى به چهارهزار و نود و شش نفر (4096=4*1024) برسد و همچنین اعضاى ردیف سوم که همگى در یک رتبه قرار دارند (16نفر) اگر امکان تملک این مبلغ براى آنها شد باید اعضاى ردیف نهایى شرکت به 16386نفر (4*4096) برسد و همچنین اعضاى ردیف چهارم که همگى در یک رتبهاند(64نفر) زمینه تملک این مبلغ بستگى دارد که تعداد اعضا به 65536 نفر (4*16386) برسد، و اگر اعضاى رتبه پنجم که تعداد آنها 256 نفر است بخواهند مالک چنین مبلغى شوند باید تعداد اعضا به 262144 نفر برسد (4*65536.) و در محاسبات تجارى چنین احتمالى با صفر مساوى است و چگونه این شرکت مىخواهد همه اعضا به چنین مبلغى برسند در حالى که احتمال تملک مبلغ یاد شده حتى براى نخستین عضو بسیار بعید است. و لذا گفته شد که این نوع شرکت، افسانهاى بیش نیست و هرگز نمىتواند در دل جامعه به صورت منطقى جایى باز کند جز اینکه اعضاى نخست، بدون محاسبات ریاضى، فریب وعدههاى توخالى را مىخورند و مبالغى را خرج مىکنند. تاکنون ماهیت شرکت بیان شد، اکنون به حکم شرعى آن مىرسیم.
دلایل نامشروع بودن این شرکت
1. کار و تولید، اساس اقتصاد اسلامى است
اقتصاد اسلامى بر اساس کار و تولید استوار است نه بر بخت و شانس. پیامبر گرامى(ص) فرمود: «آن کس که بار زندگى را بر دوش دیگران بیندازد، از رحمت خدا دور است».(1) از احادیث اسلامى استفاده مىشود تولید اساس زندگى اسلامى است. امام صادق(ع) مىفرماید: «من در برخى از اراضى مزروعى خود، کار مىکنم و عرق مىریزم با اینکه کسانى هستند که براى من کار کنند، ولى من عملاً مىخواهم بگویم خدایا من دنبال روزى حلال هستم و من دوست دارم که مرد در طلب روزى زیر آفتاب سوزان ناراحت شود».(2) در احادیث اسلامى کشاورزان گنجهاى خدا در روى زمین معرفى شدهاند، آنجا که امام صادق(ع) مىفرماید: «الزارعون کنوز اللّه فى أرضه». «کشاورزان گنجینههاى خدا در روى زمیناند».(3) امام على(ع) در فرمان خود به مالکاشتر، صنعتگران را مورد توصیه قرار مىدهد و درباره آنان چنین مىفرماید: «فانّهم مواد المنافع وأسباب المرافق» «آنان ریشههاى سود و وسیله استراحت مردم مىباشند».(4) و در مبارزه با تنبلى و دست روى دست گذاردن و انتظار کمک از دیگران، نکوهشهاى زیادى وارد شده که فقط به یک حدیث اکتفا مىکنیم.
پیشواى هفتم امام موسى بن جعفر علیهماالسلام مىفرماید: «انّ اللّه لیبغض العبد النوّام وانّ اللّه لیبغض العبد الفارغ». (5) بنابراین این نوع شرکتها اگر در جامعه ریشه بدواند، نتیجه این مىشود که افراد با کاغذبازى و بختآزمایى در فکر درآمد بوده و کار و کوشش را تعطیل کنند. نه کشاورزى رواج پیدا مىکند و نه صنعت و نه ابتکار در علم و دانش. چگونه مىتواند چنین اقتصادى با اقتصادى اسلامى تطبیق کند؟ و در پایان بحث خواهیم گفت شبیه این نوع بخت آزمایى در میان عرب جاهلى رواج داشته و در قرآن از آن به نام «ازلام» یاد شده است.
