توسط آیةاللّهالعظمى سبحانى در مشهد صورت گرفت؛
تبیین علمى مباحث اعتقادى
حضرت آیةاللّه سبحانى در سلسله جلسات مباحث "کلام اسلامى" که از 26 تیرماه تا پنجم مردادماه در مدرسه عالى نواب مشهد برگزار شد، به تبیین برخى مباحث اعتقادى پرداختند. |
 |
آنچه در پى مىآید، گزیدهاى از مباحث معظمله در چند جلسه از این نشستهاست.
استاد عالىقدر حوزه، در نخستین جلسه از این سلسله جلسات، به تبیین "تقیه" پرداختند و با اشاره به ریشه و لغت واژه "تقیه"، خاطرنشان کردند: این کلمه از تقوا گرفته نشده، بلکه از "وقیه" و "وقایه" به معنى "سپر" استفاده شده است.
ایشان در ادامه افزودند: تقیه زمانى است که فردى آزادىهاى دیگرى را سلب کرده و او ناچار است براى حفظ جان، مال و عرض خود نوعى موافقت یا مخالف را نشان دهد.
حضرت آیةاللّه سبحانى اظهار داشتند: بر اساس آیات قرآن کریم، تقیه در امم پیشین بوده و قرآن آنرا به عنوان عملى امضایى، نقل نموده است.
معظمله با بیان اینکه در میان اهل سنت معروف است که شیعه اهل تقیه است و مانند این است که شیعه این عمل را ایجاد نموده است، گفتند: تقیه را عقل و و حى امضا کرده، به طورى که هم در امم قبل و هم در میان امت اسلامى وجود داشته است.
ایشان به آیه: "من کفر باللّه من بعد إیمانه إلّا من أکره وقلبه مطمئنّ بالإیمان ولکن من شرح بالکفر صدراً فعلیهم غضب من اللّه و لهم عذاب عظیم"، نحل/ 106؛ اشاره کردند و اظهار داشتند: انسانى که به زبان کافر شود، اما در باطن به ایمانش باقى باشد، خدا او را استثنا مىکند و بر غیر این مورد که در ظاهر و باطن کفر مىورزد، مىگوید: "فلهم عذاب عظیم".
حضرت آیةاللّه سبحانى، شأن نزول این آیه را درباره اظهار کفر عمار عنوان کردند و یادآور شدند: تمام تفاسیر، این آیه را درباره عمار دانستهاند و پیامبر اکرم(ص) نیز عمل او را تصدیق کردهاند.
استاد حوزه علمیه قم در ادامه به آیه 28 از سوره "آل عمران" اشاره کرده و با بیان اینکه این آیه مؤمنان را از قراردادن کافران به عنوان ولى و "اولى به نفس" منع کرده است، خاطرنشان کردند: طبق این آیه در صورتى که مسلمانى در یک حکومت کفر به ناچار زندگى کند، مىتواند در صورت وجود ضررى از راه تقیه، اوامر آنها را عمل نماید.
حضرت آیةاللّه سبحانى در ادامه با اشاره به اینکه زندگى اصحاب کهف بر اساس تقیه بوده است، ابراز داشتند: اگر این دو آیه را با هم مقایسه کنیم، مىبینیم که در امتهاى گذشته، تقیه بوده و قرآن در واقع با بیان این دو داستان به امضاى آن پرداخته است.
ایشان افزودند: با توجه به این مطالب، مسئله تقیه موافق با فطرت انسانى است که براى حفظ جان، عرض و مال، سپر قرار مىگیرد.
ایشان ادامه دادند: حضرت ابوطالب(ع) تا آخر عمر تقیه نکرده است، بلکه از زمان ماجراى شعب به بعد این تقیه را کنار گذاشته و ایمان خود را اظهار کرده است.
