سیره خوبان
آیةالله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی)
یکی از تجار تهران تعریف میکند: در شمیران باغی خریدیم و از نظر آب در مضیقه بودیم. ناچار شدیم چاهی بکنیم، ولی هر نقطهای از باغ را کندیم به آب نرسیدیم. |
 |
روزی قصد زیارت امام رضا علیهالسلام کردیم. در آنجا به دیدار آیةالله حاج شیخ حسنعلی نخودکی رفتیم. جریان کندن چاه آب را هم به ایشان گفتیم و کمک خواستیم. ایشان فرمودند: من برنامهای میدهم که اگر مطابق آن عمل کنید، هر نقطه از باغ را بکنید آب بیرون میآید و خشک هم نمیشود و شما باید یک شیر هم بیرون بگذارید تا رهگذرها و همسایهها هم از آن استفاده کنند. ما شرط را قبول کردیم. او هم برنامه را به ما داد.
برنامه این بود که ایشان چند جمله در کاغذی نوشته و به ما فرمودند: هر نقطه را خواستید بکنید، اول این کاغذ را در آنجا قرار دهید و پس از آن، آن نقطه را بکنید و هنگامی که به آب رسیدید، این کاغذ را به چاه بیندازید. ما هم مطابق دستور آن جناب عمل کردیم و به آب رسیدیم. تاکنون هر چه از آن چاه آب برداشتهایم کم نشده است و یک شیر هم در بیرون باغ گذاشتهایم تا عموم استفاده کنند. انتهای پیام


|