2. اقتصاد اسلامى بر اساس این است که تجارت با اسباب عادى و عقلایى - که پیوسته در میان عقلا رواج داشته - پیش برود و هر نوع درآمدى که بر اساس امور واهى و باطل باشد را حرام و غیر مشروع اعلام فرموده است، چنان که مىفرماید: «یا أیّها الّذین آمنوا لا تأکلوا أموالکم بینکم بالباطل إلاّ أن تکون تجارةً عن تراض منکم». «اى افراد با ایمان اموال یکدیگر را به باطل (از طرق نامشروع) نخورید مگر اینکه تجارتى با رضایت شما انجام گیرد» (6)
ظاهر آیه این است که تملک اموال دیگران باید بر اساس تجارت انجام گیرد و اگر بر غیر آن اساس شد نوعى اکل مال به باطل است. ممکن است گفته شود انسان از طریق هبه مالک هدیه مىشود، پاسخ آن این است که هبه از مقوله تجارت نیست، بلکه یک نوع تکریمى است به بستگان و دوستان، در حالى که شرکتهاى هرمى با گستردگى عظیم، رنگ تجارت به خود گرفته و ادعا مىکنند که مىخواهند مردم را از این طریق ثروتمند نمایند.
3. چنین خرید و فروشى غررى است
محدثان اسلامى از رسول گرامى(ص) نقل کردهاند آن حضرت از هر نوع داد و ستد غررى نهى کرده است و لفظ حدیث این است که «نهى النبى عن بیع الغرر» (7) و غرر در لغت به معنى خطر است و اگر هم به جهل تفسیر مىشود، به خاطر این است که جهل سبب خطر مىگردد. چه معاملهاى پرخطرتر از اینکه، افراد در خرید این برگها هزینه مىکنند، در حالى که طبق محاسبات ریاضى رسیدن به آن هدف عالى (000،024،1تومان) جز «یک» احتمال مثبت در مقابل «هزاران» احتمال منفى نیست.
4. حکم قمار
روح این کار نوعى قمار و برد و باخت است که در حقیقت مبلغى را خرج مىکند به امید آنکه مبلغ گزافى نصیب او گردد. شگفت اینکه در دوران جاهلیت صورتى از این قمار وجود داشته که از آن به «ازلام» تعبیر مىکردند و قرآن کریم در آیهاى به آن اشاره کرده و مىفرماید: «یا أیّها الذین آمنوا انّما الخمر والمیسر والأنصاب والأزلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلّکم تفلحون انّما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوة والبغضاء فى الخمر والمیسر ویصدکم عن ذکر اللّه وعن الصلاة فهل أنتم منتهون».(8) «اى کسانى که ایمان آوردهاید شراب و قمار و بتها و ازلام (نوعى بختآزمایى) پلید و از عمل شیطان است از آنها دورى کنید تا رستگار شوید. شیطان مىخواهد به وسیله شراب و قمار در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد، آیا (با این همه زیان و فساد و با این نهى اکید) خوددارى خواهید کرد». قرآن کریم در آغاز سوره مائده، آیه3، آنجا که محرمات الهى را مىشمارد و مىفرماید: «حرّمت علیکم...»؛ به این مسئله نیز اشاره مىکند که: «... وان تستقسموا بالأزلام» «بر شما حرام شده است، قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبههاى تیر مخصوص بخت آزمایى». جریان از این قرار بود: ده نفر با هم شرطبندى مىکردند و حیوانى را خریدارى و ذبح نموده، سپس ده چوبه تیر که روى هفت عدد از آنها عنوان «برنده» و سه عدد عنوان «بازنده» ثبت شده بود؛ در کیسه مخصوصى مىریختند و به صورت قرعهکشى آنها را به نام یک یک از آن ده نفر بیرون مىآوردند، هفت چوبه تیر به نام هر کس مىافتاد سهمى از گوشت بر مىداشت و چیزى در برابر آن نمىپرداخت ولى آن سه نفر که تیرهاى بازنده را دریافت داشته بودند باید هر کدام یک سوم قیمت حیوان را بپردازند، بدون اینکه سهمى از گوشت داشته باشند. این چوبههاى تیر را «ازلام» جمع «زلم» (بر وزن «قلم») مىنامیدند.(9) اسلام، خوردن این گوشتها را تحریم کرد، نه به خاطر اینکه اصل گوشت حرام بوده باشد؛ بلکه به خاطر اینکه جنبه قمار و بختآزمایى دارد و مىفرماید: (و ان تستقسموا بالأزلام) روشن است که تحریم قمار و مانند آن اختصاص به گوشت حیوانات ندارد، بلکه در هر چیزى انجام گیرد ممنوع است و تمام زیانها و فعالیتهاى حساب نشده اجتماعى و برنامههاى خرافى در آن جمع مىباشد.
