وداع ارادتمندان روحانیت و معنویت با حضرت آیةاللّه سید عباس کاشانى(ره)
عالم عارف و فقیه فرزانه، حضرت آیةاللّه حاج سید عباس کاشانى، آخرین یادگار عارف کبیر، حضرت آیةاللّه حاج سید على قاضى طباطبایى قدسسره، پساز عمرى مجاهدت علمى، معنوى و خدمت خالصانه به مکتب اهلبیت علیهمالسلام، دارفانى را وداع گفت و به دیار ملکوت شتافت. |
 |
به گزارش مرکز خبر حوزه، این عالم وارسته که به علت بیمارى در بیمارستان خاتمالانبیاء تهران بسترى شده بود، روز یکشنبه 27 تیرماه 1389 برابر با 6 شعبانالمعظم 1431، در این بیمارستان به لقاءاللّه پیوست.
پیکر پاک علامه کاشانى روز سهشنبه 29 تیرماه با حضور هزاران نفر از ارادتمندان روحانیت و معنویت در قم از مقابل مسجد امام حسن عسکرى(ع) به سمت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلاماللّهعلیها تشییع و پس از اقامه نماز به امامت آیةاللّهالعظمى وحید خراسانى، در یکى از رواقهاى صحن بزرگ حرم مطهر به خاک سپرده شد.
مصداق بارز امناء الرسل
در پى این ضایعه اسفناک، رئیسجمهور با صدور پیام تسلیتى، رحلت این عالم و عارف بزرگ را تسلیت گفت.
در این پیام آمده است:
اذا مات العالم ثلم فىالاسلام ثلمة لایسدها شیء
خبر رحلت عالم و عارف بزرگ حضرت آیةاللّه علامه سید عباس حسینى کاشانى، مایه تأسف و تألم فراوان گردید.
ایشان به راستى مصداق بارز "العلماء امناء الرسل" بود که نقشى مؤثر در تبیین و تبلیغ اسلام ناب محمدى(ص) ایفا نمود و در عین حال، به عنوان عارفى وارسته، در مسیر کمال انسانى و ترویج صفات الهى در جامعه گام برمىداشت.
با تسلیت درگذشت این عالم ربانى به ساحت مقدس حضرت حجةبنالحسن عجلاللّهتعالىفرجهالشریف، مقام معظم رهبرى، عموم ملت شریف ایران، حوزههاى علمیه و بویژه بیت شریف ایشان، براى بازماندگان صبر جمیل و براى آن عالم بزرگوار علوّ درجات مسئلت مىنمایم.
علامه کاشانى عمر خود را در ترویج معارف اسلام سپرى نمود
مرکز مدیریت حوزههاى علمیه خواهران نیز در پیامى، ارتحال عالم ربانى، حضرت آیةاللّه حاج سید عباس کاشانى قدسسره را تسلیت گفت.
در این پیام آمده است: ارتحال عالم عامل، مرحوم مغفور حضرت آیةاللّه علامه سید عباس کاشانى رحمةاللّهعلیه که عمر پربرکت خود را در راه تحقیق و تدبر در منابع فقهى و نشر معارف حقه شیعى سپرى کرد، ثلمهاى جبرانناپذیر است.
در بخشى از این پیام با اشاره به اینکه علامه کاشانى آخرین شاگرد مرحوم حضرت آیةاللّه قاضى بودند و از محضر پرفیض آن عالم جلیلالقدر بهرهها بردهاند، خاطرنشان شده است: این عالم ربانى، عمر شریف خود را در تهذیب نفس و ترویج و گسترش معارف و فرهنگ اسلامى سپرى نمود و سالها امامت جماعت صحن مقدس حضرت اباعبداللّهالحسین(ع) را برعهده داشت. همچنین کتابهاى دستنویس بسیارى از این عالم فقید بجا مانده است که بىشک از ذخایر ارزشمند فقه جعفرى به حساب مىآیند.
در ادامه این پیام، با یادآورى تلاشهاى این عالم فقید در رفع مشکلات مردم، تصریح شده است: ایشان ارتباطات مردمى گسترده و اهتمام در برطرف ساختن مشکلات آنان بهویژه مستمندان جامعه داشت که باعث انس و الفت میان اقشار مختلف مردم با آن فقیه مجاهد شده بود.