معظمله با تأکید بر اینکه در عین قرآنىبودن، روایى نیز هستیم، به روایاتى از ائمه معصومین علیهمالسلام درباره تقیه اشاره و خاطرنشان کردند: با توجه به حدیثى از امام صادق(ع)، تقیه از دین است و کسى که تقیه را رد کند، قرآن و آیات قرآنى را رد کرده است، زیرا براى تقیه دلیل قرآنى و روایى وجود دارد.
حضرت آیةاللّه سبحانى با تصریح بر این مطلب که ملاک، همین مصادره آزادى در صورت به خطر افتادن فرد مىباشد، به بیان مطلبى از امام شافعى پرداختند و اظهارداشتند: رازى در تفسیر خود در جزء هشتم آن در تفسیر آیه: "لایتّخذ المؤمنون الکافرین أولیاء من دون المؤمنین ومن یفعل ذلک فلیس من اللّه فى ش، إلّا أن تتّقوا منهم تقاةً ویحذّرکم اللّه نفسه و إلى اللّه المصیر"، آلعمران/28؛ مىگوید: مذهب شافعى در این مورد این است که اگر حالت مسلمان با مسلمان مثل حالت او با کافر شد، در اینجا تقیه حلال مىباشد.
ایشان ادامه دادند: جمالالدین قاسمى نیز در تفسیر خود به نام "محاسن التأویل" به این مطلب اشاره کرده است.
معظمله با بیان اینکه بین نفاق و تقیه تفاوت وجود دارد، اظهار داشت: برخى تقیه را از شعب نفاق مىدانند که ظاهرش با باطن آن فرق دارد.
این مرجع تقلید، تقیه را سلاحى ضعیف در برابر سلاح فرد قوى دانستند و گفتند: اگر در تقیه نقطه ضعفى هست، این نقطه ضعف به انسان ضعیف برنمىگردد، بلکه درباره ظالم است که او را وادار به تقیه نموده است.
دین در مورد تفتیش عقاید چه مىگوید؟
حضرت آیةاللّه سبحانى در یکى دیگر از نشستهاى این سلسله جلسات بر عدم جواز تفتیش عقاید در دین تأکید کردند و گفتند: دشمن براى ایجاد هستههاى مخالف در جامعه، از ابزارهاى مختلفى مثل ارتداد، استفاده مىکند و کارى به اسلامى یا مسیحىشدن ندارد.
ایشان در ادامه بحث خود درباره حکم ارتداد در اسلام، تصریح کردند: امروزه برخى از ارتدادها و گرایشها به مذاهب دیگر، ارتداد ریالى و دلارى است و ارتداد واقعى نمىباشد.
استاد عالىقدر حوزه علمیه قم با بیان اینکه فقه اسلامى، آزادىهاى کامل و فراوانى دارد، گفتند: برخى محدودیتها به خاطر لطمهزدن بعضى از کارها به زندگى و آزادى افراد دیگر مىباشد.
ایشان با اشاره به اینکه امور اعتقادى تسلیمپذیر نیست، اظهار داشتند: پذیرش دین، بر اساس عقیده و تصدیق است که این تصدیق با مقدماتى همراه است.
معظمله ادامه دادند: با توجه به این مطلب، آیه: "لاإکراه فى الدّین قد تبیّن الرّشد من الغىّ فمن یکفر بالطّاغوت و یؤمن باللّه فقد استمسک بالعروة الوثقى لاانفصام لها واللّه سمیع علیم"، بقره/256؛ در مقام بیان حکم تشریعى نیست، بلکه خبر از تکوین و واقعیت دارد.
حضرت آیةاللّه سبحانى با بیان اینکه اساس و پایه پیشرفت اسلام، تبلیغ منطقمحور آن بوده است، خاطرنشان کردند: آیاتى مثل: "ادع إلى سبیل ربّک بالحکمة والموعظة الحسنة و جادلهم بالّتى هى أحسن إنّ ربّک هو أعلم بمن ضلّ عن سبیله و هو أعلم بالمهتدین"، نحل/125؛ و ... نشاندهنده تأکید اسلام بر پذیرش منطقى و برهانى دین است.
