لطیفه
|
 |
مادر: پسرم بیا اسفناج بخور، آهن دارد.
پسر: نمیتوانم مادر جان، الآن آب خوردم، میترسم زنگ بزنم!
پدر: حالا که رفوزه شدی به کسی نگو تا آبرویت نرود.
پسر: حتماً پدر، تازه خودم هم به بقیه گفتم که به کسی نگویند!
مردی میرفت، شخصی پسگردنی محکمی به او زد، برگشت و آدم قوی هیکلی را دید. با عصبانیت از او پرسید: جدی زدی یا شوخی؟
آن شخص قویهیکل جواب داد: جدی جدی بود.
مرد گفت: شانس آوردی، چون من اصلاً از شوخی خوشم نمیاد! انتهای پیام


|