مرکز مدیریت حوزههاى علمیه خواهران در پایان این پیام، این ضایعه بزرگ را به محضر حضرت ولىعصر عجلاللّهتعالىفرجهالشریف، رهبر معظم انقلاب اسلامى، شاگردان و خانواده آن عالم جلیلالقدر و همه دوستداران ارزشهاى الهى و انسانى تسلیت گفته و براى آن مرحوم علو درجات از خداوند منان مسئلت نموده است.
مؤلف بیش از 260 جلد کتاب
مراسم یادبود این عالم ربانى نیز، شامگاه سهشنبه 29 تیر با حضور آیةاللّهالعظمى وحید خراسانى، آیةاللّه امینى، مسئول دفتر مقام معظم رهبرى در قم، نمایندگان بیوت مراجع عظام تقلید، علما و جمع کثیرى از مردم، در مسجد اعظم قم برگزار شد.
در این مراسم، حجةالاسلام والمسلمین صادقى، حضرت آیةاللّه سید عباس کاشانى قدسسره را نمونه بارز یک انسان خوشخلق بیان کرد و گفت: همواره درب خانه آن مرحوم به روى مردم باز بود، و با هر شخصى حاضر بود درباره علوم اهلبیت علیهمالسلام و یا مسایلى دیگر به گفتوگو بنشیند.
وى با بیان اینکه علامه سید عباس کاشانى قدسسره، خصلت خوشخلقى را از جد بزرگوارش، پیامبرمکرم اسلام(ص) به ارث برده بود، گفت: حضرت خاتمالانبیاء(ص) با وجود تمام مصیبتهاى آغاز رسالت خویش، بردبار و صبور بودند.
سخنران این مراسم، با بیان اینکه دوست داشتن پیامبراسلام(ص) و اهلبیت علیهمالسلام، نعمتى بسیار بزرگ است، گفت: حضرت آیةاللّه سید عباس کاشانى قدسسره به دلیل حب بالایى که نسبت به خاندان عظیمالشأن پیامبر اسلام(ص) داشت، این سعادت نصیب او شد که سالهاى زیادى امام جماعت حرم ملکوتى حضرت اباعبداللّهالحسین(ع) باشد.
وى افزود: محبت به پیامبراسلام(ص) و اهلبیت علیهمالسلام سرمایه ارزشمندى است، چرا که هرکس در این دنیا هرچه را دوست بدارد در قیامت با آن محشور خواهد شد.
حجةالاسلام والمسلمین صادقى گفت: حضرت آیةاللّه سید عباس کاشانى قدسسره، عالم والامقامى بود که عمر پربرکت خود را در راه کسب اجتهاد و فقاهت گذراند و در طول زندگى از محضر علماى بنام جهان تشیع، مخصوصاً در حوزه علمیه نجف بهره برد که از جمله اساتید ایشان مىتوان از حضرات آیات مرحوم میلانى، خوئى، شاهرودى، قاضى طباطبایى، حکیم و ... نام برد.
وى با اشاره به آثار علمى این عالم فقید، اظهار داشت: بیش از 260 جلد کتاب توسط این عالم ربانى تألیف شده است، که تعدادى از آنها به چاپ رسیده و مابقى در آیندهاى نزدیک به نحوى شایسته براى استفاده عموم اهل علم و فقاهت، چاپ مىشود.
مسیر خدمت به جامعه را بیابیم
مراسم هفتمین شب درگذشت حضرت آیةاللّه سید عباس کاشانى قدسسره شامگاه شنبه دوم مردادماه 1389، با سخنرانى نایبرئیس مجلس شوراى اسلامى در مسجد رفعت قم برگزار شد.
حجةالاسلام والمسلمین ابوترابىفرد در این مراسم اظهار داشت: یکى از حقایق بلند که در معارف اهلبیت علیهمالسلام به زیبایى به آن پرداخته شده است و علماى تربیتیافته این مکتب هم در سخن و کلام و سیر و سلوک خویش بر آن تأکید نمودهاند، مسئله عبودیت و بندگى ذات اقدس حق است.