ایشان در ادامه یادآور شدند: باید توجه داشت که بین تفتیش عقاید و ارتداد تفاوت وجود دارد، زیرا اصالةالصحه در فقه اسلام، اصلى محکم و متقن مىباشد و بر همین اساس، تفتیش عقاید در دین ممنوع است.
این مرجع تقلید در ادامه با بیان اینکه نظامهاى موجود در عالم چه الحادى باشند و چه اعتقادى و مذهبى، توطئه علیه خود را نمىپذیرند، اظهارداشتند: اگر فرد مرتد در کشورهاى اسلامى فعالیت تبلیغى انجام دهد، این ارتداد نوعى توطئه علیه آن نظام مىباشد و باید با او مقابله کرد. ارتداد به این معنى، براى نظام اسلامى مشکلساز است، وگرنه مرتدى که علیه نظام اسلامى تبلیغ نکند، آن نظام هم با او کارى ندارد.
معظمله با اشاره به اینکه ارتداد یک ترفند و حیله یهودى در زمان پیامبر اکرم(ص) بوده است، تأکید کردند: امروز هم این حیله توسط صهیونیسم دنبال مىشود.
حضرت آیةاللّه سبحانى با بیان اینکه در میان انسانها، "آزادى" واژهاى دلپذیر و فرحبخش است، خاطرنشان کردند: بسیارى از فعالیتها در زیر چتر این واژه فرحبخش انجام مىگردند، اما علیه آزادى بکار برده مىشوند.
ایشان افزودند: آنچه تمام دنیا پذیرفته است، آزادى به شرط عدم تجاوز به حقوق دیگران مىباشد.
معظمله تفاوت بین آزادى در کشورهاى اسلامى را با نظامهاى لیبرال در این دانست که در این نظامها آزادى، به معناى عدم تجاوز به حقوق دیگران است، ولى در نظام اسلامى علاوه بر این، سلب سعادت نیز مورد نظر مىباشد.
تفاوت عقیده شیعه با معتزله
حضرت آیةاللّه سبحانى در ادامه این مباحث کلامى دیدگاههاى دوازدهگانه معتزله و اشاعره را مورد نقد و بررسى قرار دادند.
معظمله با بیان اینکه مستشرقان گاهى امامیه را وامدار اشاعره و یا معتزله مىدانند، اظهار داشتند: البته از مستشرقین انتظارى نیست، زیرا آنها با عینک تضعیف به طوایف اسلامى مىنگرند.
ایشان در ادامه به تفاوت کلام امامیه با معتزله اشاره کردند و با بیان اینکه این مکتب توسط واصل بن عطا پایهگذارى شده است، تفاوت دیدگاهها و اعتقادات امامیه با معتزله در مسایل مختلف را تشریح کردند.
این مرجع تقلید با اشاره به آیه 2 سوره مبارکه "التغابن": "هو الّذى خلقکم فمنکم کافر و منکم مؤمن واللّه بما تعملون بصیر"، ابراز داشتند: اعتقاد معتزله مبنى بر اینکه فردى که گناه مىکند نه مؤمن است و نه کافر؛ با این آیه رد مىشود، اما امامیه در این مورد با اشاعره موافق مىباشد.
معظمله با بیان اینکه امامیه بهشت و دوزخ را مخلوق مىداند، اما نسبت به مکان آن آگاهى ندارد، این مطلب را تفاوت دوم عقیده امامیه با معتزله دانستند و گفتند: البته این مسئله، مسئلهاى تفسیرى و قرآنى است نه ایمانى؛ بنابراین ضررى متوجه آن نمىشود.
