|
شعر (نماز)
|
 |
پیش از طلوع خورشید
وقتی سپیــده سر زد
وقتی پرنـده شب
از بام خانــه پر زد
برخاستم من از خواب
رفتم وضو گرفتم
دست دعـــا گشودم
یاری از او گــرفتم
از پشت بام مسجد
آمد نوای توحید
بار دگر به دلهــا
نور نشـاط بخشیــد
من جانماز خود را
آهسته بـاز کردم
آنگاه با خدایم
راز و نــیاز کــردم
شهرام مقدسی انتهای پیام


|
|