وى ادامه داد: انسانهایى که دل آنان به نور معرفةاللّه نورانى گردیده است و از چشمه زلال معارف قرآن و عترت، با عقل و اندیشه و عمل صالح نوشیدهاند، در حیات خویش بر یک واژه تأکید داشتند و آن، عبودیت و بندگى ذات اقدس حق است.
نایبرئیس مجلس شوراى اسلامى افزود: بلندترین مرتبه و تنها نردبان رسیدن به آیینه کمال، برتن نمودن لباس بندگى است. به همین دلیل است که رسول مکرم اسلام(ص) لباس بندگى بر تن کرد و رسالت ایشان ثمره رسیدن به عالىترین مقام عبودیت است.
وى خاطرنشان کرد: عرفاى تربیتیافته در مکتب قرآن، در طول زندگى خویش، جز بر رسیدن به مقام عالى عبودیت تأکید نمىکردند؛ براى نمونه مىتوان به امام راحل اشاره کرد که مىفرمود: "انسان باید ذلت عبودیت را بکشد تا به عزت ربوبیت ارتقا یابد".
حجةالاسلام والمسلمین ابوترابىفرد افزود: علماى عرصه فقه و فقاهت، بر عبادتى اصرار مىورزند که با عبادت عامه مردم و حتى خواص جامعه متفاوت است؛ عبادتى که اهل معرفت جویاى آناند، عبادت نشأتگرفته از معرفةاللّه و آمیخته با مراتب عالى معرفت است.
وى یادآور شد: این مکتب، تربیتکننده آیةاللّه قاضىها و آیةاللّهالعظمى بهجتهاست که زندگى آنان تجسم این حقیقت بود که آنرا جز در مقام بندگى نمىدیدیم، چرا که جز این هم نمىاندیشیدند و دریافته بودند که در راه بندگى خدا شیرینىهاى فراوانى وجود دارد، که بهمراتب از جاذبه مال و مقام برتر است.
نایبرئیس مجلس شوراى اسلامى با اشاره به سخنى از رسول اکرم(ص)، مبنى بر اینکه "بالاترین انسانها، بندهاى است که عشق به عبادت و بندگى داشته باشد"، گفت: ریشه مکتب عبودیت را شاگردان مکتب آیةاللّه قاضى طباطبایى قدسسره با پیروى از استاد خویش که او از قرآن یافته بود، در "یافتن حقیقت نماز" مىدانستند.
وى به سخن آیةاللّهالعظمى بهجت که ترجمانى از سخن حضرت آیةاللّه قاضى است، اشاره کرد و گفت: سعادت دنیا و آخرت انسان، در ارتباط با خدا معنا پیدا مىکند؛ بنابراین براى رسیدن به این رابطه باید به نماز راه یافت و نماز را آنگونه که زیبنده انسان صالح است، اقامه نمود.
حجةالاسلام والمسلمین ابوترابىفرد اظهار داشت: اصلاح رابطه با خدا، به اصلاح نماز است؛ و اصلاح نماز، به خشوع در آن است؛ و خشوع در نماز، به ترک لهو است و باید دانست که اگر انسان به حقیقت بندگى راه یافت، لهو و لعب در زندگى او راه ندارد.
وى گفت: هر انسانى، به همان مرتبه که در راه اصلاح خویش گام بر مىدارد، مىتواند منشأ اصلاح جامعه باشد.
نایبرئیس مجلس شوراى اسلامى، با اشاره به سخنى از حضرت آیةاللّهالعظمى بهجت قدسسره، گفت: عالمانى که زندگى خود را در راه عبودیت حق گذراندهاند، حتى نمىتوانند تفکر ظلم را به ذهن خویش راه دهند، چه رسد به اینکه بخواهند به کسى ظلم کنند.