ایشان با بیان این مطلب که تمام مسلمانان به وجود شفاعت اعتقاد دارند، خاطرنشان کردند: معتزله برخلاف امامیه معتقد است، شفاعت براى علو درجه و ویژه مؤمنین است؛ پس براى گنهکاران و اسقاط عذاب و گناه نیست، اما دلیل قرآنى که شفاعت براى اسقاط عذاب است نه علو درجه؛ این نظریه را رد مىکند؛ به عبارت دیگر، شفاعت از اختراعات اسلام نیست، بلکه در ملل گذشته به معنى اسقاط عذاب بوده و قرآن کریم همان را با مقدارى تصحیح و محدودیت به شرط ارتباط ایمانى با خدا و رابطه روحانى با شفیع، امضا کرده است. چهارمین مسئله مورد اختلاف در مباحث کلامى امامیه با معتزله احباط است. احباط یعنى در صورت انجام گناه، تمام اعمال خوب فرد از بین مىرود و این، مورد قبول امامیه نیست، چون امامیه احباط را فقط در زمانى که فردى از دین خارج شود، صادق مىداند.
این مرجع تقلید پنجمین مورد را غلو معتزله در حجیت عقل دانستند و با بیان اینکه عقل در نزد امامیه حجت چهارم است، افزودند: معتزله تمامى ظواهرى را که با عقل، مختصر تصادمى داشته باشد، فوراً تأویل مىکنند، در صورتى که در قلمرو حسن و قبح عقلى از نظر امامیه جایى که نصى و حجتى از حجت خدا نباشد، عقل حاکم است. امامیه معتقد است، قبول توبه توابین بر خداى تعالى واجب نیست و اگر چنین کند، لطف او مىباشد، اما معتزله قبول توبه تائب را بر خدا فرض و واجب مىداند.
این مرجع تقلید در ادامه با اشاره به این مطلب که در نظر امامیه، انبیا افضل از ملائکه مىباشند، نظر معتزله را عکس این نظر عنوان و خاطرنشان کردند: دلیل ما این است که ملائکه قدرت بر انجام گناه ندارند، اما انسان قدرت بر معصیت دارد؛ پس در عین قدرت با عدم ارتکاب آن، مقامى بالاتر از ملائکه خواهد داشت. تفاوت بعدى در مسئله اختیار در انجام و ترک کارى است که امامیه آنرا جزو آفرینش مىداند، اما معتزله در این مورد انسان را مفوض - رها و وانهاده - و اشاعره نیز مسیّره - یعنى ناچار براى حضور در راه و مسیر ترک یا فعل - مىدانند؛ در صورتى که عقیده تفویض و مفوضهبودن انسان به خاطر تنزیه الهى است، اما معتزله توجه ندارند که انسان تحت مشیت و اراده الهى است و در عین این امر، تعلق اراده به مخیر بودن انسان مىباشد.
حضرت آیةاللّه سبحانى نهمین تفاوت را اینگونه عنوان کردند، که امامیه معتقد است، در بدو خلقت تا زمانى که انبیا نیامدهاند،عقل کافى نیست، بلکه انبیا باید روشنى دل و ضمیر ایجاد نمایند، تا عقل کارساز باشد و معتزله خلاف این را معتقدند.
این مرجع تقلید، معصومبودن از گناه و انتصابىبودن امام را از اعتقادات امامیه دانستند و گفتند: معتزله مثل اشاعره در این مورد به انتخاب امام و رهبر و عدم لزوم معصومیت او معتقد هستند، در صورتى که آیه: "یا أیّها الّذین آمنوا أطیعوا اللّه وأطیعوا الرّسول وأولى الأمر منکم فإن تنازعتم فى شیءٍ فردّوه إلى اللّه والرّسول إن کنتم تؤمنون باللّه والیوم الآخر ذلک خیر وأحسن تأویلاً"، نسا/59؛ نشان مىدهد که امام باید از ابتدا معصوم باشد. فخر رازى نیز بر این مطلب اشاره دارد که خدا در این آیه آورده که اولوالامر را باید مطلقاً اطاعت و پیروى نمود و این اطلاق بر معصومیت آن تأکید دارد. اکثر امامیه معتقدند، امر به معروف و نهى از منکر به دلیل امر قرآن کریم، واجب است و یازدهمین تفاوت کلامى امامیه با معتزله همین است که آنان امر به معروف و نهى از منکر را واجب عقلى مىدانند. باید گفت: در یک جامعه سرنوشت فرد به سرنوشت جامعه بستگى دارد؛ در نتیجه اسلام که جامعهاى پاکدامن مىخواهد، پس نیاز دارد که آلوده نباشد تا آن آلودگى دامن تکتک افراد را نگیرد.