5. مایه نزاع و جدال در جامعه است
قرآن مجید یکى از علل تحریم شراب و قمار را این مىداند که در جامعه، دشمنپرور و موجب ستیزهجویى است؛ اکنون با توجه به همین مطلب در رسانهها مىبینیم پروندههایى در قوه قضائیه مطرح است که همگى مربوط است به شرکتهاى هرمى که بسیارى از آنان فریب سراب را خورده و تصور کردهاند که به آب خواهند رسید.
6. حقیقت یکى است، شیوهها مختلف
اکنون براى جلب مشترى، شیوه کار را عوض کرده و مسئله الماسفروشى را مطرح مىکنند که اگر کسى الماسى را بخرد و ضمناً 4مشترى معرفى کند، براى او پاداش چنین و چنان خواهد بود؛ در حقیقت الماس بهانه است و حقیقت همان است که از این طریق، افراد را براى عضویت جلب کرده و همگى در انتظار بخت و شانس باشند. بنابراین هر چه هم شیوه شرکت را عوض کنند، روح شرکت همان است که گفته شد.
7. ریشه در خارج
بسیارى از این شرکتها به ظاهر ایرانى است و گردانندگان با چهرههاى دینى مشغول کارند و از این طریق مردم را فریب مىدهند که کاملاً شرکت ایرانى و دینى است، اما پشت سر آنان قدرتها و یا شرکتهاى خارجى هستند که از این طریق مىخواهند سرمایه شرکت را به خارج منتقل کنند و فقر را براى ما به ارمغان بیاورند.
8. ورشکستگى کشورى که مجوز داده بود
پیش از ما، کشورهاى دیگر این کار را تجربه کردهاند و جز ورشکستگى چیزى نصیب آنان نشده است؛ از قرار اطلاع، کشور آلبانى یکى از این کشورهاست که براى تأسیس این شرکتها مجوز صادر کرد و چیزى نپایید که با شورش مردمى روبرو شد و همگان احساس کردند که اقتصاد کشور در سراشیبى نابودى است و دولت کنار رفت و دولت دیگر تشکیل گردید و مجوزها را ابطال کرد. با توجه به آنچه گفته شد، هیچ فرد مسلمانى نباید دست به چنین کار آلودهاى بزند و دنیا و سراى دیگر خود را پایمال سازد.
قم - مؤسسه امام صادق(ع) جعفر سبحانى
--------- پىنوشتها ---------
1. ملعون من ألقى کلّه على الناس. وسائل الشیعه،12/37.
2. انّى أحبّ أن یتأذى الرجل بحرّ الشمس فى طلب المعیشة. وسائلالشیعه،12/23، حدیث 7 و8.
3. وسائلالشیعه12/25، باب 10.
4. نهجالبلاغه، بخش نامهها، نامه 53.
5. وسائلالشیعه،12/36؟ 37.
6. نساء/29.
7. عوالىاللآلى: 2/248، ح17؛ وسائلالشیعه:12، باب40، از ابواب آداب التجارة، ح3.
8. مائده/90؟91.
9. مجمع البیان، 3/244، تفسیر آیه 3، سوره مائده. انتهای پیام


|