وى گفت: وقتى اوراق زرین زندگى سعادتآفرین و عزتبخش عالم عامل و عارف بلندمرتبه، آیةاللّه سید عباس کاشانى قدسسره را ورق بزنیم، مشاهده مىکنیم که 20جلد تفسیر قرآن کریم را که براى دیگران تدوین مىکند، در راه عبودیت و بندگى خداست، نه اظهار علم به مخلوق خدا و شاید به خاطر همین عبودیت و بندگى است که مىگوید: "بعد از مرگ من این اثر را چاپ کنید".
حجةالاسلام والمسلمین ابوترابىفرد خاطرنشان کرد: باید مسیر بندگى و عبودیت حق را پیموده و در این مسیر، راه خدمت به جامعه را بیابیم و از مسیر انعکاس تجلى معرفةاللّه به جامعه و دستگیرى از بندگان خدا، مراتب قرب را در یابیم. یکى دیگر از ویژگىهاى آیةاللّه سیدعباس کاشانى قدسسره، دستگیرى از بندگان و خلق خدا و توجه ویژه به مکتب شاگردان امام صادق(ع) بود، که در زندگى عالمان الهى همانند ایشان نیز موج مىزند.
اشاره:
عالم عارف، حضرت آیةاللّه حاج سید عباس حسینى کاشانى قدسسره، در سال 1309 هجرى شمسى و همزمان با سالروز ولادت با سعادت پیامبر اعظم(ص) متولد شد و در حوزههاى علمیه مشهور کربلا و نجف به کسب معارف دینى همت گماشت که البته در زمان صدام حسین به دستور وى از عراق اخراج شد. ایشان در سن 18 سالگى به درجه اجتهاد رسید و در سن 20 سالگى از محضر عارف کبیر مرحوم حضرت آیةاللّه قاضى رحمةاللّهعلیه بهره برد. این استاد اخلاق و عرفان، از محضر بزرگان دیگرى هم چون حضرات آیات عظام میلانى و خویى رحمةاللّهعلیهما نیز کسب فیض کرد. حضرت آیةاللّه کاشانى قدسسره در طول عمر با برکت خود، کتب بسیارى را به رشته تحریر درآورد و بیش از 260 کتاب دستنویس از ایشان موجود است. "مصابیح الجنان" از جمله کتابهاى مشهور این عالم فقید است که در سه کشور ایران، کویت و لبنان چاپ و منتشر شده است.

مصاحبهاى خواندنى
پایگاه اطلاعرسانى مرحوم حضرت آیةاللّه سید عباس کاشانى قدسسره، در گفتوشنودى با معظمله، نظرات و خاطرات این عالم ربانى را در مورد خاندان، تحصیلات و اساتیدشان جویا شده است.
قسمتهایى از این مصاحبه خواندنى، تقدیم خوانندگان ارجمند افق حوزه مىشود.
حضرت آیةاللّه، ضمن سپاس از موافقت شما براى انجام این مصاحبه و نهایتاً انتشار آن، به عنوان اولین سؤال به معرفى اجداد خود بپردازید و توضیحاتى در باب خانواده پدرى و مادرى خودتان و دوران کودکى بفرمایید.
بسماللّهالرحمنالرحیم
در پاسخ به سؤال شما، از بیت جلیلالقدر روحانیت که در کتابها مضبوط و مثبوت است، هم از طرف پدر و هم از طرف مادر؛ جد مادرى ما که از اکابر عظماى شیعه بودند، من دوست ندارم بگویم حقیقتاً هم دوست ندارم، اما شما کتابهاى تراجم شیعه را ببینید، کتابهاى رجال را ببینید، همگى مفصلاً از این عالم بزرگ و از شرح حالات ایشان گفتهاند. من تصور مىکنم چون منتسب به این بیت هستم، تعریفى نکنم بهتر است، اما براى آنکه پرسیدید پاسخى بدهم، جد مادرى من مرحوم آیةاللّه آسید محمدصادق اصفهانى هستند که در تخت فولاد اصفهان مقبرهاى ارزنده دارند و بسیار مورد زیارت دوستداران هستند و مقبره ایشان معروف به خاتونآبادى است و با توجه به اینکه ایشان کاملاً براى دوستداران شناخته شدهاند، ترجیح مىدهم به جاى تعریف از ایشان، یادى بکنم از نوه دیگر ایشان که واقعاً مظلوم و ناشناخته بودند، جناب آقاى دکتربهشتى (شهید مظلوم آیةاللّه سید محمد حسینى بهشتى قدسسره)، که پسر خاله من بودند. من هنوز معقتدم اگر ایشان وارد سیاست نمىشد، از علماى بزرگ دوران بود و اگر شهید نمىشد، از علماى حکومت اسلامى بود و آنقدر که امام خمینى قدسسره به ایشان علاقهمند بودند، کمنظیر بود. شاید قضا و قدر چنین بود که بیش از این در دنیا نباشند و به آن وضع فجیع به شهادت برسند. ضمناً اینرا هم بگویم، وجداناً هم مىگویم نه تعصباً؛ که باطنى غیر از ظاهر داشت و از خانواده ایشان شنیدم که شبها تا به کى مشغول عبادت بود و گریهها مىکرد. شاید عظمت ایشان در این بود که بیش از این شناخته نشود.