ایشان دوازدهمین مورد تفاوت را مربوط به مسئله توبه مرتکب گناه کبیره عنوان کردند و افزودند: معتزله معتقدند، مرتکب گناه کبیره اگر توبه نکند، همیشه در آتش جهنم قرار مىگیرد، برخلاف امامیه که در این صورت آنرا معذب مىدانند و معتقدند پس از عذاب، بخشیده و به بهشت مىرود.
حضرت آیةاللّه سبحانى در ادامه بحث تصریح کردند: کلام امامیه کلامى مستقل و برگرفته از قرآن، سنت معصوم و عقل مىباشد و در کنار تفاوت کلامى اشاعره و معتزله با امامیه، 21 تفاوت و اختلاف فقهى نیز بین شیعه و شافعى و حنبلى وجود دارد که مىتوان به مسئله مسح بر رجلین، بطلان مسح بر خفین، وجوب بسماللّه در نماز، نماز با دست باز، سجده بر زمین، جمع بین صلاتین، وجوب قصر نماز در سفر، وجوب افطار در سفر، شرط عدالت امام جمعه و جماعت، اعتقاد به خمس در ارباح مکاسب، اعتقاد به جهاد ابتدایى با حضور امام معصوم(ع)، لزوم شهادت عدلین در صحت طلاق، جواز نکاح موقت، سه طلاق در یک مجلس یک طلاق تلقى مىشود، صحت طلاق مشروط به طهر غیرمواقعه، جواز وصیت به نفع وارث، بطلان عول، عدم ارثبرى کافر از مسلمان، بطلان طلاق معلق و طلاق حائض و... اشاره کرد.
بوسیدن ضریح ائمه(ع)؛ چرا؟
دلایل بوسیدن و احترام کردن ضریح حرم ائمه اطهار علیهمالسلام، تبرکجستن و نشاندادن علاقه و محبت مردم به اهلبیت علیهمالسلام در ادامه سلسله جلسات کلام اسلامى در مشهد توسط آیةاللّهالعظمى سبحانى تشریح شد.
معظمله به معنى اصطلاحى "تبرک" و "تبرکجستن" اشاره کردند و اظهار داشتند: سنت الهى بر این است که همیشه مسببات از طریق اسباب خواسته شود.
ایشان با اشاره به اینکه قرآن کریم تبرکجستن را در شرایع گذشته نقل کرده و به آن اشاره داشته است، گفتند: یکى از این شاهد مثالها درباره داستان یعقوب و پیراهن یوسف است که مىفرماید: "اذهبوا بقمیصى هذا فألقوه على وجه أبى یأت بصیرًا وأتونى بأهلکم أجمعین"، یوسف/93.
ایشان اضافه کردند: خداى متعال از طریق سبب غیرطبیعى، هم پیراهن و هم اراده یوسف را در اینجا مؤثر نموده است.
این مرجع تقلید گفتند: مسببالاسباب خداست که خیر را در یک واسطه خاص گذاشته است و به اذن او مؤثر مىشود.
معظمله در ادامه به آیهاى دیگر درباره تبرکجستن ملل پیشین اشاره کرده و با بیان اینکه بنىاسرائیل در جنگلهاى خود به صندوق حضرت موسى، تبرک جسته و عامل پیروزى خود مىدانستهاند، یادآور شدند: اگر تبرک صحیح نبود خداوند براى آن بیان و تصدیقى در قرآن نمىآورد.
حضرت آیةاللّه سبحانى با اشاره به آیه: "وکذلک أعثرنا علیهم لیعلموا أنّ وعد اللّه حقّ وأنّ السّاعة لاریب فیها إذ یتنازعون بینهم أمرهم فقالوا ابنوا علیهم بنیانًا ربّهم أعلم بهم قال الّذین غلبوا على أمرهم لنتّخذنّ علیهم مسجدًا" کهف/21؛ اظهار داشتند: مردم براى اصحاب کهف، مسجد یادبود ساختند و بر آن تبرک جستند.
ایشان در ادامه استدلال کردند: این آیه مسئله تبرکجستن و مسجدساختن در کنار قبور بزرگان را به خوبى تفهیم مىکند.
معظمله با بیان این پرسش که برخى ادعا دارند، تبرک جستن در قبل از اسلام بوده است، یادآورد شدند: قرآن کریم اگر مطلبى را بیان کند و نخواهد تصدیق نماید، آنرا نقد مىکند.
این مرجع تقلید با بیان اینکه اگر این آیات ویژه شرایع گذشته باشد، نباید اینگونه نقل مىشد و حتماً نقدى داشت، گفتند: قرآن در نظر ما پیشواست و به عنوان اسوه، استفاده مىشود.
ایشان به آیه: "وإذ جعلنا البیت مثابةً للنّاس وأمنًا واتّخذوا من مقام إبراهیم مصلًّى وعهدنا إلى إبراهیم و إسماعیل أن طهّرا بیتى للطّائفین والعاکفین والرّکّع السّجود" بقره/125؛ اشاره کردند و اظهار داشتند: این بیان هم به دلیل تبرک و خیر داشتن است.
حضرت آیةاللّه سبحانى در ادامه به داستانهایى از پیامبر اکرم(ص) و اصحاب ایشان در تبرکجستن به ظرف آب و منبر پیامبر گرامى اسلام(ص) اشاره کردند و افزودند: این مطلب در کتابهاى شیعه و سنى بیان شده است.
ایشان تصریح کردند: اگر تبرکجستن شرک محسوب مىشد، صحابه به بازمانده ظرف آب، "رمانه" (جاى دست)، منبر رسول اکرم(ص) تبرک نمىجستند.
معظمله نفى تبرک را از زمان بنىامیه دانستند و گفتند: تبرک، مسئلهاى واضح در میان امم گذشته و اصحاب رسول خدا(ص) بوده است.
حضرت آیةاللّه سبحانى با بیان اینکه دیگران تبرکجستن را مشروط به لمسکردن بدن پیامبر(ص) مىدانند، خاطرنشان کردند: این مطابق مکتب اشعرى و بدتر از آن است که بر هیچ تأثیرى به غیر خدا، قائل نیستند و تنها مؤثر را چه خوب و چه بد، خدا مىدانند.
ایشان تبرکجستن مشروط فقط به لمس بدن رسول اکرم(ص)را رد کردند و اظهار داشتند: شیخین از عایشه اجازه گرفتند که در کنار قبر پیامبر(ص) دفن شوند؛ آیا با دو قبر کنار هم، بدنشان به یکدیگر مىرسد و لمس مىشود که با این کار مىخواستهاند، تبرک بجویند؟
معظمله در پایان به آیه: "قل إن کان آباوِکم و أبناوِکم و إخوانکم و أزواجکم و عشیرتکم و أموال اقترفتموها و تجارة تخشون کسادها و مساکن ترضونها أحبّ إلیکم من اللّه و رسوله و جهادٍ فى سبیله فتربّصوا حتّى یأتى اللّه بأمره واللّه لا یهدى القوم الفاسقین" توبه/24؛ اشاره و تصریح کردند: علاوه بر تبرکجستن اظهار علاقه و محبت، از دیگر دلایل بوسیدن و احترام کردن ضریح حرم ائمه و... مىباشد و این عمل از روى عبادت و بندگى نیست. انتهای پیام


|