و اما خودم در 17 ربیعالأول سال 1350 هجرى قمرى متولد شدم، همانطور که مرسوم بوده، پشت قرآن هم پدرم آنرا نوشته بود و آن قرآن الان پیش من است. 10 سال از عمرمان نگذشته بود که به امر والدمان جزو طلاب شدیم. آن روزها مرسوم بود که طلبههاى 10 تا 14 ساله زیاد باشند؛ اکثرشان هم از اکابر و فضلا شدند. در همان سن و سالها مثل مرحوم آیةاللّهالعظمى حاج سید محمدحسین شهرستانى که ایشان در 14 سالگى مجتهد مسلم بود؛ و از استاد بزرگشان آیةاللّهالعظمى اردکانى اجازه اجتهاد داشت که در این اجازهنامه به صراحت از ایشان به عنوان اعجوبه دهر و فیلسوف زمان یادشده بود. خیلى مهم است که در 14 سالگى اینگونه باشد و از این موارد زیاد بود،بهر حال حد فاصل 10 تا 12 سالگى در کربلا تحصیل مىکردم که والد ماجد ما آیةاللّه سید علىاکبر حسینى کاشانى در اثر سکته رحلت کردند و من هم به والده اصرار کردم که اجازه دهند بروم نجف، اما ایشان قبول نمىکرد و زمان را مناسب نمىدانست. بالاخره با اصرار زیاد در 13 سالگى به سامرا رفتم. آن روزها بعد از نجف، سامرا محل علمى بود. در زمان حضرت آیةاللّهالعظمى آقا سید ابوالحسن اصفهانى قدسسره که در عالم روحانیت نظیر ایشان خیلى کم بود، گرچه ناشناخته بودند. بهر حال ندانستن مردم دلیل بر عدم واقع نیست و از ایشان هم مردم کم مىدانند، این حرف را ضمناً آقاى گلپایگانى رحمةاللّهعلیه هم تأیید کردهاند و به خودم گفتند: "تا پیش از اخراج علما از نجف، مجموعهاى بودند در رأس آنها دو عالم بزرگوار، میرزاى نائینى و آسیدابوالحسن قدسسرهما" بههر حال دو سال در سامرا بودم و با عنایت خداوند متعال و الطاف مقدس حضرت بقیةاللّه حضرت مهدى روحىلمقدمهالفدا در حدى شدم که اگر از من چیزى مىپرسیدند، مىتوانستم پاسخ دهم.
آیةاللّه اصفهانى (خاتونآبادى) جدّ مادرىتان چند فرزند داشتند؟
چهار دختر، یکى والده مرحوم دکتر بهشتى یکى هم والده من، دو دختر دیگر ایشان هم به همسرى تجار بازار درآمدند، پسر هم نداشتند.
راجع به جدّ پدرىتان توضیح دهید؟
ایشان از مراجع بزرگ اسلام بود، جناب آسید محمدمهدى که شاگرد میرزاى شیرازى بود و بسیارى از کتب ایشان هم در کتابخانه من موجود است، کتابهایى در فقه، اصول و فلسفه؛ ضمن اینکه از شاگردان ایشان بسیارى هم از مراجع تقلید شدند؛ پدر من هم شاگرد ایشان بود.
جد شما در نجف ساکن بود؟
بله در نجف بود.
آقاى خاتونآبادى چطور؟
ایشان هم نجف بود.
پدر و مادرتان چطور؟
نه؛ ایشان در کربلا ساکن بودند.
شما فرزند اول بودید؟
خیر؛ چهار فرزند از مادر من بود، سید محمد، من، سید حسین و یک دختر. همشیرهام و من هنوز در قید حیاتیم. جا دارد از سید محمد هم یادى کنم که درس مىخواند و سید فاضلى بود، اما در اوایل جوانى از دنیا رفت؛ اگر مىبود، یک ملاّى حسابى بود. امّا از مادرم بگویم که باطنى بزرگ داشت. همیشه از خدا مىخواستم در قم رحلت نکند و شرایطى پیش آید که در نجف به رحمت خدا برود، زیرا در قم ایشان را کسى نمىشناخت و ممکن بود شأن ایشان رعایت نشود، اما خواست خدا بود که ایشان در قم وفات کند. اتفاقاتى افتاد که بر من مسجل شد ایشان و پدرشان نزد خدا عزیزند، چون به قدرى شلوغ شد و به قدرى از بزرگان و علما در مجلس ترحیم ایشان شرکت کردند که خودم راضى شدم و جالب اینکه امام خمینى قدسسره تأکید و پیگیرى کردند تا مقبره آبرومندى هم در حرم تهیه شد که اگر مىخواستیم خریدارى کنیم، به هیچ وجه در توان ما نبود.
مرحوم آیةاللّه سید ابوالقاسم کاشانى هم با شما نسبتى داشتند؟
اینقدر شما سراغ نسب ما را مىگیرید، من رضایت ندارم. بیایید براى شما خاطره بهیادماندنى از شیخ عباس قمى بگویم، که خودم او را دیدم با لباس مندرس، عمامهاى که به جرأت من گویم 2 متر نبود، با عصایى از چوب خرما که حتى تراشیده نشده بود، لباسهاى ژنده اما تمیز و صورتى نورانى، چنان نورانى بود که حد نداشت. در همان کتابفروشى که ملاقاتشان کردم، اتفاقاً در حضور خودشان هر چه مفاتیح بود را فروختند و خریدار در حالىکه با حرارت از نویسندهاش تعریف مىکرد، ایشان را روبروى خود مىدید و نمىشناخت! این صحنه، اثرات عجیبى در من گذاشت. اما در مورد آیةاللّه ابوالقاسم کاشانى؛ ایشان پسر عموى ما بودند، اولاً خیلى ملاّ بود و اگر در سیاست وارد نمىشد، یکى از متکلمین بزرگ مىشد، چون ایشان شاگرد آخوند خراسانى بود و در درس ایشان زیاد اظهار مطلب مىکرد یا به قول امروزىها شلوغ مىکرد. آقا ابوالقاسم، به تمام معنا یک آقازاده بود. پدرش آیةاللّهالعظمى آسید مصطفى کاشانى، مرجع تقلید بزرگى بود که در حرم حضرت موسى بن جعفر(ع) یک اتاق دارد. خودش هم در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) کنار ناصرالدینشاه دفن است. علمش زیاد بود، اما وارد سیاست شد، کل دنیا را هم گشت، وقتى به نمایندگى تهران منصوب شد، از تبعید لبنان به ایران وارد شد، ساعت 11 صبح آقا از هواپیما پیاده شد، غروب به خانه رسید؛ بس که مستقبلین ایشان زیاد بود. اما سیاست با همین آقا کارى کرد که زمانى تک و تنها مىرفت و مىآمد و کسى هم به دیدنشان نمىرفت، البته دوباره به عزت رسید و عظمت یافت، و زمانى که به رحمت خدا رفت، جنازهاش خیلى تکریم شد.
ارتباطى هم با ایشان داشتید؟
زیاد؛ هر وقت از کربلا مىآمدم، منزل ایشان پیاده مىشدم.
برگردیم به دوران کودکى، از اساتیدتان در آن دوران بگوئید؟
آن زمان طلبههاى نجف در 18، 19 سالگى نهایت در 21 سالگى فارغالتحصیل مىشدند، من خودم اولین اجازه اجتهادم را از آیةاللّه آشیخ محمد خطیب گرفتم، استاد دیگرم مرحوم آسید حسن میرقزوینى از متکلمین درس آخوند خراسانى بود، جناب مرحوم آسید محمدطاهر بوشهرى بحرانى این اساتید که نام بردم در کربلا بودند. در نجف هم آمیر حسن یزدى، آسید حسین حمّامى و آمیرزا عبدالهادى شیرازى بعدها هم آقاى حکیم و در آخر منحصر شد به درس آقاى خویى، بههرحال 25 سالم بود که جانشین پدرم در امامت حرم کربلا که مولوى نامى بود و به رحمت خدا رفته بود شدم و گویا بر سر جانشینى او بین دودسته اختلاف افتاد، دسته سومى هم مرا معرفى کردند که تا حدود 31 سال امامت جماعت کربلا را برعهده داشتم، خواست خدا بود که از روز سوم به بعد هم بسیار شلوغ شد، تا اینکه این یاغى طاغى (صدام) ما را به ایران تبعید کرد.
فهرست برخى از آثار:
الرضوان فى تفسیرالقرآن (30 جلد) / معجم اعلامالشیعه (110 جلد) / الموت / المطایبات / عجائب المخلوقات / حدائق الانس (5 جلدى عربى و فارسى) / منهاجالحاج / الرضا(ع) / الترجمة تقویمالشیعه / الامامة عندالشیعه / مصابیحالجنان: ادعیه و زیارات (1جلدى عربى و فارسى) / الترجمة مصابیحالجنان / منهاجالجنان: الادعیة والممارسة الکاملة لشهر رمضان (1جلدى عربى) / دلیلالصائم / الخمس / الزکات / الاحتکار فىالاسلام / عقائدالشیعه / فلسفةالاحکام / کشکول کاشانى / طبقاتالاعلام و هى موسوعة کبرى (در چندین جلد) / ریاضالانس (2جلد) / المخازن / فرائضالاسلام / ارشاد اهلالقبله / التلفزیون الکوفة (التوجیه من اهل القبله): مدینة الکوفة المساجد والأفراد / اسمالمدینة (1جلدى) / تقویم العشللشیعة: فىالأیام والشهور / البشائر والغفزان: ادعیه و فضائل نصف شعبان / موجز احکامالصوم / الصیام فىالاسلام / الاشراف على مسائل الاعتکاف / اعرف احکام دینک / توضیحالشکوک / هکذاالصلاة / الاسلام فى اصوله و فروعه / شذرات من اصولالاسلام / دلیل العاکف / رسالةالصیام / حقائق عن اسلام / القصیدةالعلویه / المساجلات / احکام الشکوک / الشیعه / ارثالشیعه / احکامالنساء / الاخلاق / المسائلالفقهیه / اصولالاجتهاد / الحجاب والتبرج / الجهاد فىالاسلام / الربا فىالاسلام / احکام الشریعة فى مذهبالشیعه / المنطق / اصولالفقه / فقهالشیعه / سیرة خلفاءالرسول(ص) / الخلافة فى الاسلام / عقیلةالوحى زینبالکبرى(س) / رسالة فى احکام الوقف / المعاملات فىالاسلام / الالفیه فىالنحو / الالفیه فىالفقه / قبسات فى ادبالعرب / قبسات فى ادبالفرس / الشجرة المبارکه / انوارالبدر فیما یتعلق بلیالىالقدر / القصاص فىالاسلام / احکام الوقف الذرى / حلیةالمرتلین فى تجویدالقرآنالمبین / ضیاءالعین فیما یتعلق بمولى الکونین امام حسین(ع) / تحفه عباسى / منتخب تقویمالشیعه / اخلاق عندالشیعه / ابوطالب والاسلام / لؤلؤ و مرجان یا اعمال شب نیمه شعبان / منتخب مصابیحالجنان. انتهای پیام


|